﻿1
00:01:15,000 --> 00:01:16,958
‫تو سال‌های پایانی سلسله‌ی «سویی»،

2
00:01:17,000 --> 00:01:21,833
‫قدرت به فساد کشیده شده بود و مردم در عذاب بودن،

3
00:01:21,875 --> 00:01:24,333
‫نارضایتی هم کل امپراتوری رو فرا گرفته بود.

4
00:01:24,791 --> 00:01:27,458
‫از دل این آشوب‌ها، «ژیشیلانگ» قد علم کرد؛

5
00:01:27,500 --> 00:01:29,791
‫کسی که «شورش گل‌ها» رو به راه انداخت.

6
00:01:29,833 --> 00:01:32,666
‫اون عهد بست که غبار رو کنار بزنه...

7
00:01:32,708 --> 00:01:35,625
‫و روشنایی رو دوباره برگردونه.

8
00:01:36,166 --> 00:01:39,291
‫امپراتور مامورانش رو به دورترین نقاط جاده ابریشم فرستاد،

9
00:01:39,333 --> 00:01:41,041
‫تا «ژیشیلانگ» رو دستگیر کنن؛

10
00:01:41,083 --> 00:01:43,625
‫تحت‌تعقیب‌ترین مردِ کلِ امپراتوری.

11
00:01:44,250 --> 00:01:48,583
‫خاندان «مو» و «هه‌ایی» سردمدارِ پنج خاندان بزرگ غرب بودن.

12
00:01:48,625 --> 00:01:52,125
‫به همراه شمشیرزن‌ها، تکاورها و مزدورهای «تخاری»...

13
00:01:52,166 --> 00:01:54,750
‫همگی برای قدرت و سلطه بر این سرزمین بیابانی می‌جنگن.

14
00:01:54,791 --> 00:01:57,708
‫تنش داره بالا می‌گیره... همه منتظرِ یه جرقه‌ان.

15
00:02:38,125 --> 00:02:41,458
‫خروسی فراز درختای توت آواز سر می‌ده

16
00:02:41,500 --> 00:02:44,250
‫حیاطی غرق در سکوت و آرامش، عریان و رها...

17
00:02:44,291 --> 00:02:46,875
‫اتاق خالی، کلی جای دنج و فراخ داره.

18
00:02:46,916 --> 00:02:47,625
‫«جایزه‌بگیر - دائو ما شیائو چی»

19
00:02:47,666 --> 00:02:48,708
‫من...

20
00:02:48,875 --> 00:02:50,083
‫خیلی وقته...

21
00:02:50,125 --> 00:02:51,708
‫خیلی وقته که...

22
00:02:52,250 --> 00:02:53,500
‫خیلی وقته که زندگی می‌کنم...

23
00:02:53,791 --> 00:02:55,291
‫توی یه قفس...

24
00:02:56,500 --> 00:02:58,875
‫خیلی وقته که توی قفسی از دلسوزی و مراقبت زندگی می‌کنم،

25
00:02:58,916 --> 00:03:00,791
‫دوباره برگشتم به هوای آزاد.

26
00:03:33,333 --> 00:03:34,375
‫نگاه نکن.

27
00:03:35,166 --> 00:03:38,583
‫"شهر چیشا"

28
00:03:53,208 --> 00:03:54,416
‫یه پیک دیگه!

29
00:04:16,791 --> 00:04:18,833
‫عمو، یه استیک مهمونم می‌کنی؟

30
00:04:31,291 --> 00:04:32,583
‫اسمم «دائو ما»ـه.

31
00:04:32,625 --> 00:04:34,958
‫اگه می‌تونی یادت بمونه، اگه نه هم که فراموشش کن.

32
00:04:35,000 --> 00:04:36,541
‫اسم‌ها اهمیتی ندارن.

33
00:04:37,500 --> 00:04:40,541
‫جون‌هایی که گرفتی، دردسرهایی که راه انداختی...

34
00:04:40,583 --> 00:04:42,208
‫همه‌شون دیگه مال گذشته‌ست.

35
00:04:42,250 --> 00:04:44,125
‫مهم اینه که

36
00:04:44,166 --> 00:04:45,916
‫واسه سرت هشتصد تا سکه جایزه گذاشتن

37
00:04:45,958 --> 00:04:47,833
‫«کله‌تخم‌مرغی - دارودسته‌ی تندر»

38
00:05:00,791 --> 00:05:02,875
‫ولی اگه سه برابر اون رو بهم بدی

39
00:05:04,208 --> 00:05:05,750
‫وانمود می‌کنم اصلاً همو ندیدیم

40
00:05:16,083 --> 00:05:16,708
‫بکشیدش!

41
00:05:16,750 --> 00:05:17,750
‫اسلحه‌هاتون رو بردارید!

42
00:05:21,250 --> 00:05:22,250
‫یک

43
00:05:24,333 --> 00:05:25,333
‫دو

44
00:05:28,083 --> 00:05:29,083
‫سه

45
00:05:32,333 --> 00:05:33,333
‫چهار

46
00:05:35,791 --> 00:05:36,791
‫پنج

47
00:05:40,291 --> 00:05:41,291
‫شیش

48
00:05:46,166 --> 00:05:47,166
‫هشت

49
00:05:49,666 --> 00:05:51,375
‫چطور بعدِ شیش شد هشت؟

50
00:05:51,416 --> 00:05:53,041
‫«سون» منم!

51
00:06:24,458 --> 00:06:26,250
‫دو ماه تمام رد اون سوژه رو زدیم

52
00:06:26,291 --> 00:06:27,625
‫که آخرش بازی رو به اون یارو ببازیم!

53
00:06:29,000 --> 00:06:30,750
‫قربان، از این طرف تشریف بیارید.

54
00:06:31,625 --> 00:06:32,875
‫اینا رو امتحان کن.

55
00:06:33,791 --> 00:06:35,041
‫اون شمشیرزنه پدرته؟

56
00:06:35,583 --> 00:06:37,208
‫چرا به اسم صداش می‌زنی؟

57
00:06:38,333 --> 00:06:39,958
‫دیگه هم داری؟

58
00:06:40,000 --> 00:06:41,208
‫اول جواب منو بده.

59
00:06:41,583 --> 00:06:43,375
‫اومم... بعداً بهت می‌گم.

60
00:06:50,458 --> 00:06:51,458
‫این مرد رو دیدی؟

61
00:06:55,750 --> 00:06:56,750
‫نه، ندیدم.

62
00:06:58,000 --> 00:06:59,541
‫اگه دیدیش، بهم خبر بده.

63
00:06:59,666 --> 00:07:01,291
‫جایزه‌اش اونقدری هست که بشه باهاش یه مسافرخونه دیگه باز کرد.

64
00:07:02,458 --> 00:07:04,625
‫به درگاه الهه «گوان‌یین» دعا می‌کنم.

65
00:07:04,666 --> 00:07:05,541
‫که این نکبت رو بیارید

66
00:07:05,583 --> 00:07:07,208
‫به مسافرخونه‌ی من.

67
00:07:34,791 --> 00:07:36,000
‫کاپیتان لین!

68
00:07:36,041 --> 00:07:38,375
‫کاپیتان لین،

69
00:07:38,750 --> 00:07:39,583
‫لازم نبود این همه راه رو تا اینجا بیاید.

70
00:07:39,625 --> 00:07:41,416
‫پول یه قسط دیگه رو دقیقاً جور کردم.

71
00:07:41,458 --> 00:07:43,208
‫همین الان می‌خواستم بیارمش برات.

72
00:07:43,250 --> 00:07:45,000
‫فکر نمی‌کردم خودت شخصاً پاشی بیای.

73
00:07:45,041 --> 00:07:46,291
‫بعداً به حساب تو می‌رسم.

74
00:07:50,083 --> 00:07:51,291
‫کمرم درد می‌کنه...

75
00:07:52,625 --> 00:07:53,666
‫عجب بزدلیه.

76
00:07:53,708 --> 00:07:54,916
‫آخه چرا باید همچین پدری داشته باشم؟

77
00:07:54,958 --> 00:07:57,375
‫آلای! در مورد پدرت این‌طوری حرف نزن.

78
00:08:08,958 --> 00:08:12,375
‫صاحب این شمشیر، مایل به دیدارتونه.

79
00:08:17,250 --> 00:08:20,833
‫«اقامتگاه چانگ گوئیرن»

80
00:09:09,500 --> 00:09:11,666
‫- «ارباب چانگ - نماینده‌ی ویژه‌ی امپراتور» - به پاسِ دستاوردهام

81
00:09:11,708 --> 00:09:13,458
‫توی نبرد علیه تُرک‌ها

82
00:09:13,541 --> 00:09:16,583
‫امپراتور فقید، این شمشیرِ زره‌شکن رو بهم اعطا کرد

83
00:09:17,166 --> 00:09:18,708
‫بعد از سال‌ها جستجو

84
00:09:18,750 --> 00:09:20,375
‫غلاف اصلیش رو پیدا کردم

85
00:09:21,125 --> 00:09:23,500
‫خودم با لاجورد تزئینش کردم.

86
00:09:23,541 --> 00:09:26,583
‫این شمشیر برازنده‌ی یه شمشیرزنِ بزرگه.

87
00:09:27,125 --> 00:09:28,250
‫محشر نیست؟

88
00:09:31,416 --> 00:09:32,416
‫هدیه‌ست برای من؟

89
00:09:35,875 --> 00:09:37,041
‫شمشیرِ خوبیه.

90
00:09:37,833 --> 00:09:39,625
‫ولی مگه یه ابزارِ کشتار...

91
00:09:39,666 --> 00:09:41,208
‫باید انقدر زیبا باشه؟

92
00:09:43,000 --> 00:09:44,166
‫نظرت چیه با طلا طاقش بزنم؟

93
00:09:45,875 --> 00:09:47,458
‫یه تیمِ سی و سه نفره از تک‌تیراندازهای زبده دارم...

94
00:09:47,500 --> 00:09:48,958
‫که توی نبردهای دوربرد، رنگِ شکست رو ندیدن.

95
00:09:49,208 --> 00:09:50,833
‫ولی نقطه‌ضعفشون نبردِ تن‌به‌تنه.

96
00:09:51,125 --> 00:09:54,083
‫چیزی که بهش نیاز دارن... یه استادِ کارکشته‌ست.

97
00:09:54,125 --> 00:09:55,583
‫با این استعدادِ درخشانی که داری...

98
00:09:55,625 --> 00:09:57,666
‫چرا به ما ملحق نمی‌شی؟

99
00:09:57,708 --> 00:10:00,250
‫به‌جای اینکه یه مزدور باشی، بیا و ژنرال شو.

100
00:10:02,208 --> 00:10:04,041
‫من دیگه دِینم رو به اون سیستم ادا کردم.

101
00:10:04,500 --> 00:10:06,333
‫خوب می‌دونم اون تو واقعاً چه خبره.

102
00:10:07,291 --> 00:10:09,333
‫بذا این‌جوری بگم، من اصلاً واسه اون کار ساخته نشدم.

103
00:10:12,166 --> 00:10:15,458
‫یعنی یه نگهبانِ سابقِ «سواره‌نظامِ دلاورِ جناحِ چپ»...

104
00:10:16,250 --> 00:10:18,333
‫اون‌قدر به خفت افتاده که بخواد سرِ جونش قمار کنه؟

105
00:10:19,000 --> 00:10:21,583
‫واسه یه جایزه‌ی ناچیزِ هشتصد سکه‌ای؟ دائو ما.

106
00:10:27,291 --> 00:10:28,291
‫منو می‌شناسی.

107
00:10:28,833 --> 00:10:30,500
‫وقتایی که دنبالِ جایزه جمع کردنی...

108
00:10:30,875 --> 00:10:32,541
‫یه جایزه‌بگیری...

109
00:10:32,583 --> 00:10:34,750
‫اما بقیه‌ی وقتا...

110
00:10:34,791 --> 00:10:36,833
‫تو هم فقط یه راهزنی، مثل بقیه.

111
00:10:38,291 --> 00:10:39,541
‫درست مثل من.

112
00:10:40,083 --> 00:10:42,833
‫سی ساله که دارم این شهر رو اداره می‌کنم.

113
00:10:43,583 --> 00:10:45,708
‫راهزن‌ها فکر می‌کنن من خودِ قانونم.

114
00:10:45,750 --> 00:10:47,458
‫اما قانون... من رو هم یه راهزن می‌بینه.

115
00:10:48,125 --> 00:10:50,583
‫احمق‌ها جوری رفتار می‌کنن که انگار قدرتی دارن.

116
00:10:50,625 --> 00:10:52,166
‫اژدهاهای بزرگ خوب می‌دونن...

117
00:10:52,208 --> 00:10:55,791
‫چطور باید قدرتشون رو مخفی کنن.

118
00:10:56,583 --> 00:10:58,416
‫شاید جهت باد عوض بشه،

119
00:10:58,958 --> 00:11:00,708
‫ولی ما همچنان شکست‌ناپذیریم.

120
00:11:04,541 --> 00:11:05,958
‫این یه چیزیه که...

121
00:11:06,000 --> 00:11:08,708
‫فقط آدمایی مثل من و تو می‌تونن درکش کنن.

122
00:11:10,208 --> 00:11:11,416
‫دیگه جوون نیستم.

123
00:11:13,041 --> 00:11:16,166
‫این شهر حتی از دسترس امپراتور یشم هم خارجه.

124
00:11:16,208 --> 00:11:17,791
‫همه‌ش می‌تونه مال تو بشه.

125
00:11:18,458 --> 00:11:21,166
‫شاید هرچی که دنبالش بودی رو پیدا کنی.

126
00:11:21,958 --> 00:11:23,208
‫مگه من دنبال چی بودم؟

127
00:11:36,458 --> 00:11:38,000
‫وقتت تمومه، مسافرخونه‌چی!

128
00:11:38,041 --> 00:11:39,125
‫این مسافرخونه داره توقیف می‌شه

129
00:11:39,333 --> 00:11:42,125
‫تا مالیات‌های معوقه تسویه بشه.

130
00:11:42,958 --> 00:11:43,958
‫سروان لین!

131
00:11:44,583 --> 00:11:47,250
‫فقط یه ذره دیگه وقت می‌خوام، سروان لین.

132
00:11:47,291 --> 00:11:49,500
‫خواهش می‌کنم بذارید ارباب چانگ رو ببینم.

133
00:11:49,541 --> 00:11:50,291
‫خواهش می‌کنم از جونمون بگذرید!

134
00:11:50,333 --> 00:11:51,666
‫ولش کن، کثافت!

135
00:11:53,208 --> 00:11:54,208
‫آلای!

136
00:11:54,250 --> 00:11:55,833
‫اگه فقط می‌تونستم چند کلمه باهاش حرف بزنم،

137
00:11:55,875 --> 00:11:56,875
‫ازت التماس می‌کنم!

138
00:11:59,291 --> 00:12:00,333
‫لطفاً بهمون رحم کن.

139
00:12:02,375 --> 00:12:04,041
‫چرا هیچ‌کاری نمی‌کنی؟

140
00:12:05,750 --> 00:12:07,000
‫ساکت باش.

141
00:12:07,041 --> 00:12:08,166
‫یالا، بگیر بخواب.

142
00:12:08,875 --> 00:12:11,041
‫هیس...

143
00:12:11,958 --> 00:12:13,416
‫ولم کن!

144
00:12:14,541 --> 00:12:15,541
‫حبس‌شون کنید!

145
00:12:15,583 --> 00:12:17,500
‫مردا رو بفرستید برای ساختن دیوار بزرگ.

146
00:12:17,541 --> 00:12:17,958
‫خواهش می‌کنم، نکنید.

147
00:12:18,000 --> 00:12:19,625
‫و تو هم می‌تونی...

148
00:12:19,666 --> 00:12:20,958
‫توی پادگان وسیله‌ی سرگرمی باشی!

149
00:12:39,541 --> 00:12:40,416
‫تو...

150
00:12:40,458 --> 00:12:41,833
‫مار دو سر؟

151
00:12:42,291 --> 00:12:45,166
‫"مار دو سر"

152
00:12:51,000 --> 00:12:53,083
‫می‌تونی شکستم بدی...

153
00:12:53,125 --> 00:12:55,583
‫می‌تونی تحقیرم کنی.

154
00:12:56,916 --> 00:13:00,333
‫اما وقتی به خونواده‌م آسیب بزنی، دیگه پاتو از حدت فراتر گذاشتی!

155
00:13:00,875 --> 00:13:01,875
‫برو!

156
00:13:15,708 --> 00:13:16,708
‫پدر!

157
00:13:20,583 --> 00:13:21,416
‫پدر!

158
00:13:21,458 --> 00:13:22,458
‫عزیزم!

159
00:13:27,125 --> 00:13:28,125
‫پدر!

160
00:13:29,916 --> 00:13:30,916
‫پدر!

161
00:13:31,041 --> 00:13:32,791
‫فکرشم نمی‌کردم این شهر کوچیک

162
00:13:32,833 --> 00:13:34,250
‫این افتخار نصیبش بشه که

163
00:13:34,291 --> 00:13:35,916
‫میزبانِ این‌همه شمشیرزنِ ماهر باشه.

