﻿1
00:03:10,356 --> 00:03:13,735
‫- عراق...
‫میلیون‌ها نفر آواره شدن.

2
00:03:13,776 --> 00:03:15,695
‫صدها هزار تا بچه کشته شدن،

3
00:03:15,737 --> 00:03:18,072
‫بقیه هم مجبور شدن برای نجات جونشون فرار کنن.

4
00:03:18,114 --> 00:03:19,449
‫این واقعیت زندگیه

5
00:03:19,449 --> 00:03:22,327
‫برای مردم این کشور
‫از زمان حمله تا الان.

6
00:03:32,837 --> 00:03:34,964
‫امن نیست.

7
00:03:34,964 --> 00:03:36,549
‫می‌فهمی چی میگم؟
‫امن نیست.

8
00:03:38,801 --> 00:03:40,220
‫اون رژیم

9
00:03:40,261 --> 00:03:41,763
‫شاید تغییر کنه

10
00:03:41,804 --> 00:03:43,765
‫و اوضاع بهتر بشه،

11
00:03:43,806 --> 00:03:45,433
‫ولی مردم عراق

12
00:03:45,475 --> 00:03:48,144
‫تا سال‌ها تاوان
‫عواقب جنگ رو میدن.

13
00:03:48,144 --> 00:03:49,145
‫این کیت رفتره،
‫از بغداد گزارش می‌ده.

14
00:04:02,492 --> 00:04:04,953
‫- بازی کنیم؟

15
00:04:04,994 --> 00:04:07,830
‫...سه، چهار، پنج.

16
00:04:12,293 --> 00:04:14,212
‫نکنه اونجاست...

17
00:04:17,173 --> 00:04:19,217
‫نکنه اون...؟

18
00:04:21,803 --> 00:04:23,012
‫گیرت انداختم!

19
00:04:23,012 --> 00:04:24,180
‫نه!

20
00:04:24,180 --> 00:04:25,181
‫نیدال!

21
00:04:37,193 --> 00:04:38,403
‫- کیت؟

22
00:04:42,031 --> 00:04:44,284
‫الان کجا رفتی تو فکرات؟

23
00:04:51,833 --> 00:04:53,960
‫می‌خوای پرده رو بکشم؟

24
00:05:12,312 --> 00:05:14,439
‫کی از بغداد برگشتی؟

25
00:05:19,610 --> 00:05:22,405
‫- این هیچ ربطی به بغداد نداره، دکتر.

26
00:05:25,074 --> 00:05:26,492
‫- خوابت چطوره؟

27
00:05:28,578 --> 00:05:31,497
‫- مثل بقیه خبرنگارای جنگی.

28
00:05:31,539 --> 00:05:34,250
‫- یعنی کابوس می‌بینی؟

29
00:05:34,250 --> 00:05:35,460
‫در موردش حرف بزنیم؟

30
00:05:36,669 --> 00:05:37,670
‫- نه.

31
00:05:39,464 --> 00:05:41,090
‫- خب، یه موضوع دیگه.

32
00:05:42,967 --> 00:05:44,510
‫مادرت چطور مرد؟

33
00:05:46,262 --> 00:05:47,597
‫- افتاد.

34
00:06:00,902 --> 00:06:03,321
‫مامان اینجا به دنیا اومده بود،

35
00:06:03,363 --> 00:06:05,823
‫هرن بی،
‫و تمام عمرش همینجا زندگی کرد.

36
00:06:13,164 --> 00:06:14,791
‫مامانم دوست داشت که...

37
00:06:16,167 --> 00:06:20,380
‫همه‌مون کنارش باشیم

38
00:06:20,421 --> 00:06:21,881
‫لحظه آخر.

39
00:06:34,852 --> 00:06:37,647
‫یه استراحتی از نجات دنیا گرفتی، آره؟

40
00:06:37,647 --> 00:06:40,483
‫- آره، از یه منطقه جنگی به یه جنگ دیگه.

41
00:06:40,525 --> 00:06:42,318
‫- دیر رسیدی ولی خب، بهتر از هیچی.