164
00:13:36,416 --> 00:13:38,000
‫دیگه وقتشه که بریم.

165
00:13:38,041 --> 00:13:39,291
‫شیائو چی، بیا بریم.

166
00:13:40,958 --> 00:13:42,916
‫داداش آلای اینو بهم داد.

167
00:13:53,208 --> 00:13:53,666
‫پدر!

168
00:13:53,708 --> 00:13:54,708
‫ارباب چانگ!

169
00:13:55,791 --> 00:13:56,625
‫ارباب چانگ!

170
00:13:56,666 --> 00:13:57,666
‫پدر!

171
00:14:01,791 --> 00:14:02,791
‫پدر!

172
00:14:03,416 --> 00:14:04,416
‫عزیز دلم!

173
00:14:04,458 --> 00:14:05,041
‫پدر!

174
00:14:05,083 --> 00:14:07,000
‫ارباب چانگ می‌خواد ازم دزدی کنه

175
00:14:07,250 --> 00:14:08,750
‫از این غنیمتِ ناچیز؟

176
00:14:08,791 --> 00:14:09,791
‫شمشیرزن!

177
00:14:10,083 --> 00:14:12,166
‫شمشیرزن! خواهش می‌کنم پدرم رو نجات بده!

178
00:14:12,958 --> 00:14:14,291
‫شمشیرزن!

179
00:14:14,625 --> 00:14:16,041
‫اینجا خبری از شمشیرزن نیست.

180
00:14:16,583 --> 00:14:18,125
‫امروز، من یه جایزه‌بگیرم.

181
00:14:18,166 --> 00:14:19,750
‫اومدم اینجا تا باباتو بکشم.

182
00:14:22,541 --> 00:14:23,500
‫باورم نمیشه.

183
00:14:23,541 --> 00:14:25,291
‫یه نگهبان از سواره‌نظام دلاور چپ...

184
00:14:25,333 --> 00:14:27,125
‫هیچ‌وقت این‌قدر احمق نمیشه.

185
00:14:27,166 --> 00:14:29,416
‫«سواره‌نظامِ دلاورِ جناحِ راست» هم همین فکرو می‌کردن.

186
00:14:30,208 --> 00:14:31,791
‫شاید یه اتاق پر از گنج داشته باشی،

187
00:14:33,833 --> 00:14:35,750
‫ولی من همین شمشیرِ ساده رو دوست دارم.

188
00:14:44,041 --> 00:14:45,291
‫حیف شد.

189
00:14:45,333 --> 00:14:46,833
‫اینم یه احمقِ دیگه.

190
00:15:51,625 --> 00:15:53,041
‫می‌تونیم با جنگیدن از اینجا بزنیم بیرون.

191
00:15:53,083 --> 00:15:55,333
‫واسه سرم هشت هزار تا سکه جایزه گذاشتن.

192
00:15:55,375 --> 00:15:56,375
‫همه‌اش مال خودت.

193
00:15:56,750 --> 00:15:57,750
‫به شرطی که زنده بمونی.

194
00:15:58,333 --> 00:16:00,750
‫جنازه‌ات فقط دو هزار تا می‌ارزه.

195
00:16:18,083 --> 00:16:19,083
‫حرکاتش خیلی سریع‌ان.

196
00:16:19,541 --> 00:16:20,625
‫مگه بهت نمیگن مار دوسر؟

197
00:16:20,666 --> 00:16:22,000
‫سال‌ها زندگی توی آرامش و مخفی‌کاری...

198
00:16:22,041 --> 00:16:23,708
‫مهارت‌هات رو کُند کرده.

199
00:17:15,375 --> 00:17:16,333
‫عزیزِ من!

200
00:17:16,375 --> 00:17:17,458
‫پدر!

201
00:17:17,500 --> 00:17:18,708
‫دائو ما!

202
00:17:19,041 --> 00:17:20,166
‫مهارتت کمه.

203
00:17:33,750 --> 00:17:34,750
‫پدر...

204
00:17:35,083 --> 00:17:36,083
‫آلای!

205
00:17:45,458 --> 00:17:46,458
‫پدر...

206
00:17:46,916 --> 00:17:47,916
‫همین الان تمومش کن!

207
00:18:05,791 --> 00:18:07,208
‫پدر...

208
00:18:08,333 --> 00:18:09,458
‫پدر...

209
00:18:11,250 --> 00:18:12,250
‫پدر...

210
00:18:12,666 --> 00:18:13,750
‫پدر...

211
00:18:17,958 --> 00:18:19,625
‫متاسفم

212
00:18:19,666 --> 00:18:21,041
‫پدر...

213
00:18:22,958 --> 00:18:24,791
‫خانم صاحب‌خونه، دارم تسویه می‌کنم.

214
00:18:25,541 --> 00:18:27,958
‫مردی که دنبالشم... شاید خیلی وقت پیش مرده باشه.

215
00:18:29,375 --> 00:18:31,041
‫آتیش رو روشن کنید!

216
00:18:31,083 --> 00:18:33,000
‫حاکم رو کشتن!

217
00:18:54,708 --> 00:18:55,916
‫نذارید فرار کنه!

218
00:18:58,000 --> 00:18:59,000
‫شلیک کنید!

219
00:19:24,416 --> 00:19:26,166
‫آیویا!

220
00:19:26,750 --> 00:19:28,541
‫آیویا!

221
00:19:48,416 --> 00:19:52,041
‫- «آیویا - ارباب جوان خاندان مو» - دهکده‌ی موجیا حساب‌کتاب داره.

222
00:19:52,416 --> 00:19:53,875
‫هر کی اینجا دست به شمشیر ببره...

223
00:19:53,916 --> 00:19:54,708
‫مجازاتش مرگه.

224
00:19:54,750 --> 00:19:56,708
‫- «دیائو داهو - کاپیتان تیراندازان امپراتوری» - واسم مهم نیست کی هستی.

225
00:19:56,750 --> 00:19:58,875
‫بکشید کنار، ای گله‌ی مرغ‌ها! از سر راه برید کنار!

226
00:20:00,541 --> 00:20:02,833
‫- «یوچی آنی - فرمانده‌ی گارد مو» - مراقب دهنت باش!

227
00:20:04,250 --> 00:20:06,416
‫آخ... صورتم...

228
00:20:30,875 --> 00:20:35,666
‫«دهکده‌ی موجیا»

229
00:20:45,125 --> 00:20:46,916
‫شانگ یانگ تای! بهترین جاها، تضمینی!

230
00:20:54,208 --> 00:20:56,166
‫میشا! برگشتم!

231
00:20:57,875 --> 00:21:00,166
‫یه عروسک «موهله» می‌خوای، شیائو چی؟

232
00:21:01,291 --> 00:21:03,041
‫هر کدوم دو سکه.

233
00:21:16,916 --> 00:21:19,708
‫میشا. دو تا سکه واسه دو تا، مگه نه؟

234
00:21:19,750 --> 00:21:20,791
‫خیلی رئیس‌بازی درمیاری...

235
00:21:20,833 --> 00:21:22,416
‫با این اخلاقت چطوری می‌خوای شوهر پیدا کنی؟

236
00:21:22,791 --> 00:21:24,000
‫ممنون، آبجی بزرگه!

237
00:21:24,041 --> 00:21:26,666
‫توی کل جاده ابریشم، خوشگل‌تر از تو پیدا نمی‌شه.

238
00:21:26,958 --> 00:21:29,291
‫این‌جوری زبون ریختن رو از کجا یاد گرفتی؟

239
00:21:29,333 --> 00:21:31,208
‫امشب استیک داریم!

240
00:21:31,250 --> 00:21:32,750
‫من که پایه‌ام!

241
00:21:32,791 --> 00:21:34,541
‫بزن بریم غذا بخوریم.

242
00:21:36,708 --> 00:21:37,833
‫دائو ما.

243
00:21:37,875 --> 00:21:40,458
‫بچه‌های چانگان هم با عروسک بازی می‌کنن؟

244
00:21:41,125 --> 00:21:44,250
‫شنیدم... موقع جشن‌ها توی چنگ‌آن...

245
00:21:44,291 --> 00:21:46,125
‫زن‌ها می‌تونن تمام شب رو بیرون بمونن.

246
00:21:46,166 --> 00:21:47,291
‫راسته؟

247
00:21:47,791 --> 00:21:49,458
‫چنگ‌آن چه جور جاییه؟

248
00:21:51,375 --> 00:21:52,375
‫بچه جون...

249
00:21:53,208 --> 00:21:54,500
‫خیلی وقته که دور بودم.

250
00:21:54,958 --> 00:21:56,500
‫چیزی یادم نمیاد.

251
00:21:59,916 --> 00:22:00,666
‫بزن بریم.

252
00:22:00,708 --> 00:22:01,625
‫شیائو چی.

253
00:22:01,666 --> 00:22:02,958
‫دیگه راه بیفتیم.

254
00:22:03,375 --> 00:22:04,041
‫بیا بریم.

255
00:22:04,083 --> 00:22:05,916
‫یالا، یالا، یالا.

256
00:22:05,958 --> 00:22:07,250
‫بریم یه ببر شکار کنیم.

257
00:22:11,458 --> 00:22:12,458
‫رسیدیم!

258
00:22:12,833 --> 00:22:14,000
‫رسیدیم!

259
00:22:14,583 --> 00:22:16,083
‫رسیدیم!

260
00:22:21,083 --> 00:22:22,083
‫بیا.

261
00:22:26,208 --> 00:22:26,916
‫زود باش!

262
00:22:26,958 --> 00:22:28,041
‫وسایلو جمع کنین!

263
00:22:34,041 --> 00:22:35,791
‫این دفعه قراره چقدر قایم بشیم؟

264
00:22:36,625 --> 00:22:37,666
‫حداقل سه ماه.

265
00:22:37,708 --> 00:22:38,708
‫شایدم بیشتر.

266
00:22:39,583 --> 00:22:40,833
‫شایدم دو سال.

267
00:22:40,875 --> 00:22:42,000
‫جدیه؟

268
00:22:43,333 --> 00:22:44,333
‫پس بهتره اینم با خودت بیاری.

269
00:22:46,708 --> 00:22:47,833
‫طومارهای شعرت رو بیار.

270
00:22:47,875 --> 00:22:49,958
‫شعر خوندنت یه فاجعه‌ست.

271
00:22:50,708 --> 00:22:52,333
‫روح شاعرا دست از سرمون برنمی‌داره.

272
00:22:52,791 --> 00:22:54,458
‫مجبورم؟

273
00:22:55,791 --> 00:22:56,791
‫یه بار دیگه امتحان کن.

274
00:22:57,000 --> 00:22:58,916
‫فکر کردی کجا داری میری؟

275
00:23:00,750 --> 00:23:02,166
‫خودتی که، پیرمرد.

276
00:23:03,750 --> 00:23:04,750
‫تو کی رسیدی اینجا؟

277
00:23:12,958 --> 00:23:14,958
‫تقریباً همه‌شو تسویه کردم.

278
00:23:15,000 --> 00:23:17,166
‫صبر می‌کنم اوضاع آروم شه، بعد بقیه‌شو می‌دم.

279
00:23:17,250 --> 00:23:18,666
‫«رئیس مو - رئیس خاندان مو، قلمرو غربی»

280
00:23:18,708 --> 00:23:20,083
‫همین امروز صبح زود...

281
00:23:20,958 --> 00:23:23,791
‫یه حکم تعقیب فوری به همه‌ی دهکده‌ها فرستادن.

282
00:23:23,833 --> 00:23:25,083
‫دارن میان سراغت.

283
00:23:25,833 --> 00:23:29,166
‫جایزه‌ش... سی هزار تا سکه‌ست.

284
00:23:29,208 --> 00:23:32,041
‫تو اهلِ فروختنِ رفیق نیستی.

285
00:23:32,083 --> 00:23:34,708
‫تازه، سال‌هاست که زیر سایه‌ی توام.

286
00:23:34,750 --> 00:23:35,708
‫هیچ‌وقت یادم نمی‌ره.

287
00:23:35,750 --> 00:23:37,333
‫بیا. به سلامتیت می‌زنم.

288
00:23:38,375 --> 00:23:39,875
‫حالا که هیچ‌وقت یادت نمی‌ره...

289
00:23:40,500 --> 00:23:42,500
‫باید یه محموله رو جابه‌جا کنی.

290
00:23:42,541 --> 00:23:43,666
‫کجا؟

291
00:23:43,708 --> 00:23:45,708
‫کمکم کن یه نفر رو تا «چانگ‌آن» همراهی کنم.

292
00:23:48,875 --> 00:23:50,250
‫چانگ‌آن؟ زده به سرت؟

293
00:23:50,958 --> 00:23:51,958
‫از چی می‌ترسی؟

294
00:23:52,250 --> 00:23:53,541
‫دیگه به قدر کافی شر به پا کردم.

295
00:23:53,583 --> 00:23:55,625
‫ترجیح می‌دم چند سال دیگه زنده بمونم.

296
00:23:55,666 --> 00:23:57,541
‫توی «چانگ‌آن» تحت تعقیبم.

297
00:23:58,625 --> 00:24:01,500
‫واسه این کار، فراریِ شماره یک رو می‌خوای؟

298
00:24:02,333 --> 00:24:03,416
‫تـ... تو دیوونه‌ای!

299
00:24:03,958 --> 00:24:05,750
‫در مقایسه با کسی که قراره اسکورتش کنی،

300
00:24:05,791 --> 00:24:08,708
‫تو فقط دومین فراریِ تحت‌تعقیبِ دنیایی.

301
00:24:13,791 --> 00:24:16,666
‫اون رهبرِ «شورشِ گل‌ها»ست.

302
00:24:16,708 --> 00:24:18,833
‫ارباب ژیشیلانگ.

303
00:24:18,875 --> 00:24:20,541
‫ژیشیلانگ؟

304
00:24:20,583 --> 00:24:22,375
‫انگار از اون عقل‌کل‌هاست.

305
00:24:24,125 --> 00:24:27,166
‫تو از اون مردایی هستی که فقط پول رو می‌بینی.

306
00:24:27,208 --> 00:24:28,875
‫تو تصویرِ کلی رو نمی‌بینی.

307
00:24:30,750 --> 00:24:32,625
‫ببین، ارباب «ژیشیلانگ»...

308
00:24:32,666 --> 00:24:36,083
‫یه عالمِ بزرگه که کلِ دنیا رو توی قلبش جا داده.

309
00:24:39,041 --> 00:24:40,375
‫عالمِ بزرگیه، نه؟

310
00:24:41,083 --> 00:24:42,416
‫مگه چیکار کرده؟

311
00:24:44,666 --> 00:24:46,833
‫کاری جز حمایت از مظلوم‌ها نکرده.

312
00:24:46,875 --> 00:24:47,875
‫داداش «دائو ما»،

313
00:24:48,541 --> 00:24:53,125
‫چرا به خاطرِ خیر و صلاحِ مردم انجامش نمی‌دی؟

314
00:24:53,166 --> 00:24:55,416
‫آخه مردم عادی اصلاً چه اهمیتی واسم دارن؟

315
00:24:57,250 --> 00:24:58,375
‫البته.

316
00:24:59,125 --> 00:25:03,000
‫می‌تونی انتخاب کنی که تا ابد فرار کنی.

317
00:25:05,333 --> 00:25:09,041
‫اما به اون فکر کردی؟

318
00:25:16,416 --> 00:25:18,125
‫تمام بدهی‌هات صاف می‌شه.

319
00:25:19,208 --> 00:25:23,500
‫این طلاها رو داشته باش واسه خرج راه.

320
00:25:27,458 --> 00:25:29,958
‫ما با هم برادریم، نیازی به این حرفا نیست.

321
00:25:31,291 --> 00:25:33,375
‫به خاطر خیر و صلاح مردم، مگه نه؟

322
00:25:52,375 --> 00:25:53,375
‫جنابِ بزرگوار.

323
00:25:53,416 --> 00:25:56,291
‫«ژی شی لانگ - رهبر شورش گل‌ها»

324
00:25:56,500 --> 00:25:59,875
‫این همون شمشیرزنیه که ازش می‌گفتم، «دائو ما».

325
00:26:04,833 --> 00:26:06,416
‫این چه قیافه‌ایه؟

326
00:26:06,458 --> 00:26:07,458
‫چی؟

327
00:26:09,041 --> 00:26:10,041
‫نمی‌تونی صورتت رو نشون بدی؟

328
00:26:11,875 --> 00:26:13,166
‫امیدوارم دردسر نشه.

329
00:26:13,833 --> 00:26:15,333
‫بیا یه سری قانون بذاریم.

330
00:26:15,375 --> 00:26:16,708
‫حرف اول و آخر رو من می‌زنم.

331
00:26:16,750 --> 00:26:19,083
‫تو فقط یه محموله‌ای.

332
00:26:19,125 --> 00:26:20,625
‫توی جاده، فقط به حرف من گوش می‌دی.

333
00:26:20,666 --> 00:26:22,166
‫اگه صدمه ببینی یا کشته بشی...

334
00:26:22,208 --> 00:26:23,875
‫گردن من ننداز.

335
00:26:25,458 --> 00:26:26,458
‫شیرفهم شد؟

336
00:26:30,958 --> 00:26:32,666
‫عطا!

337
00:26:41,375 --> 00:26:42,375
‫عطا!

338
00:26:47,791 --> 00:26:48,791
‫دائو ما.

339
00:26:48,833 --> 00:26:50,250
‫تو هم داری می‌ری چانگان؟

340
00:26:50,291 --> 00:26:51,416
‫چه تصادفی!

341
00:26:54,625 --> 00:26:56,208
‫داره چی می‌گه؟

342
00:26:57,291 --> 00:26:58,916
‫قضیه چیه؟

343
00:26:58,958 --> 00:26:59,958
‫چی شده؟

344
00:27:00,583 --> 00:27:02,666
‫دیگه کافیه. ادامه بده.

345
00:27:04,500 --> 00:27:05,958
‫موضوع چیه؟

346
00:27:06,000 --> 00:27:08,500
‫سال‌هاست که آرزوی دیدن «چانگ‌آن» رو داره.

347
00:27:08,541 --> 00:27:10,125
‫خودت که می‌شناسی‌ش، می‌دونی چطوریه.

348
00:27:10,166 --> 00:27:12,125
‫حالا که دیگه نامزد نداره.

349
00:27:12,166 --> 00:27:14,333
‫همراهت ببرش تا یه کم دیدش باز بشه.

350
00:27:14,375 --> 00:27:15,958
‫بیخیال، اصلاً داری درست فکر می‌کنی؟

351
00:27:16,291 --> 00:27:18,041
‫ما که نیومدیم گردش و تفریح.

352
00:27:18,083 --> 00:27:19,500
‫اونوقت می‌خوای این دو تا بار اضافی رو بندازی رو دوش من؟

353
00:27:19,541 --> 00:27:20,666
‫به کی می‌گی بار اضافی؟

354
00:27:20,708 --> 00:27:21,916
‫اگه دیروز من نبودم،

355
00:27:21,958 --> 00:27:23,708
‫الان تنت مثل جوجه‌تیغی پر از تیر بود.

356
00:27:23,750 --> 00:27:25,375
‫ترسیدی؟ بیا یه شرطی ببندیم.

357
00:27:25,416 --> 00:27:27,166
‫ببینیم کی زودتر می‌رسه به «چانگ‌آن»!

358
00:27:29,458 --> 00:27:31,625
‫دیگه بهتره راه بیفتی.

359
00:27:40,125 --> 00:27:41,541
‫گوش کن، زیاد جلب توجه نکن.

360
00:27:41,583 --> 00:27:42,583
‫دردسر درست نکن.

361
00:27:45,750 --> 00:27:47,500
‫وقتی برگشتی،

362
00:27:47,541 --> 00:27:49,041
‫یه دور دیگه با هم می‌زنیم.

363
00:27:51,833 --> 00:27:53,000
‫مراقب خودت باش.

364
00:27:57,458 --> 00:27:58,458
‫بزن بریم!

365
00:28:10,250 --> 00:28:13,041
‫روز چهارم از ماه چهارم، وقتی شکوفه‌های هلو باز می‌شن،

366
00:28:13,083 --> 00:28:16,458
‫«ژیشیلانگ» جنگجوهایی رو از سراسرِ...

367
00:28:16,458 --> 00:28:20,208
‫قلمرو دور هم جمع می‌کنه تا با فسادِ سلسله‌ی «سویی» بجنگن.

368
00:28:20,250 --> 00:28:23,958
‫امپراتور هم دوازده فرمانِ «خونِ آهنین» برای دستگیریش صادر کرده.

369
00:28:24,000 --> 00:28:26,958
‫«پِی شی‌جو» و نیروهاش به جاده ابریشم غربی اعزام شدن.

370
00:28:27,000 --> 00:28:29,500
‫اتحاد پنج خاندان بزرگ از هم می‌پاشه.

371
00:28:29,916 --> 00:28:32,458
‫باید تا سه روز دیگه خودت رو به گذرگاه «پولک اژدها» برسونی.

372
00:28:32,500 --> 00:28:34,500
‫یکی از رفقای قدیمی‌م اونجا می‌بینتت.

373
00:28:34,958 --> 00:28:39,541
‫تمام جایزه‌بگیرها دنبالت می‌گردن.

374
00:28:39,583 --> 00:28:41,041
‫یادت باشه.

375
00:28:41,083 --> 00:28:43,458
‫حواستو جمع کن.

376
00:28:47,208 --> 00:28:50,916
‫«گذرگاه دره‌ی سرخ»

377
00:28:58,083 --> 00:29:00,625
‫یه جای کار اینجا می‌لنگه.

378
00:29:00,666 --> 00:29:03,708
‫همه‌ی شمشیرزن‌ها انقدر ترسوئن؟

379
00:29:04,583 --> 00:29:07,791
‫خیالت راحت. پدر از قبل هماهنگی‌ها رو انجام داده.

380
00:29:09,875 --> 00:29:10,875
‫ممنونم.

381
00:29:14,041 --> 00:29:16,333
‫«چن شی‌جیو - رئیس پادگان سلطنتی»

382
00:29:23,458 --> 00:29:24,916
‫هوا اون‌قدر گرمه که سگ هم عرق می‌کنه،

383
00:29:24,958 --> 00:29:27,083
‫با این لباسی که پوشیدی، نمی‌ترسی گرمازده بشی؟

384
00:29:27,583 --> 00:29:28,791
‫صورتت رو نشون بده.

385
00:29:28,833 --> 00:29:30,625
‫باورت می‌شه یه جذامی بهم انداختن؟

386
00:29:30,666 --> 00:29:31,916
‫می‌رم پولم رو پس بگیرم.

387
00:29:31,958 --> 00:29:34,458
‫نمی‌خوایم مریضت کنیم، واگیر داره.

388
00:29:35,666 --> 00:29:36,916
‫رئیس «مو» پدرمه.

389
00:29:37,416 --> 00:29:38,833
‫ممنون که کمک کردی.

390
00:29:38,875 --> 00:29:41,208
‫کاش همه‌ی سربازا مثل تو بودن.

391
00:29:41,250 --> 00:29:43,291
‫اون‌وقت خاندان «سوئی» بر کل دنیا سروری می‌کرد.

392
00:29:44,000 --> 00:29:47,083
‫انگار تو زندگی قبلیم به خونواده‌ت مدیون بودم.

393
00:29:53,833 --> 00:29:54,583
‫خیلی خب.

394
00:29:54,625 --> 00:29:55,625
‫رد شو.

395
00:29:56,125 --> 00:29:57,125
‫یالا.

396
00:30:10,416 --> 00:30:12,708
‫- «نایب‌سردار یین - فرمانده سواره‌نظام امپراتوری» - خودِ ژیشیلانگه.

397
00:30:12,750 --> 00:30:15,875
‫ژنرال «پی» از دیدنتون حسابی خوشحال می‌شه.

398
00:30:24,083 --> 00:30:26,333
‫واقعاً خودِ ژیشیلانگه.

399
00:30:26,375 --> 00:30:27,416
‫بگیریدش!

400
00:30:27,458 --> 00:30:29,833
‫برگردونیدش به اردوگاه!

401
00:30:29,875 --> 00:30:32,125
‫در مورد همراهانش... همه‌شون رو بکشید.

402
00:30:41,208 --> 00:30:44,083
‫من شاگرد «شورش گل» هستم، «چن شی‌جیو»...

403
00:30:44,125 --> 00:30:47,250
‫در خدمتم.

404
00:30:50,000 --> 00:30:52,875
‫لطفاً بلند شید.

405
00:30:53,625 --> 00:30:54,625
‫لازم نیست زانو بزنید.

406
00:30:55,833 --> 00:30:58,583
‫همه ما با هم برابریم.

407
00:30:59,333 --> 00:31:02,541
‫حالا که خودتون رو از نزدیک دیدم،

408
00:31:02,583 --> 00:31:04,208
‫می‌تونم با خیال راحت بمیرم.

409
00:31:05,291 --> 00:31:06,166
‫قربان.

410
00:31:06,208 --> 00:31:08,083
‫فقط یه سوال دارم.

411
00:31:08,125 --> 00:31:09,791
‫یعنی روزی می‌رسه...

412
00:31:10,500 --> 00:31:12,708
‫...که کل دنیا غرق در شکوفه بشه؟

413
00:31:20,875 --> 00:31:23,083
‫ما در خدمتِ آرمانیم.

414
00:31:23,125 --> 00:31:25,000
‫بی‌هیچ ترسی به پیشواز مرگ می‌ریم.

415
00:31:26,000 --> 00:31:27,375
‫گل‌ها شکوفه می‌دن.

416
00:31:31,625 --> 00:31:32,625
‫دارن میان!

417
00:31:34,291 --> 00:31:35,583
‫برو. من عقب می‌مونم.

418
00:31:35,625 --> 00:31:36,125
‫ماه چهارم همدیگه رو می‌بینیم.

419
00:31:36,166 --> 00:31:36,666
‫یالا!

420
00:31:36,708 --> 00:31:37,958
‫سریع، اسب‌ها رو بیارید.

421
00:31:40,000 --> 00:31:41,000
‫بدو!

422
00:31:41,166 --> 00:31:43,041
‫دروازه‌ها رو ببندید!

423
00:31:52,041 --> 00:31:53,125
‫بجنبید!

424
00:31:59,333 --> 00:32:02,750
‫اون مردا ارباب چانگ رو واسه مداوا بردن به «ژانگ‌یه».

425
00:32:03,041 --> 00:32:05,916
‫تا اوضاع آرومه، بهتره از اینجا بریم.

426
00:32:05,958 --> 00:32:07,666
‫مگه جای دیگه‌ای هم داریم که بریم؟

427
00:32:08,041 --> 00:32:09,375
‫«دائو ما» می‌گفت با داشتنِ این...

428
00:32:09,416 --> 00:32:11,875
‫می‌تونیم توی «روستای موجیا» کمک بگیریم.

429
00:32:21,916 --> 00:32:25,708
‫"دی تینگ - گارد سابق سواره‌نظام شجاع جناح چپ"

430
00:32:30,208 --> 00:32:32,833
‫می‌تونم برای یه جرعه آب مزاحمت بشم؟

431
00:32:46,625 --> 00:32:48,291
‫خانمِ مهمان‌خانه‌دار.

432
00:32:48,333 --> 00:32:51,750
‫این غریبه کی از اینجا رفت؟

433
00:32:51,833 --> 00:32:53,791
‫"کوی ژی - گارد سابق سواره‌نظام شجاع جناح چپ"

434
00:33:00,666 --> 00:33:02,083
‫تو هم شمشیرزنی؟

435
00:33:05,791 --> 00:33:07,125
‫قبلاً یه شمشیرزن رو دیده بودم.

436
00:33:07,166 --> 00:33:08,250
‫شبیه تو بود.

437
00:33:12,500 --> 00:33:14,333
‫شما آشغال‌ها هنوز اینجایید؟

438
00:33:16,250 --> 00:33:17,458
‫منظورت ما بودیم یا خودت؟

439
00:33:19,250 --> 00:33:21,041
‫هر کی اینجاست رو بازداشت کنید!

440
00:33:21,083 --> 00:33:23,083
‫انتقام ارباب «چانگ» رو می‌گیرم.

441
00:33:28,833 --> 00:33:29,958
‫دائو ما.

442
00:33:30,000 --> 00:33:31,375
‫می‌شناسیش؟

443
00:33:32,541 --> 00:33:33,708
‫یه زمانی می‌شناختمش.

444
00:33:34,250 --> 00:33:36,500
‫اون بزرگترین شمشیرزنیه که به عمرم دیدم.

445
00:33:36,541 --> 00:33:38,083
‫خودتم لابد دست‌کمی از اون نداری.

446
00:33:38,125 --> 00:33:40,750
‫اگه دوباره با هم روبرو بشید، چی میشه؟

447
00:33:41,416 --> 00:33:42,875
‫شاید هم دیدمش.

448
00:33:44,541 --> 00:33:45,875
‫تماشا کن چطور آخرین نفسش رو می‌کشه.

449
00:34:08,458 --> 00:34:10,291
‫باید بهم می‌گفتی

450
00:34:10,333 --> 00:34:11,791
‫که ژنرال چن طرف ماست.

451
00:34:13,416 --> 00:34:14,416
‫قربان.

452
00:34:16,666 --> 00:34:19,791
‫تا الان فقط با مقامات سر و کار داشتیم.

453
00:34:20,666 --> 00:34:23,583
‫از اینجا به بعد با هر جور آدمی روبرو می‌شیم.

454
00:34:24,000 --> 00:34:25,750
‫این دره جلوتر مثل قیف تنگ می‌شه.

455
00:34:25,791 --> 00:34:26,958
‫اگه کمین کرده باشن...

456
00:34:27,000 --> 00:34:28,375
‫همه‌شون رو کباب می‌کنم.

457
00:34:29,291 --> 00:34:31,375
‫مردم پشتِ «ژیشیلانگ» هستن.

458
00:34:31,416 --> 00:34:33,375
‫پدر واسه‌مون نقشه داره.

459
00:34:33,416 --> 00:34:34,583
‫تازه، من و تو که با هم باشیم...

460
00:34:34,625 --> 00:34:36,916
‫هزار تا ارتش هم نمی‌تونن جلودارمون باشن.

461
00:34:38,291 --> 00:34:39,291
‫رئیس چن تا الان دیگه کارش تمومه.

462
00:34:39,875 --> 00:34:40,875
‫چی؟

463
00:34:47,458 --> 00:34:49,083
‫آنی، شما دوتا از اون‌ور برین.

464
00:34:49,125 --> 00:34:50,375
‫بچه؟ با من بیا.

465
00:34:50,416 --> 00:34:51,416
‫سفت بچسب.

466
00:34:54,041 --> 00:34:57,375
‫«تک‌تیراندازها»

467
00:35:32,291 --> 00:35:33,291
‫قربان!

468
00:35:34,333 --> 00:35:35,333
‫قربان!

469
00:35:42,416 --> 00:35:43,708
‫«جایزه‌بگیرهای جیانگهو»

470
00:35:43,833 --> 00:35:46,666
‫اون همون «ژیشیلانگ»ـه، تحت‌تعقیب‌ترین فراری!

471
00:35:46,708 --> 00:35:48,000
‫- «شمشیرزن تک‌چشم» - صد هزار تا می‌ارزه!

472
00:35:48,041 --> 00:35:50,333
‫بگیریدش! دستگیرش کنید!

473
00:35:52,625 --> 00:35:54,875
‫قربان! بیدار شید! بیدار شید قربان!

474
00:35:57,791 --> 00:35:59,416
‫همونه!

475
00:35:59,458 --> 00:36:03,250
‫بچسب به جایزه! ژیشیلانگ!

476
00:36:03,291 --> 00:36:06,041
‫نذار اون بزدل‌ها کِش برنش!

477
00:36:06,083 --> 00:36:08,000
‫جایزه‌اش صد هزار تا سکه‌ست!

478
00:36:14,333 --> 00:36:15,458
‫من دائو ما‌اَم!

479
00:36:16,458 --> 00:36:17,666
‫منو که می‌شناسی، نه؟

480
00:36:17,708 --> 00:36:19,791
‫من رئیس‌تون، لرد چانگ رو کشتم.

481
00:36:19,833 --> 00:36:22,625
‫انگار گرفتنِ دومین فراریِ تحت‌تعقیب، افتخار چندانی نداره.

482
00:36:38,250 --> 00:36:39,291
‫تعقیب‌شون کن

483
00:36:51,791 --> 00:36:52,791
‫وبالِ گردن

484
00:37:08,666 --> 00:37:09,666
‫اینو بپوش.

485
00:37:11,541 --> 00:37:12,250
‫سفتش کن.

486
00:37:12,291 --> 00:37:13,291
‫باشه.

487
00:37:14,250 --> 00:37:15,250
‫اینو بپوش!

488
00:37:15,625 --> 00:37:16,916
‫این واسه چیه؟

489
00:37:16,958 --> 00:37:18,291
‫واسه محافظت.

490
00:37:18,333 --> 00:37:19,333
‫فرار کن، شیائو چی!

491
00:38:05,625 --> 00:38:06,500
‫اون مال منه!

492
00:38:06,541 --> 00:38:07,541
‫تو خواب ببینی!

493
00:38:08,041 --> 00:38:09,291
‫ول کن!

494
00:38:09,333 --> 00:38:10,375
‫ول کن!

495
00:38:29,416 --> 00:38:30,416
‫بیا.

496
00:38:30,458 --> 00:38:31,375
‫هی خنگول!

497
00:38:31,416 --> 00:38:32,416
‫خوبی؟

498
00:38:35,416 --> 00:38:36,416
‫قربان!