42
00:06:42,318 --> 00:06:43,486
‫- می‌تونستی زودتر بهم بگی.

43
00:06:43,486 --> 00:06:44,779
‫- که چی بشه؟

44
00:06:44,821 --> 00:06:46,322
‫- همه چی رو ول می‌کردم می‌اومدم.

45
00:06:46,322 --> 00:06:47,657
‫- جدی؟

46
00:06:50,034 --> 00:06:50,993
‫پل.

47
00:06:51,035 --> 00:06:52,495
‫پل!

48
00:06:53,454 --> 00:06:55,998
‫لطفاً برسونش ایستگاه.

49
00:06:56,040 --> 00:06:57,500
‫- سالی؟

50
00:07:04,674 --> 00:07:06,426
‫- دیدنت خوبه.

51
00:07:09,679 --> 00:07:11,931
‫- بهش نگفتی دارم میام، نه؟

52
00:07:11,973 --> 00:07:14,350
‫- راستش حال و روزش خیلی خوب نبود.

53
00:07:14,392 --> 00:07:16,102
‫- آره، حدس زدم.

54
00:07:17,478 --> 00:07:19,147
‫اون کیه؟

55
00:07:21,107 --> 00:07:22,066
‫- نمی‌دونم، بیا بریم.

56
00:07:22,108 --> 00:07:23,526
‫برسونمت.

57
00:07:26,279 --> 00:07:28,990
‫- می‌دونی، سرت خیلی شلوغه.

58
00:07:29,031 --> 00:07:31,451
‫بهتره چند روز بمونم.

59
00:07:31,492 --> 00:07:33,035
‫- اوکی‌ام.

60
00:07:34,370 --> 00:07:35,371
‫- نه، می‌تونم خونه مامان بمونم.

61
00:07:35,413 --> 00:07:37,039
‫تو جمع کردن وسایل هم کمک می‌کنم.

62
00:07:37,081 --> 00:07:38,249
‫- مطمئنی فکر خوبیه؟

63
00:07:38,291 --> 00:07:39,959
‫واقعاً خودم می‌تونم جمعش کنم.

64
00:07:42,545 --> 00:07:44,255
‫- می‌دونم سوپرمنی،
‫ولی دلم می‌خواد کمک کنم.

65
00:07:44,297 --> 00:07:45,631
‫- باشه.

66
00:07:47,425 --> 00:07:49,886
‫ده سال، زمان کمی نیست.

67
00:07:49,886 --> 00:07:52,263
‫برگشتن به خونه چه حسی داشت؟

68
00:07:53,473 --> 00:07:54,849
‫- به نظرت چه حسی داشت؟

69
00:07:57,393 --> 00:07:59,228
‫- چرا خودت نمیگی؟

70
00:08:01,063 --> 00:08:02,565
‫- چی می‌خوای بدونی؟

71
00:08:04,108 --> 00:08:06,903
‫- قراره جواب همه سوال‌هامو

72
00:08:06,903 --> 00:08:08,738
‫با سوال بدی؟

73
00:08:08,738 --> 00:08:11,574
‫- دلیلی نمی‌بینم
‫اصلاً بهشون جواب بدم.

74
00:08:14,785 --> 00:08:19,081
‫- فکر می‌کنم شاید بتونم کمکت کنم.

75
00:08:19,123 --> 00:08:21,709
‫پس بهتره همکاری کنی.

76
00:08:27,256 --> 00:08:30,593
‫چرا حرف زدن درباره خانواده‌ت
‫برات سخته؟

77
00:08:50,947 --> 00:08:52,281
‫- حالت خوبه؟

78
00:08:56,369 --> 00:08:58,204
‫- هضمش برام سخته...

79
00:08:58,246 --> 00:08:59,622
‫- آره...

80
00:09:00,790 --> 00:09:03,543
‫- مدام دارم به افتادن مامان فکر می‌کنم.