499
00:38:37,416 --> 00:38:38,750
‫باید بلند شید قربان!

500
00:38:39,041 --> 00:38:40,291
‫نمی‌تونم بلند شم...

501
00:38:40,333 --> 00:38:42,083
‫دستم شکسته

502
00:38:42,125 --> 00:38:43,791
‫بدنم هم بدجوری ضعیف شده!

503
00:38:43,833 --> 00:38:44,791
‫سوار اسب شید قربان!

504
00:38:44,833 --> 00:38:48,333
‫دیگه سوارکاری بسه. دیگه نمی‌تونم سوار شم.

505
00:38:49,375 --> 00:38:50,916
‫یه دلیجان!

506
00:38:51,458 --> 00:38:53,125
‫یه دلیجان اونجاست!

507
00:38:53,166 --> 00:38:55,333
‫ژیشیلانگ نباید سوار اسب بشه.

508
00:38:55,375 --> 00:38:57,833
‫ژیشیلانگ می‌خواد سوار دلیجان بشه!

509
00:38:57,875 --> 00:39:00,125
‫- «ژیشیلانگ» می‌خواد سوار کالسکه بشه! - وایستا!

510
00:39:00,333 --> 00:39:03,000
‫«ژیشیلانگ» می‌خواد سوار کالسکه بشه!

511
00:39:03,666 --> 00:39:04,875
‫واقعاً آدم خاصیه، شک نکن.

512
00:39:04,916 --> 00:39:07,583
‫«ژیشیلانگ» می‌خواد سوار کالسکه بشه!

513
00:39:20,125 --> 00:39:21,500
‫می‌شه ما رو هم سوار کنی؟

514
00:39:32,875 --> 00:39:35,083
‫دیگه به سواری احتیاج ندارم.

515
00:39:35,125 --> 00:39:36,666
‫من از اسب‌سواری خوشم می‌آد.

516
00:39:39,666 --> 00:39:41,458
‫ژیشیلانگ؟ از شورشِ گُل؟

517
00:39:41,500 --> 00:39:42,625
‫بیا اول چندتا قانونِ پایه تعیین کنیم.

518
00:39:42,666 --> 00:39:43,833
‫این زندانیِ منه.

519
00:39:45,000 --> 00:39:45,958
‫که اینطور؟

520
00:39:45,958 --> 00:39:47,500
‫ولم کن! ولم کن دائو ما!

521
00:39:47,958 --> 00:39:48,958
‫خفه شو.

522
00:39:49,125 --> 00:39:50,291
‫دیدی؟

523
00:39:50,333 --> 00:39:52,208
‫بقیه زندانی‌ها حرف‌گوش‌کنن.

524
00:40:14,750 --> 00:40:17,500
‫داریم تحت‌تعقیب‌ترین فراری رو جابه‌جا می‌کنیم.

525
00:40:17,541 --> 00:40:19,541
‫با زن و بچه‌ش.

526
00:40:19,583 --> 00:40:21,416
‫اینو بهت بگم که، این دیگه نوبَرشه.

527
00:40:22,666 --> 00:40:25,833
‫یه شمشیرزنِ سرگردان با یه تیغه‌ی سلطنتی.

528
00:40:25,875 --> 00:40:27,416
‫واسه منم اولین باره.

529
00:40:28,750 --> 00:40:29,750
‫چیزی شنیدی؟

530
00:40:29,791 --> 00:40:33,625
‫یه شمشیرزن جوان بود که یه حموم رو توی جیانگ‌دو غرق در خون رها کرد.

531
00:40:33,666 --> 00:40:36,333
‫ظاهراً از اونایی نیست که کار رو نیمه‌تموم رها کنه.

532
00:40:38,416 --> 00:40:39,833
‫حرف و حدیث‌هایی شنیدم...

533
00:40:41,250 --> 00:40:44,458
‫درباره‌ی یه جایزه‌بگیر پیر و مرموز که همیشه سرش به کار خودشه.

534
00:40:44,500 --> 00:40:47,666
‫واسه اون...

535
00:40:48,041 --> 00:40:49,750
‫هر چیزی یه بهایی داره. هر چیزی که فکرشو بکنی.

536
00:40:50,375 --> 00:40:52,375
‫خب، این یارو این اواخر چیکار کرده؟

537
00:40:52,958 --> 00:40:54,125
‫چقدر از قضیه خبر داری؟

538
00:40:55,708 --> 00:40:56,750
‫واسه اینکه گیرش بندازیم.

539
00:40:56,791 --> 00:40:59,125
‫دو هفته تمام توی «دره‌ی شن‌های روان» سرگردون بودم.

540
00:40:59,166 --> 00:41:00,625
‫تازه اومدم بیرون.

541
00:41:02,166 --> 00:41:03,958
‫حرفی نداری بهم بزنی؟

542
00:41:06,250 --> 00:41:07,250
‫نه.

543
00:41:09,583 --> 00:41:10,791
‫یه فکری دارم.

544
00:41:10,833 --> 00:41:12,791
‫ارباب جوان، کاملاً مشخصه که اصلاً اهل رمانتیک‌بازی نیستی.

545
00:41:12,833 --> 00:41:16,541
‫چرا منو به این مردِ پولدار و پراحساس نمی‌فروشی؟

546
00:41:16,583 --> 00:41:18,208
‫مگه این‌طوری همه خوشحال نمی‌شن؟

547
00:41:18,250 --> 00:41:19,666
‫داداشِ عزیزم.

548
00:41:19,708 --> 00:41:21,833
‫من «یان زینیانگ» اهلِ جنوبم.

549
00:41:21,833 --> 00:41:23,583
‫«پادگان سلطنتی سوئی»

550
00:41:23,708 --> 00:41:25,916
‫باید با آدمای بیشتری می‌اومدیم.

551
00:41:30,458 --> 00:41:33,666
‫«هه‌یی شوان - رئیس خاندان هه‌یی، بخش غربی»

552
00:41:42,208 --> 00:41:44,500
‫بهترین رو گذاشتم واسه آخر.

553
00:41:44,541 --> 00:41:47,125
‫منتظرت بودم، پدرزن.

554
00:41:47,166 --> 00:41:50,458
‫ارباب جوان هه‌یی، از کجا شروع کنیم؟

555
00:41:50,500 --> 00:41:52,000
‫نامزدی باطله.

556
00:41:53,208 --> 00:41:54,750
‫خونواده‌ی کوچیک ما لایق شما نیست.

557
00:41:55,250 --> 00:41:56,666
‫لابد از دستم دلخوری.

558
00:41:56,708 --> 00:41:58,833
‫تو این سن و سال، هنوز به جایی نرسیدم.

559
00:41:58,875 --> 00:42:01,000
‫هم تو رو ناامید کردم، هم پدرم رو.

560
00:42:01,541 --> 00:42:03,333
‫وقتی جوون بودم، یه ساحره آینده‌م رو پیش‌گویی کرد.

561
00:42:03,375 --> 00:42:04,125
‫می‌گفت

562
00:42:04,166 --> 00:42:06,708
‫یه روزی یه تاجِ زیبا روی سرم می‌ذارم.

563
00:42:06,750 --> 00:42:09,583
‫و یارم اون تاج رو با پر برام تزیین می‌کنه.

564
00:42:11,416 --> 00:42:12,791
‫راستی، «آیویا» کجاست؟

565
00:42:19,125 --> 00:42:20,416
‫هم‌قطارانِ من،

566
00:42:21,041 --> 00:42:22,875
‫برنامه‌مون واسه این جلسه چیه؟

567
00:42:22,916 --> 00:42:25,250
‫هر پنج خاندان ما با هم یکی شدن.

568
00:42:25,291 --> 00:42:27,541
‫ما گوش به فرمانِ شماییم.

569
00:42:38,500 --> 00:42:39,750
‫- «پِی شینگ‌یان - نایب‌سردارِ عقابِ پران»

570
00:42:39,750 --> 00:42:40,958
‫- عموم، وزیر «پِی»، این نقشه رو خودش کشیده.

571
00:42:41,000 --> 00:42:43,208
‫این حاصل زحمات کل عمرشه.

572
00:42:43,250 --> 00:42:44,500
‫مدام بهم گوشزد می‌کنه.

573
00:42:44,541 --> 00:42:46,833
‫بدون حمایت اون پنج خاندان...

574
00:42:46,875 --> 00:42:48,208
‫خبری از این نقشه نبود.

575
00:42:50,291 --> 00:42:51,666
‫ژنرال جوان.

576
00:42:51,708 --> 00:42:53,291
‫ما رو به اینجا فراخواندید.

577
00:42:53,333 --> 00:42:54,958
‫دستورتون چیه؟

578
00:42:55,708 --> 00:42:59,458
‫اعلی‌حضرت امپراتور بر روند توسعه‌ی جاده‌ی ابریشم نظارت می‌کنن.

579
00:42:59,500 --> 00:43:02,041
‫این می‌تونه برای قبایل غربی یه موهبت باشه.

580
00:43:02,833 --> 00:43:05,500
‫اما اون یاغی، «ژیشیلانگ»، داره تمام تلاش‌هامون رو نقش بر آب می‌کنه.

581
00:43:06,375 --> 00:43:08,500
‫ظاهراً تو قلمروهای شما پناه گرفته.

582
00:43:09,791 --> 00:43:11,125
‫بذار اینطوری بگم.

583
00:43:11,166 --> 00:43:13,083
‫اگه «ژیشیلانگ» دستگیر نشه،

584
00:43:13,125 --> 00:43:14,875
‫تک‌تک آدمای اینجا، حتی خودِ من،

585
00:43:14,916 --> 00:43:16,791
‫ممکنه همگی‌مون کله‌مون رو از دست بدیم.

586
00:43:22,666 --> 00:43:23,958
‫یه پیشنهادی دارم.

587
00:43:24,583 --> 00:43:26,333
‫چون قضیه خیلی حیاتیه.

588
00:43:26,375 --> 00:43:27,875
‫حالا که همه‌مون اینجاییم.

589
00:43:27,916 --> 00:43:30,125
‫بیاید از این فرصت استفاده کنیم و سنگامون رو وا بکنیم.

590
00:43:30,166 --> 00:43:31,500
‫هیچ‌کی از اینجا نمیره تا...

591
00:43:31,541 --> 00:43:32,958
‫همه هم‌قسم شدن که «ژیشی‌لانگ» رو دستگیر کنن.

592
00:43:34,333 --> 00:43:36,125
‫اگه بتونیم همدستاش رو ریشه‌کن کنیم...

593
00:43:36,166 --> 00:43:37,416
‫دیگه راه فراری نداره.

594
00:43:37,916 --> 00:43:39,541
‫اینجوری اعلی‌حضرت هم راضی می‌شه.

595
00:43:39,583 --> 00:43:41,208
‫به امید روزی که این پنج ایالت با هم متحد بشن.

596
00:43:41,250 --> 00:43:43,791
‫و یه دولت باج‌گزار واحد تشکیل بدیم.

597
00:43:43,833 --> 00:43:46,000
‫درست مثل ایالت بزرگ «تویوهون».

598
00:43:46,041 --> 00:43:47,500
‫چقدر با شکوه می‌شه.

599
00:43:48,541 --> 00:43:50,416
‫با شکوه...

600
00:43:53,291 --> 00:43:54,833
‫خیلی با شکوهه...

601
00:43:56,333 --> 00:43:57,541
‫اگه قبول نکنم چی؟

602
00:43:57,791 --> 00:44:03,291
‫اون‌وقت عموت می‌خواد با ارتش بزرگ «سویی»، دهکده‌ی کوچیک «موجیا»ی ما رو با خاک یکسان کنه؟

603
00:44:03,708 --> 00:44:04,791
‫عموم می‌گه...

604
00:44:04,833 --> 00:44:07,500
‫هزار تا سرباز توی مرزها گوش‌به‌فرمانن.

605
00:44:07,833 --> 00:44:09,416
‫هرجور که صلاح بدونم ازشون استفاده می‌کنم.

606
00:44:17,208 --> 00:44:18,500
‫ژنرال پِی.

607
00:44:19,208 --> 00:44:21,125
‫لازم نیست ناراحت باشی.

608
00:44:21,166 --> 00:44:23,541
‫شنیدم «ژیشیلانگ» آزادانه واسه خودش می‌چرخه...

609
00:44:23,583 --> 00:44:27,500
‫اونم با کمک یه یاغی به اسم «دائو ما».

610
00:44:27,541 --> 00:44:31,125
‫با یه گروه از مزدورهای کارکشته متحد شدم.

611
00:44:31,166 --> 00:44:32,291
‫با کمک اونا

612
00:44:32,333 --> 00:44:36,791
‫حتی از پسِ ده تا شمشیرزن مثل «دائو ما» هم برمیایم

613
00:44:37,541 --> 00:44:38,541
‫بیا تو!

614
00:44:44,541 --> 00:44:45,458
‫- «آراهانت - رئیس مزدورهای تخاری»

615
00:44:45,458 --> 00:44:46,250
‫- رئیس مزدورهای تخاری

616
00:44:46,291 --> 00:44:47,291
‫آراهانت

617
00:44:48,291 --> 00:44:50,291
‫این مردا بدشگونی میارن.

618
00:44:51,416 --> 00:44:53,208
‫کارهای دیگه‌ای دارم که باید بهشون برسم.

619
00:44:53,250 --> 00:44:54,333
‫تو نمیای؟

620
00:44:54,666 --> 00:44:55,791
‫درست فکر کن پدر!

621
00:44:55,833 --> 00:44:58,541
‫چطور می‌تونیم جلوی سوییِ بزرگ قد علم کنیم؟

622
00:44:58,583 --> 00:45:00,000
‫حق با اونه پدر، بفرمایید بشینید.

623
00:45:18,916 --> 00:45:20,750
‫به آیویا بگو...

624
00:45:21,000 --> 00:45:23,500
‫شوهرش دلش براش تنگ شده.

625
00:45:39,458 --> 00:45:40,583
‫بسه!

626
00:45:40,875 --> 00:45:42,375
‫"استاد فنگ‌سان"

627
00:45:44,000 --> 00:45:45,708
‫دائو ما، راه فراری نداری!

628
00:46:17,916 --> 00:46:18,916
‫نترس.

629
00:46:18,958 --> 00:46:19,958
‫نمی‌ترسم.

630
00:47:01,208 --> 00:47:02,208
‫بیا.

631
00:47:17,416 --> 00:47:18,125
‫چه غلطی کردی؟

632
00:47:18,166 --> 00:47:21,125
‫هی پیرمرد... به خاطر یه جایزه حاضری برادر خودت رو بکشی؟

633
00:47:21,166 --> 00:47:23,291
‫اگه پدر خودم هم سد راهم می‌شد،

634
00:47:23,333 --> 00:47:24,541
‫اون رو هم می‌کشتم!

635
00:47:34,458 --> 00:47:36,333
‫بیا و بزرگی کن، دائو ما!

636
00:47:36,375 --> 00:47:37,833
‫جونم رو ببخش، التماست می‌کنم.

637
00:47:37,875 --> 00:47:39,416
‫قول می‌دم آدم دیگه‌ای بشم.

638
00:47:39,458 --> 00:47:42,666
‫قسم می‌خورم... دیگه هیچ‌وقت مزاحمت نمی‌شم!

639
00:47:46,041 --> 00:47:47,583
‫- بزن به چاک. - ممنون.

640
00:47:52,000 --> 00:47:53,291
‫تو واقعاً یه...

641
00:47:53,708 --> 00:47:56,166
‫- «شو - شبحِ یشمین‌چهره» - شبحِ یشمین‌چهره... شو

642
00:48:15,125 --> 00:48:16,625
‫جنگل تنک می‌شه و چشمه‌ها خشک؛

643
00:48:16,666 --> 00:48:18,541
‫یه قله‌ی تنها جلوی چشم قد علم کرده.

644
00:48:22,833 --> 00:48:26,833
‫ملیح، به آدم‌هامون خبر بده.

645
00:48:28,000 --> 00:48:29,458
‫یه طوفان تو راهه.

646
00:48:30,708 --> 00:48:32,375
‫خاندان رو منحل کنین.

647
00:48:35,708 --> 00:48:38,875
‫زن‌ها و بچه‌ها... باید دهکده رو ترک کنن.

648
00:48:40,583 --> 00:48:43,333
‫دروازه‌ها رو ببندین. فقط خروج، ورود ممنوع.

649
00:48:44,583 --> 00:48:46,833
‫اونایی که از مرگ نمی‌ترسن، می‌تونن بمونن.

650
00:48:47,875 --> 00:48:51,291
‫این آخرین ایستادگیِ خاندان «موجیا»ست.

651
00:49:53,625 --> 00:49:56,125
‫گذاشتیم اون تیکه آشغال قسر در بره!

652
00:49:57,250 --> 00:50:00,166
‫اصلاً می‌دونی اون «دائو ما»یِ لجن واقعاً کیه؟

653
00:50:01,791 --> 00:50:04,125
‫انگار اون و رئیس «مو»...

654
00:50:04,166 --> 00:50:05,500
‫یه جورایی با هم ساخت و پاخت دارن.

655
00:50:06,625 --> 00:50:07,583
‫تازه این همه‌ش نیست...

656
00:50:07,625 --> 00:50:10,291
‫به جرم فرار از سواره‌نظام «دلاوران چپ» تحت تعقیبه.

657
00:50:10,333 --> 00:50:11,750
‫اون دیگه چه واحدیه؟

658
00:50:11,791 --> 00:50:12,958
‫تا حالا اسمش هم به گوشم نخورده!

659
00:50:13,000 --> 00:50:15,000
‫تو یه دزد کثیفی، هیچی حالیت نیست.

660
00:50:15,666 --> 00:50:18,125
‫اونا مرگبارترین جنگجوهای امپراتوری بزرگ «سویی» هستن.

661
00:50:18,166 --> 00:50:20,500
‫همون نبردی که باعث سقوط قلمرو «چن» شد،

662
00:50:20,541 --> 00:50:22,375
‫همه رو از دم تیغ گذروندن.

663
00:50:22,416 --> 00:50:24,333
‫پیر و جوون؛ حتی به سگ‌ها هم رحم نکردن.

664
00:50:24,375 --> 00:50:25,541
‫اون زمان توی «جیانگ‌نان»...

665
00:50:25,583 --> 00:50:27,250
‫اگه اون اسم به گوش بچه‌ها می‌رسید...

666
00:50:27,291 --> 00:50:29,875
‫می‌دونی چیه؟ خفه می‌شن و می‌رن یه سوراخ موش واسه قایم شدن پیدا می‌کنن!

667
00:50:30,375 --> 00:50:31,708
‫پس با این حساب...

668
00:50:31,750 --> 00:50:34,250
‫یعنی این «سواره‌نظام دلاور چپ» واسه خودش یه پا ابرقهرمانه؟

669
00:50:34,291 --> 00:50:35,541
‫عمراً!

670
00:50:36,000 --> 00:50:37,166
‫اونا فقط یه مشت سگن!

671
00:50:37,208 --> 00:50:39,916
‫یه مشت سگ احمقن که از حیاطِ مایه‌دارا نگهبانی میدن.

672
00:50:39,958 --> 00:50:41,208
‫اصلاً خایه ندارن!

673
00:50:41,250 --> 00:50:42,666
‫سگ‌های بی‌دندون.

674
00:50:44,041 --> 00:50:45,708
‫دارم بهتون میگم دیگه!

675
00:50:45,750 --> 00:50:48,750
‫اصلاً برام مهم نیست اون عوضیا چه غلطی کردن..

676
00:50:48,791 --> 00:50:50,833
‫اگه فقط یکی‌شون بخواد باهام دربیفته...

677
00:50:50,875 --> 00:50:51,875
‫می‌دونی چی می‌شه؟

678
00:50:53,375 --> 00:50:54,708
‫همه‌شون رو می‌کشم!

679
00:51:42,625 --> 00:51:45,458
‫تونستم ریش‌سفیدها رو راضی کنم که برن.

680
00:51:45,500 --> 00:51:46,958
‫بقیه حاضر نیستن برن.

681
00:51:47,000 --> 00:51:49,000
‫می‌گن اگه تو بمونی، اونا هم موندنی‌ان.

682
00:51:50,000 --> 00:51:52,291
‫خاندان‌های لای، یوجی و پی‌وو

683
00:51:52,333 --> 00:51:54,000
‫همگی با «هه‌یی شوان» متحد شدن.

684
00:51:54,041 --> 00:51:56,458
‫کماندارهام توی دره مستقر شدن.

685
00:51:56,500 --> 00:52:00,250
‫سواره‌نظام «آروهانت» و «تخاری» دارن میان این‌طرف.

686
00:52:01,125 --> 00:52:03,958
‫«دشت گاو سیاه»

687
00:52:40,791 --> 00:52:41,708
‫چرخ گیر کرده.

688
00:52:41,750 --> 00:52:43,083
‫پیاده شو هل بده.

689
00:53:00,500 --> 00:53:02,958
‫اون جایزه‌بگیرها حسابی وقتمون رو گرفتن.

690
00:53:03,000 --> 00:53:05,583
‫واسه اینکه تا فردا شب برسیم به جنگل صحرایی،

691
00:53:05,625 --> 00:53:08,083
‫باید از میان‌برِ دشت «گاوِ تاریک» رد بشیم.

692
00:53:10,208 --> 00:53:11,458
‫این چیه؟

693
00:53:15,666 --> 00:53:16,666
‫این که روغنه!

694
00:54:18,583 --> 00:54:20,500
‫واسه من فراری با فراری فرقی نداره

695
00:54:20,541 --> 00:54:22,458
‫تحت‌تعقیب شماره یک، ژیشیلانگ

696
00:54:22,500 --> 00:54:23,500
‫و بعدش هم دائو ما

697
00:54:24,125 --> 00:54:25,791
‫اگه جفتتون رو تحویل بدم

698
00:54:25,833 --> 00:54:27,833
‫می‌شم بهترین شمشیرزن دنیا

699
00:55:16,208 --> 00:55:17,208
‫انجامش بده!

700
00:55:44,083 --> 00:55:45,958
‫شبحِ زمردین، حالا شده شبحِ خاکستری.

701
00:56:25,125 --> 00:56:26,125
‫پدرزن،

702
00:56:27,375 --> 00:56:28,375
‫اومدم اینجا...

703
00:56:28,958 --> 00:56:30,208
‫تا عروسم رو ببرم.

704
00:56:44,791 --> 00:56:47,291
‫"خاله یوچی - از تبار خاندان یوچی، ژوی شمالی"

705
00:56:47,500 --> 00:56:48,791
‫خاله!

706
00:56:50,916 --> 00:56:52,041
‫خاله!

707
00:56:54,625 --> 00:56:55,625
‫خاله!

708
00:56:56,666 --> 00:56:57,708
‫خاله!

709
00:56:58,375 --> 00:56:59,375
‫آنی!

710
00:57:04,791 --> 00:57:06,041
‫بذار یه نگاه بهت بندازم.

711
00:57:25,333 --> 00:57:26,791
‫در سال سوم سلطنت امپراتور «کایهوانگ»...

712
00:57:27,083 --> 00:57:28,458
‫خانواده‌م رو سلاخی کردن.

713
00:57:29,083 --> 00:57:30,333
‫تن به اسارت ندادم.

714
00:57:30,708 --> 00:57:32,833
‫واسه همین «آنی» رو که از برادرم به جا مونده بود برداشتم و...

715
00:57:33,375 --> 00:57:34,666
‫همراه بقیه‌ی صنعتگرا...

716
00:57:35,458 --> 00:57:37,208
‫اون‌قدر دویدیم که دیگه نایی واسه رفتن نداشتیم.

717
00:57:38,833 --> 00:57:40,583
‫تا اینکه خوشبختانه با «رئیس مو» آشنا شدیم.

718
00:57:41,208 --> 00:57:42,416
‫این زندگی‌هایی که داریم...

719
00:57:42,625 --> 00:57:43,791
‫اون بود که نجاتشون داد.

720
00:57:43,833 --> 00:57:45,666
‫یک. دو. سه.

721
00:57:45,708 --> 00:57:48,750
‫چهار. پنج. شش.

722
00:57:48,791 --> 00:57:51,250
‫هفت. هفت. هفت.

723
00:57:51,291 --> 00:57:52,958
‫«سون» منم.

724
00:57:56,750 --> 00:58:00,083
‫«قصر امپراتوری یونگ‌نینگ، پنج سال پیش»

725
00:58:04,375 --> 00:58:06,333
‫بیا بریم مامان رو پیدا کنیم.

726
00:58:22,583 --> 00:58:23,583
‫داداش!

727
00:58:23,958 --> 00:58:25,083
‫داداش!

728
00:58:51,208 --> 00:58:53,000
‫این همون آهنگیه‌ که تو چانگان گوش می‌دن؟

729
00:58:53,958 --> 00:58:55,333
‫انگار یه آهنگِ غمگینه.

730
00:58:55,791 --> 00:58:56,791
‫چیز دیگه‌ای نداری؟

731
00:59:00,291 --> 00:59:01,833
‫چرا این مردمِ چانگان...

732
00:59:01,875 --> 00:59:03,833
‫هیچ‌وقت درباره‌ی شهرشون حرف نمی‌زنن؟

733
00:59:06,333 --> 00:59:08,958
‫مگه چانگان باشکوه‌ترین شهر دنیا نیست؟

734
00:59:09,583 --> 00:59:11,541
‫اگه هیچ‌وقت گذرم به اونجا نیفته...

735
00:59:11,583 --> 00:59:13,958
‫اونوقت انگار عمرم رو بیهوده هدر دادم!

736
00:59:15,625 --> 00:59:16,875
‫این سپیدارهای کویری واقعاً با‌شکوهن.

737
00:59:19,000 --> 00:59:21,500
‫اما این عظمت، چه فرقی به حالِ جونورهای زیرِ سنگ‌ها داره؟

738
00:59:24,583 --> 00:59:26,250
‫الکی قیافه‌ی آدمای بدبخت رو به خودت نگیر.

739
00:59:27,458 --> 00:59:28,458
‫پدرم بهم گفت...

740
00:59:28,708 --> 00:59:30,875
‫قبلاً توی گارد سواره‌نظام دلاورِ جناح چپ بودی.

741
00:59:31,416 --> 00:59:33,000
‫اختیارِ مرگ و زندگیِ بقیه دستت بود.

742
00:59:33,625 --> 00:59:34,625
‫واقعاً تحسین‌برانگیزه.

743
00:59:37,875 --> 00:59:38,875
‫خیلی چشمگیره؟

744
00:59:44,833 --> 00:59:48,000
‫وقتی عزیزانت جلوی چشمات جون می‌دن،

745
00:59:48,041 --> 00:59:49,291
‫و هیچ کاری از دستت برنمی‌آد...

746
00:59:52,375 --> 00:59:53,916
‫تا حالا این حس رو تجربه کردی؟

747
00:59:58,541 --> 00:59:59,666
‫منظورت اینه که...

748
01:00:00,458 --> 01:00:01,833
‫مادرِ «شیائو چی»؟

749
01:00:06,708 --> 01:00:07,958
‫تو یه شمشیرزنِ قابلی.

750
01:00:08,583 --> 01:00:10,333
‫چرا انتقام خواهرت رو نمی‌گیری؟

751
01:00:11,541 --> 01:00:12,791
‫در عوض، توی روستای ما خودت رو قایم کردی.

752
01:00:13,208 --> 01:00:14,333
‫داری خودت رو کوچیک می‌کنی...

753
01:00:15,083 --> 01:00:16,458
‫اینکه فقط یه جایزه‌بگیرِ رده‌پایین باشی.

754
01:00:20,083 --> 01:00:22,458
‫یه تیغِ فرز و سریع نمی‌تونه عدالت رو تضمین کنه.

755
01:00:23,750 --> 01:00:25,500
‫فکر می‌کنی جایزه‌بگیر بودن کسرِ شأنه؟

756
01:00:26,625 --> 01:00:27,750
‫به نظرِ من که خیلی هم ردیفه.

757
01:00:28,666 --> 01:00:29,791
‫درآمدم ازش بد نیست.

758
01:00:30,250 --> 01:00:31,000
‫هر وقت دلم بخواد می‌خورم.

759
01:00:31,208 --> 01:00:31,958
‫هر وقت دلم بخواد می‌خوابم.

760
01:00:32,208 --> 01:00:33,208
‫هر وقت دلم بخواد کار می‌کنم.

761
01:00:33,916 --> 01:00:34,916
‫اگه هم نخوام...

762
01:00:35,041 --> 01:00:36,041
‫همه‌شون برن به درک.

763
01:00:38,125 --> 01:00:39,500
‫حتی خداها هم نمی‌تونن کنترلم کنن.

764
01:00:41,000 --> 01:00:42,000
‫منطقیه.

765
01:00:43,166 --> 01:00:44,833
‫ولی پدرم بدجور رو اعصابمه.

766
01:00:44,875 --> 01:00:45,875
‫خیلی کنترل‌گره.

767
01:00:46,291 --> 01:00:47,666
‫اگه بهش التماس نمی‌کردم...

768
01:00:47,708 --> 01:00:49,500
‫نمی‌ذاشت برم چانگ‌آن.

769
01:00:53,708 --> 01:00:54,875
‫چی انقدر خنده‌داره؟

770
01:00:57,125 --> 01:00:58,125
‫ببین بچه‌جون،

771
01:00:59,833 --> 01:01:01,666
‫حالا که حرف از پدرت شد...

772
01:01:01,708 --> 01:01:03,208
‫می‌تونه خیلی رو مخ باشه.

773
01:01:04,041 --> 01:01:05,041
‫ولی خب...

774
01:01:05,083 --> 01:01:06,083
‫وقتی پای تو وسط باشه...

775
01:01:06,916 --> 01:01:08,750
‫تا حالا پدری مثل اون ندیده بودم.

776
01:01:11,208 --> 01:01:12,625
‫می‌خواستی نامزدیت رو بهم بزنی.

777
01:01:12,833 --> 01:01:15,291
‫اونم واسه همین کار، پا برهنه کل کویر رو پیاده رفت.

778
01:01:15,458 --> 01:01:17,708
‫واسه خوشحال کردنت از هیچ‌چیزی دریغ نمی‌کنه.

779
01:01:18,500 --> 01:01:20,375
‫بیخیالِ اتحاد پنج قبیله شو...

780
01:01:20,791 --> 01:01:22,083
‫خانِ صحرا رو هم فراموش کن.

781
01:01:22,833 --> 01:01:23,958
‫توی چشماش،

782
01:01:24,500 --> 01:01:27,583
‫فقط تو، تنها دخترش، براش مهمی.

783
01:01:27,958 --> 01:01:30,916
‫خوشبختی و آزادیت.

784
01:01:40,333 --> 01:01:41,333
‫عطا...

785
01:01:42,666 --> 01:01:44,750
‫تا خونه هنوز دو روز پیاده راهه.

786
01:01:45,708 --> 01:01:46,833
‫عطا...

787
01:01:48,208 --> 01:01:49,791
‫نمی‌خوای کفش بپوشی؟

788
01:01:49,833 --> 01:01:52,000
‫دیگه نمی‌تونن ببیننمون.

789
01:01:52,916 --> 01:01:54,208
‫نامزدیت رو بهم زدیم.

790
01:01:54,750 --> 01:01:56,833
‫باید طبق رسم و رسوم صحرا پیش بریم.

791
01:01:59,708 --> 01:02:01,083
‫آسمونِ بالای سرمون...

792
01:02:03,833 --> 01:02:05,833
‫و تک‌تکِ ذره‌های خاکی که زیر پامونه،

793
01:02:06,333 --> 01:02:08,500
‫شاهدِ خدایان باش.

794
01:02:09,208 --> 01:02:11,500
‫بی‌خیال، با همون «هِه یی‌شوان» ازدواج می‌کنم.

795
01:02:13,208 --> 01:02:14,333
‫چی داری می‌گی؟

796
01:02:18,958 --> 01:02:19,958
‫همین حالا.

797
01:02:21,375 --> 01:02:23,458
‫تو رو دست یه دیوونه نمی‌دم.

798
01:02:25,250 --> 01:02:28,708
‫رنجی که می‌کشم، در برابر خوشبختیِ تو هیچی نیست.

799
01:02:32,833 --> 01:02:34,125
‫آتا...

800
01:02:34,791 --> 01:02:36,250
‫همیشه یادت بمونه.

801
01:02:38,125 --> 01:02:40,875
‫تو تنها کسی هستی که باید ازش محافظت کنم.

802
01:02:47,000 --> 01:02:48,458
‫وقتی «شیائو چی» بزرگ شد،

803
01:02:49,750 --> 01:02:50,833
‫مطمئن نیستم

804
01:02:51,458 --> 01:02:54,625
‫که بتونم... پدری به خوبیِ پدرِ تو باشم.

805
01:03:20,666 --> 01:03:21,666
‫خاله!

806
01:03:22,458 --> 01:03:24,000
‫اون گل‌های آهنی خیلی قشنگن!

807
01:03:28,583 --> 01:03:29,833
‫خوشحالی، آنی؟

808
01:03:37,833 --> 01:03:42,041
‫آدما مشتاق درخشش ساده‌ی زندگی فانی‌ان.

809
01:03:49,750 --> 01:03:50,916
‫گذرگاه همون جلوئه!

810
01:03:51,458 --> 01:03:52,458
‫تندتر برین!

811
01:03:56,791 --> 01:03:57,791
‫گذرگاه!

812
01:03:59,125 --> 01:04:00,500
‫رسیدیم!

813
01:04:00,916 --> 01:04:02,166
‫بالاخره رسیدیم!

814
01:04:12,250 --> 01:04:13,250
‫ایست!

815
01:04:47,958 --> 01:04:52,833
‫به دستور خان جدید، «هیی شوان»، اومدیم «ژیشیلانگ» رو بازداشت کنیم!

816
01:04:53,458 --> 01:04:55,166
‫برین کنار!