81
00:09:03,584 --> 00:09:06,170
‫آخرین باری که دیدمش
‫خیلی... انگار

82
00:09:08,422 --> 00:09:10,299
‫سرحال بود.

83
00:09:10,299 --> 00:09:11,717
‫- مطمئنی می‌خوای اینجا بمونی؟

84
00:09:11,759 --> 00:09:14,512
‫اگه بخوای می‌تونم یه هتل
‫کنار دریا برات بگیرم.

85
00:09:22,979 --> 00:09:24,230
‫- خوب میشه.

86
00:09:24,272 --> 00:09:25,273
‫- باشه.

87
00:09:28,859 --> 00:09:31,404
‫اگه چیزی خواستی زنگ بزن، باشه؟

88
00:12:27,204 --> 00:12:29,415
‫اسم من کیت رفتره.

89
00:12:29,457 --> 00:12:31,834
‫من تو خیابون اسمیتلی شماره ۴۶ زندگی می‌کنم

90
00:12:31,876 --> 00:12:33,669
‫با مامان و بابام

91
00:12:33,669 --> 00:12:35,838
‫و خواهر کوچیکم، سالی.

92
00:13:25,638 --> 00:13:26,931
‫نیدال؟

93
00:13:47,576 --> 00:13:48,953
‫وای خدای من...

94
00:16:11,720 --> 00:16:13,222
‫- جیلیان!

95
00:16:57,057 --> 00:16:58,559
‫- آخرین بار کی دیدیش؟

96
00:17:04,606 --> 00:17:07,234
‫- وقتی بابام زنده بود
‫نمی‌تونستم برم اونجا.

97
00:17:07,276 --> 00:17:08,360
‫- چرا؟

98
00:17:08,402 --> 00:17:10,446
‫- چون یه آدم خشنِ
‫الکلیِ عوضی بود.

99
00:17:13,741 --> 00:17:15,159
‫- می‌زدت؟

100
00:17:18,120 --> 00:17:20,164
‫- می‌دونم اینا چجوری پیش میره، دکتر.

101
00:17:21,373 --> 00:17:24,126
‫اول می‌گیری رو موضوع،
‫بعد بیشتر کنجکاوی می‌کنی،

102
00:17:24,168 --> 00:17:25,794
‫آخرشم سعی می‌کنی
‫کارامو بندازی گردن

103
00:17:25,794 --> 00:17:30,466
‫یه جور بحران الکیِ نوجوانی.

104
00:17:32,843 --> 00:17:34,219
‫قضیه اصلاً این نیست.

105
00:17:37,306 --> 00:17:39,516
‫- پس قضیه چیه؟

106
00:17:46,732 --> 00:17:50,652
‫می‌تونیم بگیم با کسی
‫تو خانواده‌ت نزدیک بودی؟

107
00:17:53,530 --> 00:17:55,282
‫- هانا... خواهرزاده‌م.

108
00:17:56,492 --> 00:17:58,118
‫- الان کجاست؟

109
00:17:58,160 --> 00:17:59,828
‫- استرالیا.

110
00:18:02,164 --> 00:18:04,166
‫دلت براش تنگ شده؟

111
00:18:05,167 --> 00:18:07,086
‫این سوال ربطی داره؟

112
00:19:02,182 --> 00:19:04,852
‫♪ پنج تا صدف کوچولو ♪

113
00:19:04,893 --> 00:19:06,937
‫♪ افتاده کنار ساحل ♪

114
00:19:12,109 --> 00:19:13,569
‫- حالت خوبه؟

115
00:19:16,363 --> 00:19:17,531
‫- آره.

116
00:19:22,161 --> 00:19:24,454
‫- فکر کنم قبلاً دیدمت.

117
00:19:24,496 --> 00:19:25,414
‫- ببخشید، من...

118
00:19:25,455 --> 00:19:26,915
‫- خاله‌ی هانایی، درسته؟

119
00:19:26,957 --> 00:19:27,916
‫- آره.

120
00:19:27,958 --> 00:19:29,126
‫- ما همدیگه رو ندیدیم.