817
01:05:00,541 --> 01:05:01,541
‫آیویا.

818
01:05:01,583 --> 01:05:03,458
‫چرا با این فراری‌ها همراه شدی؟

819
01:05:05,916 --> 01:05:08,125
‫پدرت با ازدواج‌مون موافقت کرده!

820
01:05:11,416 --> 01:05:12,416
‫آیویا.

821
01:05:12,666 --> 01:05:14,375
‫خان جدیدمون برات یه هدیه آورده.

822
01:05:53,458 --> 01:05:55,041
‫آتا...

823
01:05:56,041 --> 01:05:57,166
‫دخترِ عزیزم.

824
01:05:58,416 --> 01:05:59,541
‫لازم نیست گریه کنی.

825
01:06:06,208 --> 01:06:07,208
‫همیشه یادت باشه.

826
01:06:09,416 --> 01:06:12,083
‫تو تنها کسی هستی که باید ازش محافظت کنم.

827
01:06:47,875 --> 01:06:49,375
‫آتا!

828
01:06:56,083 --> 01:06:58,041
‫عزیز دلم، غصه نخور.

829
01:06:59,250 --> 01:07:01,958
‫پدرت گیر یه مشت راهزن افتاد!

830
01:07:03,875 --> 01:07:05,208
‫اما راهش رو پیدا کرد و برگشت.

831
01:07:05,250 --> 01:07:06,750
‫اون جونش رو فدا کرد...

832
01:07:06,791 --> 01:07:11,500
‫تا آینده‌ی روشنت رو کنار من تضمین کنه... به عنوان همسرِ خان.

833
01:07:12,875 --> 01:07:14,500
‫عجب پدر نمونه‌ای.

834
01:07:14,541 --> 01:07:16,916
‫سرش در ازای یه عمر ثروت و دارایی.

835
01:07:27,208 --> 01:07:28,750
‫بدهیِ خون...

836
01:07:29,791 --> 01:07:31,291
‫باید با خون تسویه بشه.

837
01:07:36,458 --> 01:07:38,916
‫به هیچ‌کدومتون رحم نمی‌کنم.

838
01:07:43,166 --> 01:07:46,541
‫فکرشو بکن، با شما حیوون‌ها مثل گوشت و خونِ خودم رفتار کردم!

839
01:07:47,458 --> 01:07:48,833
‫زانو بزن و التماسِ بخشش کن!

840
01:07:49,291 --> 01:07:51,541
‫اون‌وقت یه مرگِ سریع و راحت نصیبت می‌کنم.

841
01:08:11,875 --> 01:08:13,416
‫«ژیشیلانگ» و «آیویا» رو ببرید.

842
01:08:14,416 --> 01:08:16,583
‫بقیه هم می‌تونن بمیرن.

843
01:08:17,958 --> 01:08:18,958
‫بمیر!

844
01:08:19,791 --> 01:08:20,791
‫بمیر!

845
01:08:59,000 --> 01:09:00,000
‫بعدی کیه؟

846
01:09:16,333 --> 01:09:17,333
‫حالا دیگه بی‌حساب شدیم.

847
01:09:17,833 --> 01:09:18,916
‫اون یکی مال منه.

848
01:09:19,083 --> 01:09:20,083
‫دخالت نکن.

849
01:09:20,291 --> 01:09:21,375
‫داری دخالت می‌کنی.

850
01:09:21,500 --> 01:09:22,541
‫و تو هم نمی‌تونی جلومو بگیری!

851
01:10:01,958 --> 01:10:03,291
‫واقعاً درد داره!

852
01:10:03,333 --> 01:10:04,416
‫نزن منو!

853
01:10:04,458 --> 01:10:05,458
‫بابت اون بهم بدهکاری.

854
01:10:44,083 --> 01:10:45,083
‫رئیس مو.

855
01:10:45,500 --> 01:10:46,791
‫هر چی بهت بدهکارم رو جبران می‌کنم.

856
01:10:47,416 --> 01:10:48,458
‫پسش می‌دم.

857
01:10:48,500 --> 01:10:51,208
‫ممنون که کمکم کردی از شر این احمق‌ها خلاص شم.

858
01:10:51,625 --> 01:10:55,500
‫حالا ما تنها وارث‌های «پنج خاندان» هستیم.

859
01:11:20,833 --> 01:11:21,833
‫بچه جون.

860
01:11:25,791 --> 01:11:26,791
‫باید بریم!

861
01:11:29,000 --> 01:11:30,333
‫ولم کن!

862
01:11:30,375 --> 01:11:32,083
‫هه-یی شوان!

863
01:11:33,458 --> 01:11:34,958
‫بذارم زمین!

864
01:11:36,875 --> 01:11:38,458
‫بذارم زمین! ولم کن!

865
01:11:38,500 --> 01:11:39,500
‫زود باش!

866
01:11:39,750 --> 01:11:40,750
‫ببرینش تو!

867
01:11:40,791 --> 01:11:41,791
‫یالا، بجنبین!

868
01:11:47,208 --> 01:11:48,208
‫صبر کن.

869
01:11:56,875 --> 01:11:57,875
‫دا لای.

870
01:11:57,958 --> 01:11:58,958
‫شیائو لای.

871
01:11:59,333 --> 01:12:00,333
‫پسرهای من!

872
01:12:01,458 --> 01:12:02,708
‫نیولو!

873
01:12:02,750 --> 01:12:03,750
‫وو لو لو!

874
01:12:03,875 --> 01:12:04,666
‫«می‌ار» من کجاست؟

875
01:12:04,875 --> 01:12:05,875
‫عموها.

876
01:12:06,208 --> 01:12:07,541
‫همه‌ش تقصیر منه.

877
01:12:07,583 --> 01:12:09,166
‫نتونستم ازشون محافظت کنم.

878
01:12:10,125 --> 01:12:11,333
‫اما کی فکرشو می‌کرد...

879
01:12:11,750 --> 01:12:13,708
‫اون راهزن‌ها اینقدر بی‌رحم باشن؟

880
01:12:15,583 --> 01:12:17,208
‫- بگیریدشون! - انتقام پسرمو بگیرید!

881
01:12:49,041 --> 01:12:50,041
‫برین دنبالشون!

882
01:12:54,625 --> 01:12:55,625
‫پدر!

883
01:12:55,916 --> 01:12:56,916
‫نجاتم بده!

884
01:12:57,041 --> 01:12:57,666
‫پدر!

885
01:12:57,708 --> 01:12:58,166
‫می‌ار!

886
01:12:58,208 --> 01:12:59,083
‫پدر!

887
01:12:59,125 --> 01:13:00,291
‫شلیک نکن!

888
01:13:00,333 --> 01:13:01,708
‫«می‌ار» اون توئه!

889
01:13:02,500 --> 01:13:03,625
‫برید دنبالشون!

890
01:13:03,666 --> 01:13:05,250
‫بگیریدشون! «می‌ار» من رو نجات بدید!

891
01:13:06,833 --> 01:13:08,416
‫می‌یر!

892
01:13:16,458 --> 01:13:17,541
‫اونا کی‌ان؟

893
01:13:23,958 --> 01:13:25,458
‫دی‌تینگ و کوی‌ژی‌ان.

894
01:13:26,083 --> 01:13:27,208
‫دوستای قدیمی‌ان؟

895
01:13:27,500 --> 01:13:28,708
‫یا دشمن؟

896
01:13:29,166 --> 01:13:30,958
‫سخته بشه گفت.

897
01:13:31,000 --> 01:13:32,000
‫اگه دوست باشن...

898
01:13:32,291 --> 01:13:34,041
‫نمیتونم دوباره وبال گردنشون بشم.

899
01:13:34,083 --> 01:13:35,333
‫و اگه دشمن باشن چی؟

900
01:13:36,083 --> 01:13:38,541
‫اون‌وقت حسابی دهنمون سرویسه.

901
01:13:38,791 --> 01:13:39,958
‫عالیه.

902
01:13:40,875 --> 01:13:41,791
‫صبر کن چی؟ منظورت چیه؟

903
01:13:41,833 --> 01:13:43,125
‫دائو ما! چیکار کنیم؟

904
01:13:49,166 --> 01:13:49,875
‫بپیچ به چپ!

905
01:13:49,916 --> 01:13:50,916
‫بزن به دل طوفان شن!

906
01:13:51,666 --> 01:13:52,916
‫چی؟

907
01:13:52,958 --> 01:13:53,541
‫بریم تو دلِ طوفان شن؟

908
01:13:53,583 --> 01:13:55,125
‫دیوونه شدی؟ قراره بمیریم! نه!

909
01:13:55,750 --> 01:13:56,750
‫بپیچ به چپ!

910
01:13:59,208 --> 01:14:00,416
‫برو دنبالشون.

911
01:14:12,083 --> 01:14:13,291
‫این همه عجله برای چیه؟

912
01:14:13,333 --> 01:14:14,833
‫بذار طوفان بگذره.

913
01:14:16,583 --> 01:14:17,583
‫دنبال «دائو ما» برو.

914
01:14:17,625 --> 01:14:18,916
‫اون ما رو می‌بره پیشِ بچه.

915
01:14:29,791 --> 01:14:30,791
‫وایسا.

916
01:14:32,791 --> 01:14:34,833
‫چطوری مُرد؟

917
01:14:37,333 --> 01:14:38,333
‫خاندان «موجیا»ی تو...

918
01:14:38,791 --> 01:14:41,916
‫برای هر پنج خاندان، فاجعه به بار آورد.

919
01:14:42,666 --> 01:14:44,291
‫اما «ژوان» عزیزم، چشماش رو روی همه‌چی بسته بود.

920
01:14:44,333 --> 01:14:46,666
‫بدجوری خاطرخواه یکی مثل تو شده بود.

921
01:14:46,708 --> 01:14:48,458
‫خیلی بهت وفاداره.

922
01:14:51,041 --> 01:14:53,583
‫اگه فقط پدرت اون یاغی رو تحویل داده بود...

923
01:14:53,833 --> 01:14:54,666
‫و با این ازدواج موافقت می‌کرد...

924
01:14:54,708 --> 01:14:55,708
‫الان زنده بود.

925
01:14:56,708 --> 01:14:57,750
‫کار خودش بود.

926
01:14:57,791 --> 01:14:58,416
‫دیگه حرف نزن.

927
01:14:58,708 --> 01:15:01,291
‫این کارِ خودِ بابات بود.

928
01:15:01,333 --> 01:15:02,541
‫اون به «ژوان» توهین کرد.

929
01:15:02,583 --> 01:15:04,041
‫«ژوان» دیگه طاقتش تموم شد.

930
01:15:04,083 --> 01:15:05,458
‫و سرش رو از تنش جدا کرد.

931
01:15:10,166 --> 01:15:11,166
‫دیگه تمومه.

932
01:15:11,333 --> 01:15:12,958
‫پایان خاندان «موجیا».

933
01:15:14,500 --> 01:15:15,500
‫تو...

934
01:15:15,750 --> 01:15:16,333
‫خاندان «موجیا»...

935
01:15:16,791 --> 01:15:18,041
‫خاندان موجیا

936
01:15:19,541 --> 01:15:21,916
‫پابرجا می‌مونه.

937
01:15:23,375 --> 01:15:24,041
‫آنی...

938
01:15:24,333 --> 01:15:26,041
‫توی زندگی بعدی هم، باز با هم خواهریم!

939
01:15:27,166 --> 01:15:28,166
‫خانم‌کوچولو!

940
01:15:34,833 --> 01:15:36,000
‫نکن این کارو، بچه.

941
01:15:36,250 --> 01:15:38,500
‫اگه این کارو کنی، دیگه راه برگشتی نیست.

942
01:15:48,166 --> 01:15:49,166
‫بچه!

943
01:15:54,666 --> 01:15:55,291
‫آنی!

944
01:15:55,583 --> 01:15:56,583
‫بانو!

945
01:16:11,833 --> 01:16:13,500
‫ولشون نکنین!

946
01:16:13,541 --> 01:16:15,791
‫جنگجویان خاندان یوجی!

947
01:16:15,833 --> 01:16:17,458
‫نه از آسمون بترسین و نه از زمین!

948
01:16:19,708 --> 01:16:20,250
‫اطاعت.

949
01:16:20,291 --> 01:16:21,416
‫یوجی!

950
01:16:23,458 --> 01:16:26,583
‫من آیویایِ خاندان موجیا هستم!

951
01:16:28,416 --> 01:16:32,333
‫من خودِ طوفانم!

952
01:16:36,166 --> 01:16:37,166
‫ازم محافظت کن!

953
01:16:38,041 --> 01:16:39,041
‫جلوشو بگیر!

954
01:16:39,666 --> 01:16:40,666
‫جلوشو بگیر!

955
01:17:28,125 --> 01:17:29,708
‫می‌دونستم رفیقه.

956
01:17:29,750 --> 01:17:31,083
‫نجاتمون بده!

957
01:17:31,125 --> 01:17:32,833
‫بچه رو نجات بده!

958
01:17:40,708 --> 01:17:41,958
‫اومدم چیزی که مال منه رو پس بگیرم!

959
01:17:42,375 --> 01:17:45,291
‫حرفمو پس می‌گیرم... اصلاً شبیه کسی نیست که واسه کمک اومده باشه.

960
01:17:45,625 --> 01:17:48,291
‫قربان، شاید بهتر باشه انقدر حرف نزنید.

961
01:17:59,500 --> 01:18:02,375
‫هه‌یی شوان!

962
01:18:09,000 --> 01:18:11,458
‫هه‌یی شوان!

963
01:18:15,458 --> 01:18:17,875
‫هه‌یی شوان!

964
01:18:27,541 --> 01:18:29,583
‫بمیر!

965
01:18:55,583 --> 01:18:56,583
‫خیلی وقت گذشته.

966
01:18:57,333 --> 01:18:59,875
‫اما مهارت‌هات اصلاً پیشرفتی نکرده.

967
01:19:00,791 --> 01:19:02,166
‫تو از من قوی‌تری.

968
01:19:03,000 --> 01:19:04,250
‫ولی الان دیگه چه فایده‌ای داره؟

969
01:19:05,000 --> 01:19:06,000
‫یا بمیر،

970
01:19:06,666 --> 01:19:08,291
‫یا بچه رو بده به من.

971
01:19:08,666 --> 01:19:11,125
‫اون‌وقت می‌تونیم اعتبار «سواره‌نظام دلاور جناح چپ» رو دوباره برگردونیم.

972
01:19:22,083 --> 01:19:23,541
‫به چی می‌خندی؟

973
01:19:23,583 --> 01:19:25,333
‫کدوم اعتبار؟

974
01:19:25,916 --> 01:19:27,666
‫ما فقط بازیچه‌ی دستِ قدرتمندا بودیم.

975
01:19:28,625 --> 01:19:30,500
‫کارِ من و تو به اینجا کشیده...

976
01:19:31,250 --> 01:19:33,000
‫هنوزم داری با زمین و زمان می‌جنگی؟

977
01:19:33,666 --> 01:19:34,791
‫داری هذیون می‌گی.

978
01:19:35,375 --> 01:19:38,458
‫بذار بهت نشون بدم... کدوممون داره جلوی خدایان قد علم می‌کنه!!

979
01:20:15,333 --> 01:20:17,208
‫من دارم خواسته‌ی آسمان رو اجرا می‌کنم.

980
01:20:17,750 --> 01:20:19,416
‫«دائو ما»، کی می‌خوای به خودت بیای؟

981
01:20:20,875 --> 01:20:21,875
‫اونی که هنوز تو خوابه.

982
01:20:22,500 --> 01:20:23,541
‫تویی.

983
01:20:26,625 --> 01:20:28,958
‫این اراده‌ی آسمان‌هاست!

984
01:21:38,708 --> 01:21:39,708
‫شائو چی.

985
01:21:40,458 --> 01:21:41,458
‫شائو چی.

986
01:21:42,000 --> 01:21:43,000
‫شائو چی کجاست؟

987
01:21:46,500 --> 01:21:48,125
‫شیائو چی!

988
01:21:52,250 --> 01:21:54,000
‫شیائو چی!

989
01:21:56,833 --> 01:21:58,250
‫شیائو چی!

990
01:21:59,416 --> 01:22:00,666
‫شیائو چی!

991
01:22:22,250 --> 01:22:24,750
‫شیائو چی!

992
01:22:32,250 --> 01:22:33,250
‫شیائو چی!

993
01:22:33,750 --> 01:22:34,750
‫شیائو چی!

994
01:22:35,666 --> 01:22:36,416
‫شیائو چی!

995
01:22:36,458 --> 01:22:37,708
‫دائو ما!

996
01:22:37,750 --> 01:22:38,625
‫شیائو چی!

997
01:22:38,666 --> 01:22:40,375
‫- دائو ما... - شیائو چی، صداتو می‌شنوم!

998
01:22:41,000 --> 01:22:42,041
‫شیائو چی!

999
01:22:42,083 --> 01:22:43,541
‫- دائو ما! - شیائو چی!