121
00:19:29,168 --> 00:19:32,254
‫هانا همیشه ازت حرف می‌زد.

122
00:19:32,296 --> 00:19:33,922
‫- آه... واقعاً متأسفم.

123
00:19:33,964 --> 00:19:36,091
‫من... نمی‌دونستم...

124
00:19:36,091 --> 00:19:38,385
‫- اممم... ببخشید.

125
00:19:38,427 --> 00:19:39,303
‫من و هانا با هم بودیم.

126
00:19:39,344 --> 00:19:40,596
‫- اوه!

127
00:19:40,637 --> 00:19:41,972
‫آره، درست...

128
00:19:42,014 --> 00:19:44,266
‫تو... اممم...

129
00:19:44,266 --> 00:19:46,727
‫جو.

130
00:19:46,768 --> 00:19:47,728
‫- دقیقاً.

131
00:19:47,769 --> 00:19:52,274
‫- هنوزم درست نفهمیدم چی شد.

132
00:19:52,274 --> 00:19:54,610
‫قرار بود با هانا بریم سفر و بعد...

133
00:19:54,651 --> 00:19:56,486
‫- جو، متأسفم.

134
00:19:56,528 --> 00:19:58,113
‫من اونجا نبودم.

135
00:19:58,155 --> 00:19:59,740
‫نمی‌دونم چی شد.

136
00:20:35,317 --> 00:20:36,735
‫- مامان!

137
00:21:21,488 --> 00:21:25,617
‫- سلام، من کیتم،
‫دختر جیلیان.

138
00:21:28,370 --> 00:21:31,373
‫مامان همه‌چیو نگه داشته بود.

139
00:21:31,415 --> 00:21:33,542
‫یه‌سری از اسباب‌بازی‌هامونو جمع کردم

140
00:21:33,583 --> 00:21:36,003
‫گفتم شاید بچه‌تون خوشش بیاد.

141
00:21:38,005 --> 00:21:39,923
‫- من بچه ندارم.

142
00:22:05,240 --> 00:22:07,909
‫- سالی نتونست بیاد.

143
00:22:09,036 --> 00:22:10,245
‫- مشکلی نیست.

144
00:22:10,245 --> 00:22:12,372
‫ببین، من خودم هندل می‌کنم،
‫اگه می‌خوای برگردی.

145
00:22:12,414 --> 00:22:13,999
‫- نه نه، مشکلی نیست،
‫من خوبم.

146
00:22:14,041 --> 00:22:15,917
‫سالی گفت می‌تونم...

147
00:22:15,959 --> 00:22:19,171
‫- کیت، بابت شرایط پیش‌اومده
‫متأسفم.

148
00:22:19,212 --> 00:22:21,173
‫- ممنونم.

149
00:22:21,214 --> 00:22:23,467
‫- همون‌طور که احتمالاً خبر داری،

150
00:22:23,508 --> 00:22:27,929
‫مادرت از من خواسته بود
‫کمکش کنم کارهای حقوقیشو مرتب کنه.

151
00:22:27,971 --> 00:22:29,306
‫و حدود شش ماه پیش،

152
00:22:29,348 --> 00:22:31,641
‫خواست یه تغییری
‫توی وصیت‌نامه‌ش ایجاد کنه.

153
00:22:32,893 --> 00:22:36,355
‫جیلیان تصمیم گرفته بود
‫خونه‌شو

154
00:22:36,396 --> 00:22:38,648
‫بده به یه آقایی به اسم ری استون.

155
00:22:40,942 --> 00:22:44,446
‫ببخشید اگه این خبری نبود
‫که انتظارشو داشتی.

156
00:22:46,615 --> 00:22:48,909
‫- تو و سالی این ری استونو می‌شناختین؟

157
00:22:50,410 --> 00:22:54,206
‫- سالی فکر می‌کرد
‫با یکی در ارتباطه، ولی...

158
00:22:54,247 --> 00:22:55,791
‫نه، هیچ‌وقت ندیدیمش.

159
00:22:57,292 --> 00:22:58,502
‫- خوبه که یکی رو پیدا کرده بود.

160
00:22:58,543 --> 00:23:00,295
‫- خونه رو به اون داده.

161
00:23:00,295 --> 00:23:02,130
‫- این خواست خودش بوده.

162
00:23:02,172 --> 00:23:03,965
‫من که خوشحال می‌شم
‫از شرش راحت شم.

163
00:23:05,592 --> 00:23:07,803
‫- تو این شانسو داری
‫که برات مهم نباشه.

164
00:23:09,971 --> 00:23:11,890
‫ببخشید...

165
00:23:11,932 --> 00:23:12,974
‫بد شد حرفم.

166
00:23:13,016 --> 00:23:14,184
‫- نه، اشکالی نداره.

167
00:23:14,226 --> 00:23:16,561
‫منم نباید فرض می‌کردم که تو...

168
00:23:19,398 --> 00:23:21,108
‫- اوضاع برامون راحت نبوده.

169
00:23:23,777 --> 00:23:26,488
‫سالی یه مدته
‫دیگه نمی‌تونه کار کنه.

170
00:23:29,157 --> 00:23:30,784
‫- این بار چند وقته؟

171
00:23:32,160 --> 00:23:36,206
‫- از وقتی هانا رفت.

172
00:23:36,248 --> 00:23:38,917
‫- سه سال؟

173
00:23:38,959 --> 00:23:43,672
‫- من سعی کردم، ولی
‫تا یه حدی بیشتر نمی‌تونی کاری بکنی
‫وقتی ناپدری هستی.

174
00:23:45,632 --> 00:23:48,009
‫خودتم می‌دونی هر دوتاشون
‫چقدر لجبازن.

175
00:23:49,636 --> 00:23:50,679
‫سالی سعی کرده زنگ بزنه،

176
00:23:50,679 --> 00:23:52,389
‫ولی معمولاً وقتی بوده
‫که یه‌کم خورده بوده.

177
00:23:52,431 --> 00:23:54,433
‫من مجبور شدم گوشی رو ازش بگیرم.

178
00:23:58,854 --> 00:24:02,566
‫- ولی تو حداقل
‫با هانا حرف می‌زنی، نه؟

179
00:24:02,607 --> 00:24:04,818
‫- آره، هر چند ماه یه‌بار زنگ می‌زنه.

180
00:24:08,697 --> 00:24:10,449
‫می‌دونم سالی هیچ‌وقت
‫این رو قبول نمی‌کنه،

181
00:24:10,490 --> 00:24:11,867
‫ولی فکر می‌کنم خودش هم می‌دونه

182
00:24:11,908 --> 00:24:14,536
‫که برای هانا بهتره
‫از اینجا دور باشه.

183
00:24:15,245 --> 00:24:16,830
‫برای خوشحال بودن
‫باید دور باشه.

184
00:24:20,750 --> 00:24:22,169
‫ببین، من مراقب سالی هستم.

185
00:24:22,210 --> 00:24:23,628
‫تو این کار واردم.

186
00:24:27,507 --> 00:24:28,675
‫تو باید برگردی به زندگیت.

187
00:24:28,717 --> 00:24:30,135
‫اینجا چیزی برات نیست.

188
00:24:30,177 --> 00:24:31,887
‫- پل، همسایه جدید مامان...

189
00:24:33,430 --> 00:24:34,556
‫- آره؟

190
00:24:34,556 --> 00:24:37,476
‫یه جعبه از اسباب‌بازی‌های قدیمیمونو جمع کردم،

191
00:24:37,517 --> 00:24:40,812
‫بردم برا بچه‌ش، ولی...

192
00:24:42,772 --> 00:24:46,109
‫تقریباً در رو تو صورتم کوبید.

193
00:24:46,151 --> 00:24:47,736
‫- فریدا بچه نداره.

194
00:24:56,745 --> 00:24:59,080
‫می‌دونی، سالی گفته بود

195
00:24:59,122 --> 00:25:01,958
‫تو عراق از یه پسر بچه
‫مراقبت می‌کردی.