1000
01:22:43,583 --> 01:22:45,083
‫من اینجام!

1001
01:22:45,500 --> 01:22:46,083
‫دائو ما!

1002
01:22:46,125 --> 01:22:47,125
‫شیائو چی!

1003
01:22:52,000 --> 01:22:53,000
‫آسیب دیدی؟

1004
01:22:53,541 --> 01:22:54,541
‫خوبی؟

1005
01:23:11,000 --> 01:23:12,125
‫بقیه کجان؟

1006
01:23:19,875 --> 01:23:20,875
‫آیویا؟

1007
01:23:21,166 --> 01:23:23,166
‫خاله آنی همین الان اینجا بود.

1008
01:23:23,208 --> 01:23:28,125
‫گفت «هئی شوان» داره «آیویا» رو برمی‌گردونه به دهکده «موجیا».

1009
01:23:28,375 --> 01:23:30,416
‫«آنی» هم رفته نجاتش بده.

1010
01:23:30,458 --> 01:23:32,500
‫سواره راه افتاد.

1011
01:23:37,750 --> 01:23:42,416
‫«گذرگاه پولک اژدها»

1012
01:23:46,500 --> 01:23:47,500
‫جناب.

1013
01:23:48,375 --> 01:23:49,500
‫همسفریمون...

1014
01:23:50,208 --> 01:23:51,208
‫همین‌جا تموم میشه.

1015
01:23:51,750 --> 01:23:54,875
‫منظورت چیه؟ یعنی منو نمی‌بری چانگ‌آن؟

1016
01:23:55,750 --> 01:23:57,125
‫رئیس «مو» مرده.

1017
01:23:57,458 --> 01:23:58,625
‫اما وصیتش هنوز پابرجاست.

1018
01:24:01,250 --> 01:24:02,250
‫این طلا...

1019
01:24:02,375 --> 01:24:03,875
‫بیشتر از جایزه‌ی سرش می‌ارزه.

1020
01:24:04,416 --> 01:24:05,500
‫یه قرونشم دست نزدم.

1021
01:24:05,750 --> 01:24:07,500
‫از اینجا به بعد دیگه جاده صافه.

1022
01:24:08,208 --> 01:24:09,958
‫به نظرم... معامله‌ی خوبیه واست.

1023
01:24:14,458 --> 01:24:15,916
‫چرا فکر کردی قبول می‌کنم؟

1024
01:24:16,333 --> 01:24:18,375
‫به نظرم «شبح یشم‌سیما» فقط یه آدمه.

1025
01:24:19,250 --> 01:24:20,250
‫و البته...

1026
01:24:21,500 --> 01:24:22,583
‫تو هم یه جایزه‌بگیری.

1027
01:24:23,250 --> 01:24:25,250
‫واسه نجات «آیویا» خودت رو می‌ندازی تو تله؟

1028
01:24:27,750 --> 01:24:29,291
‫همین الانشم زخمی‌ای.

1029
01:24:30,125 --> 01:24:31,500
‫این یه ماموریت انتحاریه.

1030
01:24:54,333 --> 01:24:57,125
‫می‌تونم بهت زحمت بدم هوای «شیائو چی» رو داشته باشی؟

1031
01:24:58,500 --> 01:24:59,791
‫منظورش چیه؟

1032
01:25:00,125 --> 01:25:01,125
‫جناب.

1033
01:25:02,416 --> 01:25:04,875
‫اگه فکر می‌کنی باهات خوب تا کردم،

1034
01:25:05,875 --> 01:25:08,041
‫لطفاً این لطفم رو جبران کن

1035
01:25:08,583 --> 01:25:09,833
‫و به این بچه چند تا شعر یاد بده.

1036
01:25:10,875 --> 01:25:11,875
‫یه لحظه وایسا.

1037
01:25:12,583 --> 01:25:14,208
‫اونا فقط منو می‌خوان.

1038
01:25:14,875 --> 01:25:17,125
‫می‌تونم خودم رو با «آیوا» معاوضه کنم.

1039
01:25:17,541 --> 01:25:18,833
‫دردسر درست نکن.

1040
01:25:18,875 --> 01:25:20,083
‫اگه خودت رو تسلیم کنی...

1041
01:25:20,125 --> 01:25:21,208
‫رئیس «مو»، «چن شی‌جیو».

1042
01:25:21,250 --> 01:25:22,416
‫خونشون بیخودی پایمال می‌شه.

1043
01:25:23,375 --> 01:25:24,875
‫اگه حتی نتونم جونِ یه نفر رو نجات بدم،

1044
01:25:25,583 --> 01:25:27,208
‫دیگه چطوری قراره گل‌ها شکوفه بدن؟

1045
01:25:59,875 --> 01:26:02,000
‫اینجا دیگه متعلق به «موجیا» نیست.

1046
01:26:02,708 --> 01:26:05,208
‫حالا دیگه اینجا مالِ «خان هی‌ئی شوان»ـه!

1047
01:26:05,250 --> 01:26:09,125
‫زنده باد خان! زنده باد خان! زنده باد خان!

1048
01:26:14,500 --> 01:26:15,916
‫جلوی خان‌تون زانو بزنید!

1049
01:26:22,500 --> 01:26:23,500
‫زانو بزنید!

1050
01:26:40,625 --> 01:26:41,625
‫عمو...

1051
01:26:41,708 --> 01:26:43,291
‫رئیس «مو» اعدام شد.

1052
01:26:43,333 --> 01:26:44,708
‫قضیه فیصله پیدا کرد.

1053
01:26:44,750 --> 01:26:46,416
‫اما «هی شوان» الان داره خون بی‌گناه‌ها رو می‌ریزه.

1054
01:26:47,333 --> 01:26:50,375
‫به عنوان سرداران «سوییِ» بزرگ... نباید دخالت کنیم؟

1055
01:26:50,625 --> 01:26:51,958
‫آدمیزاد با چشم به دنیا میاد.

1056
01:26:53,416 --> 01:26:55,416
‫باز نگه داشتن‌شون که هنر نیست.

1057
01:26:55,750 --> 01:26:57,625
‫اما اینکه بدونی کِی باید اون‌ها رو ببندی...

1058
01:26:58,250 --> 01:26:59,375
‫بخش سختش همینه.

1059
01:27:00,750 --> 01:27:02,000
‫بذار واسه خودشون جولان بدن.

1060
01:27:02,750 --> 01:27:04,750
‫تا چند روز دیگه اینجا...

1061
01:27:05,250 --> 01:27:06,416
‫آروم و زیبا میشه.

1062
01:27:06,458 --> 01:27:07,708
‫اما عمو...

1063
01:27:11,208 --> 01:27:13,166
‫"پِی شی‌جو - معاون وزیر دربار"

1064
01:27:13,250 --> 01:27:15,666
‫درگیری فقط ویرانی به بار میاره.

1065
01:27:17,708 --> 01:27:19,583
‫جهتِ باد داره عوض می‌شه.

1066
01:27:21,000 --> 01:27:23,041
‫هئی شوان. هئی شوان.

1067
01:27:23,750 --> 01:27:24,750
‫چی صدام کردی؟

1068
01:27:26,500 --> 01:27:27,541
‫خان!

1069
01:27:28,750 --> 01:27:29,916
‫دائو ما...

1070
01:27:29,958 --> 01:27:31,833
‫«ژیشیلانگ» رو آورده.

1071
01:27:32,333 --> 01:27:33,458
‫می‌خواد ببینتت.

1072
01:27:38,250 --> 01:27:39,333
‫استرس داری؟

1073
01:27:39,375 --> 01:27:40,375
‫قربان؟

1074
01:27:41,916 --> 01:27:43,125
‫روبراهم.

1075
01:27:47,750 --> 01:27:49,916
‫دائو ما، واقعاً اومدی.

1076
01:27:49,958 --> 01:27:50,958
‫دل و جرئت داری.

1077
01:27:51,500 --> 01:27:53,208
‫تحت‌تعقیب‌ترین آدم امپراتوری.

1078
01:27:53,250 --> 01:27:54,250
‫به خاطر «آیویا».

1079
01:27:55,875 --> 01:27:57,208
‫خب، نظرت در مورد این معامله چیه؟

1080
01:27:57,250 --> 01:27:58,291
‫نگهبان‌ها!

1081
01:27:58,333 --> 01:27:59,333
‫همین الان بکشیدش!

1082
01:28:00,583 --> 01:28:01,583
‫وایسید!

1083
01:28:02,333 --> 01:28:03,916
‫کسی تکون بخوره، می‌کشمش!

1084
01:28:05,500 --> 01:28:06,291
‫خیله خب.

1085
01:28:06,333 --> 01:28:07,500
‫پس انجامش بده.

1086
01:28:07,541 --> 01:28:08,958
‫گلوشو ببر.

1087
01:28:09,000 --> 01:28:10,375
‫اون وقت منم تو رو می‌کشم!

1088
01:28:10,416 --> 01:28:13,500
‫همه می‌دونن امپراتور «ژیشیلانگ» رو زنده می‌خواد.

1089
01:28:13,916 --> 01:28:15,791
‫اون‌وقت ازم می‌خوای دهنش رو ببندم؟

1090
01:28:16,083 --> 01:28:18,333
‫می‌ترسی اون راز کوچیک و خائنانه‌ت رو برملا کنه؟

1091
01:28:21,208 --> 01:28:24,208
‫با این‌همه چشمی که دارن تماشا می‌کنن، اگه حرفی به بیرون درز کنه...

1092
01:28:24,708 --> 01:28:26,250
‫دیگه فکر خان شدن رو از سرت بیرون کن

1093
01:28:26,750 --> 01:28:29,208
‫قبیله‌ی «هه‌یی» هم تهش می‌شه مثل قبیله‌ی «موجیا».

1094
01:28:29,250 --> 01:28:30,250
‫خفه شو!

1095
01:28:31,750 --> 01:28:32,958
‫برادرها!

1096
01:28:33,000 --> 01:28:35,541
‫به دروغ‌هاش گوش ندین.

1097
01:28:36,000 --> 01:28:37,833
‫هنوز قانع نشدم که تو بکشیش.

1098
01:28:39,583 --> 01:28:42,291
‫فکر کردی چطوری دومین فراری تحت‌تعقیب شدم؟

1099
01:28:43,291 --> 01:28:44,791
‫خبری از معامله نیست، نه؟

1100
01:28:45,916 --> 01:28:46,916
‫قربان...

1101
01:28:47,875 --> 01:28:49,166
‫چاره‌ای ندارم جز اینکه...

1102
01:28:49,625 --> 01:28:50,625
‫وایسا!

1103
01:28:52,541 --> 01:28:54,250
‫گیج شده بودم!

1104
01:28:54,791 --> 01:28:57,583
‫میگن «دائو ما» عاشق پوله.

1105
01:28:57,625 --> 01:28:58,416
‫پس قیمتت رو بگو.

1106
01:28:58,458 --> 01:29:00,833
‫بذار بهت نشون بدم این خان چقدر می‌تونه دست‌ودلباز باشه.

1107
01:29:03,375 --> 01:29:04,416
‫من فقط اون دختر رو می‌خوام.

1108
01:29:26,875 --> 01:29:27,875
‫آنی؟

1109
01:29:35,375 --> 01:29:36,416
‫آنی!

1110
01:29:43,166 --> 01:29:44,916
‫موجیا

1111
01:29:48,416 --> 01:29:50,875
‫هنوز سر پاست؟

1112
01:29:51,458 --> 01:29:52,666
‫آره، هست.

1113
01:29:54,458 --> 01:29:56,291
‫هیچ‌کس نمی‌تونه نابودش کنه.

1114
01:30:01,125 --> 01:30:02,291
‫دائو ما.

1115
01:30:03,208 --> 01:30:06,333
‫ممنون که این هدیه‌ی عروسی باشکوه رو با دستای خودت برام آوردی.

1116
01:30:06,875 --> 01:30:10,541
‫حیف که خودت نیستی تا توی مراسم عروسی باشی!

1117
01:30:10,583 --> 01:30:11,916
‫وقتت تمومه.

1118
01:30:13,208 --> 01:30:15,208
‫باید برگردم به حجله‌م!

1119
01:31:15,083 --> 01:31:16,250
‫آراهانت

1120
01:31:16,291 --> 01:31:18,583
‫نشونشون بده چی تو چنته داری!

1121
01:31:18,958 --> 01:31:20,583
‫برادرا، حمله!

1122
01:31:29,291 --> 01:31:30,791
‫دیگه وقتشه.

1123
01:31:30,833 --> 01:31:32,208
‫دستور رو بده.

1124
01:31:32,250 --> 01:31:33,375
‫به سمت کوه یانژی پیشروی کنین.

1125
01:31:33,416 --> 01:31:35,250
‫تو دهکده‌ی موجیا جنگ راه افتاده.

1126
01:31:35,291 --> 01:31:37,041
‫داری ارتش رو عقب می‌کشی.

1127
01:31:37,083 --> 01:31:37,541
‫درسته؟

1128
01:31:37,583 --> 01:31:38,666
‫می‌تونی بمونی.

1129
01:31:40,125 --> 01:31:41,791
‫هر کاری دلت می‌خواد بکن.

1130
01:31:43,125 --> 01:31:44,000
‫ولی یادت باشه.

1131
01:31:44,041 --> 01:31:45,208
‫پشتِ اون زره...

1132
01:31:46,125 --> 01:31:47,125
‫چیزی جز یه فانی نیستی.

1133
01:31:55,000 --> 01:31:56,000
‫برو!

1134
01:32:34,500 --> 01:32:35,500
‫پیش به جلو!

1135
01:32:38,833 --> 01:32:39,208
‫حالا چی؟

1136
01:32:39,250 --> 01:32:40,250
‫فرار کن!

1137
01:33:12,458 --> 01:33:14,583
‫یه خان بی‌گناه‌ها رو قتل‌عام نمی‌کنه!

1138
01:33:14,625 --> 01:33:15,666
‫ژنرال «پی»؟

1139
01:33:16,166 --> 01:33:17,750
‫عموت بود...

1140
01:33:17,791 --> 01:33:19,333
‫که برای رسیدن به مقام خانی پشتم ایستاد.

1141
01:33:19,666 --> 01:33:21,125
‫داری چیکار می‌کنی؟

1142
01:33:21,500 --> 01:33:23,625
‫سربازام راهیِ کوهستان «یان‌ژی» شدن.

1143
01:33:23,666 --> 01:33:25,250
‫من هیچ زرهی تنم نیست.

1144
01:33:25,291 --> 01:33:27,083
‫من فقط یه غیرنظامی‌ام.

1145
01:33:27,125 --> 01:33:29,375
‫این زن‌ها و بچه‌ها هیچ تهدیدی برات حساب نمی‌شن!

1146
01:33:32,125 --> 01:33:34,375
‫فقط به خاطر مَقامت بود که تا الان زنده موندی.

1147
01:33:35,125 --> 01:33:37,416
‫بدون اون، هیچ ترسی ازت ندارم!

1148
01:33:38,125 --> 01:33:39,125
‫به خان‌ت خدمت کن!

1149
01:33:39,166 --> 01:33:40,541
‫بکشیدش!

1150
01:33:45,333 --> 01:33:47,208
‫معطل چی هستید؟ بکشیدش!

1151
01:33:51,541 --> 01:33:53,166
‫اگه دنبال افتخارید، برید جلو!

1152
01:33:54,166 --> 01:33:55,416
‫هر کی سرش رو برام بیاره،

1153
01:33:55,458 --> 01:33:56,791
‫صد تا سکه‌ی طلا جایزه می‌گیره!

1154
01:34:34,041 --> 01:34:35,041
‫هی شوان!

1155
01:34:41,333 --> 01:34:43,083
‫نگهبانا! به دادم برسید!

1156
01:34:43,833 --> 01:34:44,833
‫محاصره‌شون کنید!

1157
01:35:07,875 --> 01:35:08,875
‫بس کن.

1158
01:35:16,750 --> 01:35:17,791
‫آراهانت!

1159
01:35:17,833 --> 01:35:19,333
‫فقط همین از دستت برمی‌آد؟

1160
01:35:19,375 --> 01:35:20,708
‫«دائو ما» رو بکشید!

1161
01:35:20,750 --> 01:35:22,041
‫یادت نره کی اجیرت کرده!

1162
01:35:22,708 --> 01:35:24,583
‫ارباب همین الان دستور داد.

1163
01:35:24,625 --> 01:35:26,250
‫دستور اومده که بکشیم عقب.

1164
01:35:27,916 --> 01:35:29,375
‫اربابِ تو؟

1165
01:35:30,000 --> 01:35:31,541
‫ولی مگه من نبودم که استخدامت کردم؟

1166
01:35:31,583 --> 01:35:32,958
‫قبل از اینکه باهات روبرو بشیم...

1167
01:35:33,000 --> 01:35:34,500
‫صاحب‌کارمون بهمون پول داد...

1168
01:35:34,541 --> 01:35:35,916
‫که از دستوراتت اطاعت کنیم.