196
00:25:03,585 --> 00:25:05,754
‫کنار اومدن با همچین چیزی
‫باید سخت باشه.

197
00:25:11,259 --> 00:25:12,761
‫روی آدم تأثیر می‌ذاره.

198
00:25:32,155 --> 00:25:37,410
‫♪ پنج تا صدف کوچولو ♪
‫♪ افتاده کنار ساحل ♪

199
00:25:37,452 --> 00:25:38,495
‫موج اومد و...

200
00:26:25,250 --> 00:26:26,793
‫- سالی؟

201
00:26:32,382 --> 00:26:34,634
‫کلی خون تو موهاته...

202
00:26:36,636 --> 00:26:37,637
‫- مرسی.

203
00:26:39,222 --> 00:26:40,473
‫- اشکالی نداره.

204
00:26:44,185 --> 00:26:45,520
‫- درد می‌کشید...

205
00:26:47,856 --> 00:26:49,399
‫- می‌دونم.

206
00:26:53,945 --> 00:26:55,614
‫- مامانم تقصیر رو انداخت گردن من.

207
00:26:55,614 --> 00:26:56,990
‫مامان...

208
00:26:57,032 --> 00:26:58,450
‫- بابت چی؟

209
00:27:00,118 --> 00:27:01,536
‫- بابت رفتن هانا.

210
00:27:05,248 --> 00:27:08,460
‫گفت من به درد مادر بودن نمی‌خورم.

211
00:27:10,378 --> 00:27:13,131
‫منم بهش گفتم هرچی بلدم
‫از خودش یاد گرفتم.

212
00:27:20,388 --> 00:27:23,141
‫تو هیچ‌وقت واقعاً
‫نخواستیشو ببینی.

213
00:27:23,141 --> 00:27:24,601
‫- منظورت چیه؟

214
00:27:28,188 --> 00:27:29,314
‫- اون یه مادر افتضاح بود.

215
00:27:29,356 --> 00:27:30,649
‫- نه، این‌طور نبود.

216
00:27:31,650 --> 00:27:34,986
‫- باور می‌کنی
‫با یکی رابطه داشت؟

217
00:27:35,028 --> 00:27:36,446
‫بعد از مرگ بابا؟

218
00:27:36,488 --> 00:27:38,948
‫- خب، کی می‌تونه سرزنشش کنه؟

219
00:27:38,990 --> 00:27:40,158
‫- شروع شد دوباره...

220
00:27:41,743 --> 00:27:42,535
‫ادامه بده...

221
00:27:42,577 --> 00:27:43,536
‫بابا، آدم بده.

222
00:27:43,578 --> 00:27:44,704
‫- آره، ولی هیچ‌وقت تو رو نزد.

223
00:27:44,746 --> 00:27:47,123
‫- آره خب، فکر می‌کنی
‫فقط تو بدبختی کشیدی.

224
00:27:49,709 --> 00:27:50,752
‫برای همینه که میری
‫دور دنیا

225
00:27:50,794 --> 00:27:52,170
‫وانمود می‌کنی یه قهرمانی

226
00:27:52,212 --> 00:27:54,464
‫که می‌خواد بچه‌های دیگه رو
‫از زندگیشون نجات بده؟

227
00:27:54,506 --> 00:27:56,508
‫همه‌ش چرنده.

228
00:27:58,343 --> 00:27:59,844
‫من می‌شناسمت، کیت.

229
00:28:02,889 --> 00:28:05,684
‫می‌دونم کی هستی
‫و می‌دونم چی کار کردی.

230
00:28:30,291 --> 00:28:32,460
‫موج اومد و...

231
00:28:34,337 --> 00:28:35,797
‫بچه‌ها، این طرف!

232
00:28:35,839 --> 00:28:36,881
‫نه!

233
00:28:36,881 --> 00:28:37,882
‫- نکن!

234
00:29:04,784 --> 00:29:07,996
‫دکترم گفته از این ضبط صوت استفاده کنم.

235
00:29:09,998 --> 00:29:14,002
‫حقیقتش دیگه
‫خیلی خوب یادم نمی‌مونه.

236
00:29:14,043 --> 00:29:18,590
‫خب، امروز چهارشنبه‌ست
‫و دارم لیست می‌نویسم

237
00:29:18,590 --> 00:29:25,430
‫شیر لازم دارم... و تخم‌مرغ.

238
00:29:25,472 --> 00:29:26,931
‫و...

239
00:29:55,627 --> 00:29:56,795
‫- نه!

240
00:29:56,795 --> 00:29:58,755
‫دنیس، خواهش می‌کنم! نه!

241
00:29:58,797 --> 00:30:01,841
‫کیتیِ من اون بیرون
‫خیلی سردشه...

242
00:30:01,883 --> 00:30:03,676
‫بابا، بذار بیاد تو.

243
00:30:03,718 --> 00:30:05,929
‫پشیمونه، می‌دونم هست.

244
00:30:05,970 --> 00:30:08,139
‫می‌دونم هست...

245
00:30:22,070 --> 00:30:23,655
‫- ببخشید؟

246
00:30:25,698 --> 00:30:26,866
‫ببخشید!

247
00:30:26,908 --> 00:30:27,742
‫- چی؟!

248
00:30:27,784 --> 00:30:29,994
‫- داری با اون بچه چیکار می‌کنی؟

249
00:30:30,036 --> 00:30:31,329
‫- به تو ربطی نداره.

250
00:30:31,329 --> 00:30:32,497
‫- صدای جیغ شنیدم.

251
00:30:32,497 --> 00:30:34,833
‫- زنگ می‌زنم پلیس.

252
00:30:34,833 --> 00:30:36,709
‫- لعنتی!

253
00:30:38,586 --> 00:30:40,547
‫- برای ذهن کاملاً طبیعیه

254
00:30:40,588 --> 00:30:42,841
‫که اتفاقات دردناک رو
‫دوباره بازسازی کنه.

255
00:30:43,800 --> 00:30:46,678
‫مواجه شدن دوباره با تروما،
‫حتی تو خواب،

256
00:30:46,678 --> 00:30:48,638
‫یه جور پردازششه.

257
00:30:51,140 --> 00:30:52,725
‫- من می‌دونم چی دیدم.

258
00:30:54,227 --> 00:30:56,145
‫ببین، اگه می‌خوای بشینی
‫راجع به خواب حرف بزنی

259
00:30:56,187 --> 00:31:00,149
‫در حالی که یه بچه در خطره،
‫اون دیگه پای خودته.

260
00:31:00,191 --> 00:31:01,401
‫- تو کارت خیلی

261
00:31:01,442 --> 00:31:03,069
‫روی بچه‌ها تمرکز داری، نه؟

262
00:31:03,111 --> 00:31:04,821
‫- آره، چون نیاز به محافظت دارن.

263
00:31:06,114 --> 00:31:07,991
‫- همون‌طور که باید
‫از پدرت محافظت می‌شدی.

264
00:31:08,032 --> 00:31:11,870
‫- نه... همون‌طور که باید
‫من از نیدال محافظت می‌کردم.

265
00:31:25,300 --> 00:31:28,303
‫- کیت، بیا اینجا!
‫- وایسا!

266
00:32:14,098 --> 00:32:15,391
‫لعنتی!

267
00:32:35,119 --> 00:32:36,454
‫- داری چیکار می‌کنی؟!

268
00:32:36,454 --> 00:32:37,455
‫- کجاست؟

269
00:32:37,455 --> 00:32:39,290
‫- می‌دونی به پلیس زنگ زدم.

270
00:32:40,083 --> 00:32:41,793
‫- فقط بگو چی داره می‌گذره.

271
00:32:41,834 --> 00:32:43,002
‫می‌دونم اینجاست.

272
00:32:43,044 --> 00:32:44,796
‫دیدمش.