1169
01:35:35,958 --> 01:35:38,125
‫چطور جرأت می‌کنی منو هالو فرض کنی؟

1170
01:35:38,166 --> 01:35:40,250
‫مگه نمی‌دونی خانِ جدید منم؟

1171
01:35:40,291 --> 01:35:42,833
‫و نمی‌دونی که این خانِ جدید...

1172
01:35:42,875 --> 01:35:45,458
‫کارِ اربابِ منه؟

1173
01:35:45,916 --> 01:35:47,166
‫منظورت «پِی»ـه...

1174
01:35:50,041 --> 01:35:51,166
‫پِی...

1175
01:35:51,208 --> 01:35:52,500
‫وزیر پِی؟!

1176
01:35:57,875 --> 01:35:59,625
‫چه فرقی می‌کنه

1177
01:35:59,666 --> 01:36:01,166
‫حتی اگه خودِ خدای آسمون‌ها باشه؟

1178
01:36:01,208 --> 01:36:02,208
‫من خان‌ام!

1179
01:36:02,250 --> 01:36:04,583
‫من خانِ صحرام!

1180
01:36:04,958 --> 01:36:06,458
‫جرئت کردی جلوی من قد علم کنی؟

1181
01:36:06,916 --> 01:36:07,916
‫بکش عقب!

1182
01:36:11,791 --> 01:36:13,041
‫خیلی خب!

1183
01:36:20,416 --> 01:36:22,083
‫جنگجوهای من...

1184
01:36:22,125 --> 01:36:23,291
‫همه‌شون رو بکشید.

1185
01:36:26,000 --> 01:36:27,000
‫بزن!

1186
01:36:54,708 --> 01:36:57,083
‫دائو ما.

1187
01:37:01,916 --> 01:37:03,750
‫واقعاً مثل سایه دنبالم می‌کنی.

1188
01:37:03,791 --> 01:37:05,583
‫این من نیستم که دست از سرت برنمی‌دارم.

1189
01:37:06,250 --> 01:37:08,500
‫اون برادرهامون بودن که به خاطرت جون دادن.

1190
01:37:19,750 --> 01:37:21,333
‫دنیا هر چقدرم که بزرگ باشه،

1191
01:37:21,750 --> 01:37:24,000
‫امثال ما مگه جایی واسه رفتن دارن؟

1192
01:37:24,041 --> 01:37:25,875
‫فقط دنبال وجدانت برو

1193
01:37:25,916 --> 01:37:27,625
‫و از هیچ مسیری نترس.

1194
01:37:30,166 --> 01:37:32,333
‫جوری رفتار کن انگار همین الانشم مُردم.

1195
01:37:33,000 --> 01:37:35,458
‫بچه رو بذار، می‌تونی بری.

1196
01:37:47,708 --> 01:37:50,083
‫«گارد سواره‌نظام دلاور راست - بای‌زه ینگ‌لونگ - گارد سواره‌نظام دلاور راست»

1197
01:37:50,125 --> 01:37:52,541
‫دلاورهای سواره‌نظام چپ، دارن با هم می‌جنگن؟

1198
01:37:52,583 --> 01:37:54,250
‫حالا این جالب شد.

1199
01:38:11,958 --> 01:38:13,583
‫اسبم همین بیرونه.

1200
01:38:31,625 --> 01:38:34,208
‫دی تینگ، چطور جرئت می‌کنی شورش کنی؟

1201
01:38:36,250 --> 01:38:37,458
‫مسائل مربوط به سواره‌نظام دلیر چپ

1202
01:38:37,500 --> 01:38:39,375
‫به سواره‌نظام دلیر راست ربطی نداره.

1203
01:38:43,166 --> 01:38:44,916
‫فقط می‌تونم معطل‌شون کنم. برو!

1204
01:38:47,208 --> 01:38:48,916
‫خواهرت،

1205
01:38:48,958 --> 01:38:51,166
‫این بچه رو برای ولیعهدِ مخلوع به دنیا آورد.

1206
01:38:51,208 --> 01:38:53,916
‫وقتی امپراتور به تخت نشست،

1207
01:38:53,958 --> 01:38:55,833
‫به گاردِ چپ دستور داد تا به این نسل خاتمه بده.

1208
01:38:56,291 --> 01:38:58,166
‫تو این بچه رو نجات دادی و فرار کردی.

1209
01:38:58,208 --> 01:38:59,375
‫از شدتِ خشمش،

1210
01:38:59,416 --> 01:39:02,125
‫امپراتور کل سواره‌نظام جناح چپ رو اعدام کرد.

1211
01:39:02,166 --> 01:39:05,458
‫من و «کوی ژی» رو فقط واسه کشتن تو زنده گذاشتن.

1212
01:39:06,166 --> 01:39:09,750
‫شایعاتی پیچیده بود که اون بچه‌ هنوز زنده‌ست.

1213
01:39:09,791 --> 01:39:12,916
‫در ازای مرگ اون بچه، امپراتور از خیانتم می‌گذره.

1214
01:39:13,875 --> 01:39:16,250
‫فقط به خاطر حرمت برادریمون بود که گذاشتم بری.

1215
01:39:16,291 --> 01:39:17,666
‫فکرشم نمی‌کردم بهاش...

1216
01:39:17,708 --> 01:39:19,666
‫تمومِ سواره‌نظامِ جناحِ چپ باشه.

1217
01:39:19,708 --> 01:39:22,125
‫اینا همه‌شون برادرات بودن!

1218
01:39:24,125 --> 01:39:25,375
‫برگرد به چانگ‌آن.

1219
01:39:26,041 --> 01:39:28,458
‫این حروم‌زاده‌ی کوچیک رو تحویل امپراتور بده.

1220
01:39:28,500 --> 01:39:31,166
‫و می‌تونیم شکوه رو به سواره‌نظام جناح چپ برگردونیم.

1221
01:39:31,500 --> 01:39:33,166
‫امپراتور آدم قدرتمندیه.

1222
01:39:33,708 --> 01:39:35,708
‫یه بچه که براش تهدیدی نیست.

1223
01:39:35,750 --> 01:39:37,333
‫خودت بهتر از من می‌دونی.

1224
01:39:37,375 --> 01:39:39,125
‫مگه اون یه بچه عادیه؟

1225
01:39:39,166 --> 01:39:40,791
‫اونم از خون خودمه.

1226
01:39:41,291 --> 01:39:43,000
‫و هیچ‌کس حق نداره بهش دست بزنه.

1227
01:39:47,291 --> 01:39:49,541
‫«سواره‌نظام دلاور جناح چپ» دیگه از بین رفته.

1228
01:39:49,583 --> 01:39:50,625
‫دیگه راه برگشتی نیست.

1229
01:39:50,708 --> 01:39:52,750
‫تحسین‌های امپراتور رو یادت رفته؟

1230
01:39:52,791 --> 01:39:54,833
‫اونم وقتی پیروز از میدون جنگ برگشتیم؟ کل مقامات جلوی ما سر خم می‌کردن.

1231
01:39:54,875 --> 01:39:56,583
‫لرزه به تن شهرها می‌انداختیم!

1232
01:39:56,625 --> 01:39:59,000
‫ابهت سواره‌نظام دلاور جناح چپ لنگه نداشت!

1233
01:39:59,500 --> 01:40:00,500
‫یادم نرفته.

1234
01:40:01,250 --> 01:40:03,458
‫پشتِ شکوه و عظمتِ لشکرکشیِ «چن»...

1235
01:40:03,500 --> 01:40:06,458
‫هزاران آدمِ بی‌گناه بودن که به خاطرِ ما جون دادن.

1236
01:40:07,708 --> 01:40:09,291
‫درست مثلِ امشب.

1237
01:40:09,833 --> 01:40:11,458
‫همون روستایی‌هایی که امشب کشته شدن.

1238
01:40:11,500 --> 01:40:13,375
‫آخه این رعیت‌ها برای من و تو چه اهمیتی دارن؟

1239
01:40:13,375 --> 01:40:14,833
‫ما فقط از دستورات اطاعت می‌کنیم.

1240
01:40:17,083 --> 01:40:19,125
‫اطاعت از دستورات...

1241
01:40:23,708 --> 01:40:24,958
‫رعیت‌ها...

1242
01:40:27,166 --> 01:40:29,041
‫کدوم دستورات؟

1243
01:40:29,083 --> 01:40:31,083
‫ارزش جونِ یه آدم رو دارن؟

1244
01:40:32,291 --> 01:40:33,750
‫با من برگرد.

1245
01:40:33,791 --> 01:40:34,916
‫به دادگاه جواب پس بده.

1246
01:40:35,458 --> 01:40:36,625
‫به برادرامون جواب پس بده.

1247
01:40:37,208 --> 01:40:39,125
‫و به خودت جواب پس بده.

1248
01:40:44,416 --> 01:40:47,250
‫من فقط به خودم حساب پس میدم. همین حالا.

1249
01:41:46,666 --> 01:41:47,916
‫حریف من نمیشی.

1250
01:42:31,958 --> 01:42:33,083
‫وولولو

1251
01:42:36,041 --> 01:42:37,041
‫آیویا؟

1252
01:42:37,208 --> 01:42:38,208
‫وولولو

1253
01:43:02,625 --> 01:43:03,625
‫پاشو.

1254
01:43:04,208 --> 01:43:05,958
‫می‌تونی جواب پس بدی؟

1255
01:45:15,208 --> 01:45:16,666
‫دائو ما!

1256
01:46:00,041 --> 01:46:01,833
‫بعد از اینکه کُشتمت،

1257
01:46:01,875 --> 01:46:03,541
‫اون بچه رو با خودم می‌برم.

1258
01:46:58,583 --> 01:47:00,041
‫داداش.

1259
01:47:00,083 --> 01:47:04,833
‫دیگه لازم نیست فرار کنی.

1260
01:47:06,166 --> 01:47:11,000
‫و منم... دیگه مجبور نیستم تعقیبت کنم.

1261
01:48:17,291 --> 01:48:18,791
‫آیویا!

1262
01:48:20,125 --> 01:48:21,583
‫یادته اینو دادی به من؟

1263
01:48:40,125 --> 01:48:42,250
‫این یه مسئله‌ی خانوادگیه.

1264
01:48:42,958 --> 01:48:45,291
‫خودم حلش می‌کنم.

1265
01:48:51,250 --> 01:48:53,541
‫آیوا، کمک کن!

1266
01:49:03,500 --> 01:49:05,708
‫پنج‌تا پر...

1267
01:49:07,166 --> 01:49:09,583
‫یه درخششِ...

1268
01:49:09,625 --> 01:49:11,208
‫کراون...

1269
01:49:53,291 --> 01:49:54,458
‫شیائو چی

1270
01:49:54,500 --> 01:49:55,708
‫داری چیکار می‌کنی؟

1271
01:49:55,750 --> 01:49:59,333
‫داشتم با آنی... و رئیس مو گپ می‌زدم.

1272
01:50:07,083 --> 01:50:08,083
‫سلام وروجک.

1273
01:50:08,791 --> 01:50:10,000
‫دلت می‌خواد «چانگان» رو ببینی؟

1274
01:50:25,166 --> 01:50:26,291
‫آیویا.

1275
01:50:26,833 --> 01:50:29,041
‫ارتش‌های زیادی برای تصاحب این سرزمین تلاش می‌کنن.

1276
01:50:29,666 --> 01:50:30,833
‫چرا به ما ملحق نمی‌شی؟

1277
01:50:32,791 --> 01:50:34,375
‫وقتی ملکه صحرا شدم...

1278
01:50:35,000 --> 01:50:36,666
‫میام سراغت تا ازت کمک بگیرم.

1279
01:50:40,416 --> 01:50:41,541
‫راه بیفتید!

1280
01:50:43,958 --> 01:50:46,125
‫می‌خوام مثل تو یه شمشیرزن بشم!

1281
01:50:46,166 --> 01:50:48,000
‫ولی بابام نمی‌ذاره.

1282
01:50:49,958 --> 01:50:51,416
‫سرنوشتت دست خودته.

1283
01:50:55,500 --> 01:50:57,125
‫یه شمشیر بردار، اسب رو زین کن.

1284
01:50:57,541 --> 01:50:59,875
‫بزرگ که شدی، هر جا دلت خواست برو.

1285
01:51:01,125 --> 01:51:03,291
‫پدرت بهت افتخار می‌کرد.

1286
01:51:18,833 --> 01:51:20,750
‫آهای، تو! بیا اینجا.

1287
01:51:20,791 --> 01:51:21,958
‫چی می‌خوای؟

1288
01:51:27,500 --> 01:51:29,458
‫دیگه آزادی، یانزی نیانگ.

1289
01:51:29,500 --> 01:51:30,750
‫هر جا که دلت می‌خواد برو.

1290
01:51:32,958 --> 01:51:33,916
‫پس خودت چی؟

1291
01:51:33,958 --> 01:51:35,416
‫قشنگ فکرامو کردم.

1292
01:51:35,458 --> 01:51:38,083
‫نیازی نیست حتماً بهترین شمشیرزن دنیا باشم.

1293
01:51:38,125 --> 01:51:40,166
‫یه نفر توی «چانگان» هست که باید بکشمش.

1294
01:51:41,125 --> 01:51:43,041
‫یه آدمِ خیلی قدرتمند.

1295
01:51:46,125 --> 01:51:47,583
‫مراقب خودت باش.

1296
01:51:49,500 --> 01:51:50,500
‫بزن بریم.

1297
01:51:56,166 --> 01:51:57,625
‫پامون که برسه به چان‌آن،

1298
01:51:57,666 --> 01:52:00,791
‫خدا می‌دونه اونجا چی انتظارمونو می‌کشه.

1299
01:52:00,833 --> 01:52:04,041
‫برام مهم نیست چی منتظرمونه، اگه لازم باشه راهب رو هم می‌کشم!

1300
01:52:04,166 --> 01:52:05,750
‫به خاطر این مردم، راهیِ چانگ‌آن میشم.

1301
01:52:05,791 --> 01:52:09,916
‫این خاک متعلق به مردمه!

1302
01:52:09,958 --> 01:52:14,500
‫بیا یه شرّ درست و حسابی راه بندازیم!

1303
01:53:06,166 --> 01:53:08,583
‫شمشیری که تو غلافه...

1304
01:53:08,625 --> 01:53:11,333
‫نباید به این سادگی‌ها از رو بشه.

1305
01:53:11,375 --> 01:53:14,958
‫وقتی از غلاف دربیاد، دیگه باید رنگ خون رو ببینه.

1306
01:53:15,000 --> 01:53:16,416
‫برادرزاده.

1307
01:53:18,125 --> 01:53:20,916
‫اگه بذاریم پای «ژی‌شی‌لانگ» به «چانگ‌آن» باز بشه...

1308
01:53:20,958 --> 01:53:23,416
‫قطعاً دنیا رو زیر و رو می‌کنه.

1309
01:53:23,458 --> 01:53:25,500
‫همون‌جاست که باید دست به شمشیر بشی.

1310
01:53:26,000 --> 01:53:27,125
‫سر در نمیارم.

1311
01:53:27,875 --> 01:53:29,708
‫یعنی منم برات فقط یه مهره‌م، عمو؟

1312
01:53:33,750 --> 01:53:35,583
‫توی این بازیِ بزرگ...

1313
01:53:35,625 --> 01:53:38,000
‫مگه کسی هم هست که تو این دنیا مهره نباشه؟

1314
01:53:56,583 --> 01:53:57,708
‫این دوتا بچه...

1315
01:53:57,791 --> 01:53:58,875
‫کونگ‌فوی قوی‌ای دارن.

1316
01:53:58,916 --> 01:53:59,708
‫"کارگردان یوئن وو-پینگ - 《استاد مست》 《استاد تای‌چی》"

1317
01:53:59,750 --> 01:54:01,375
‫موندم کی بهشون یاد داده؟

1318
01:54:02,833 --> 01:54:04,291
‫تا حالا تو دنیای رزمی همچین حرکاتی ندیده بودم.

1319
01:54:04,333 --> 01:54:05,166
‫«استاد وو بین؛ اولین سرمربی تیم ووشوی پکن»

1320
01:54:05,250 --> 01:54:06,708
‫توی دنیای رزمی، همچین حرکاتی رو...

1321
01:54:06,750 --> 01:54:09,458
‫...توی این چهل سال ندیده بودم.

1322
01:54:10,000 --> 01:54:12,125
‫دنیا دیگه مالِ جوون‌هاست.

1323
01:54:15,875 --> 01:54:17,416
‫جوون‌ها.

1324
01:54:22,500 --> 01:54:23,541
‫انگار حق با توئه.

1325
01:54:23,583 --> 01:54:24,583
‫کارمون تمومه؟

1326
01:54:30,208 --> 01:54:32,833
‫تو که با دیدن خون چهرت درهم میره، چطوری می‌خوای کسی رو نجات بدی؟

1327
01:54:33,958 --> 01:54:35,083
‫اگه بتونم «آیویا» رو نجات بدم،

1328
01:54:35,833 --> 01:54:36,833
‫قبوله؟

1329
01:54:37,708 --> 01:54:38,708
‫قبوله.