273
00:32:44,796 --> 00:32:46,506
‫باهاش چی کار کردی لعنتی؟

274
00:32:46,547 --> 00:32:48,800
‫- دیگه خیلی داری زیاده‌روی می‌کنی.

275
00:33:09,988 --> 00:33:11,239
‫- هنوز چند تا چیز هست

276
00:33:11,280 --> 00:33:12,865
‫که باید در موردش حرف بزنیم.

277
00:33:14,117 --> 00:33:16,828
‫می‌خوام درباره بغداد باهات حرف بزنم.

278
00:33:18,746 --> 00:33:20,081
‫- چی درباره‌ش؟

279
00:33:21,124 --> 00:33:24,002
‫- خبر داری که چند نفر
‫از همکارات

280
00:33:24,002 --> 00:33:26,838
‫از رفتارت شکایت کردن؟

281
00:33:29,674 --> 00:33:31,134
‫- اون تو خطر بود.

282
00:33:34,095 --> 00:33:36,681
‫- کی تو خطر بود، کیت؟

283
00:33:36,681 --> 00:33:38,016
‫- نیدال.

284
00:33:41,644 --> 00:33:43,021
‫- آهان... آره.

285
00:33:45,189 --> 00:33:46,816
‫نیدال.

286
00:33:50,528 --> 00:33:52,405
‫روز حادثه،

287
00:33:52,447 --> 00:33:56,868
‫قرار بر این بوده که همه

288
00:33:56,868 --> 00:34:01,164
‫داخل محدوده‌های امن خودشون بمونن
‫تا خطر برطرف بشه.

289
00:34:04,292 --> 00:34:06,210
‫ولی...

290
00:34:06,210 --> 00:34:08,588
‫تو این کارو نکردی، نه کیت؟

291
00:34:08,629 --> 00:34:10,256
‫- داشتم سعی می‌کردم نجاتش بدم.

292
00:34:12,216 --> 00:34:15,219
‫- ولی همکارات میگن
‫تنها بودی.

293
00:34:22,143 --> 00:34:23,978
‫- میگن تنها وارد اون اتاق شدی

294
00:34:24,020 --> 00:34:26,147
‫و تنها کسی بودی که برگشتی بیرون.

295
00:34:32,236 --> 00:34:33,488
‫- نه...

296
00:34:36,199 --> 00:34:38,117
‫- درست قبل از حمله،

297
00:34:38,159 --> 00:34:40,078
‫تو از اتاق امن خارج شدی.

298
00:34:53,966 --> 00:34:56,427
‫- میشه یه لیوان آب بهم بدین؟

299
00:34:56,469 --> 00:34:58,012
‫- بله، حتماً.

300
00:35:22,120 --> 00:35:26,958
‫- تو تمام این مدت،
‫حتی یه بار هم اسمشو نیاوردی.

301
00:35:30,128 --> 00:35:31,337
‫- کیو؟

302
00:35:36,759 --> 00:35:39,053
‫- روزی که مرد رو یادت میاد؟

303
00:35:42,056 --> 00:35:46,936
‫۱۵ مارس ۱۹۵۸ بود.

304
00:35:50,022 --> 00:35:52,024
‫اون روز کجا بودی، کیت؟

305
00:36:01,784 --> 00:36:04,954
‫کیت، اگه حاضر نشی
‫با گذشته‌ت روبه‌رو شی،

306
00:36:07,915 --> 00:36:10,042
‫یه عادت بدی داره که برگرده سراغت.

307
00:36:20,595 --> 00:36:22,513
‫♪ چهار تا صدف کوچولو ♪

308
00:36:22,513 --> 00:36:24,265
‫♪ افتاده روی زمین ♪

309
00:36:27,560 --> 00:36:28,519
‫- کیت عزیزم،

310
00:36:28,561 --> 00:36:30,855
‫یه لطفی کن
‫حواست به داداشت باشه.

311
00:36:30,897 --> 00:36:32,190
‫- باشه.

312
00:36:32,231 --> 00:36:33,357
‫- خب.

313
00:36:33,357 --> 00:36:35,359
‫♪ موج اومد و... ♪

314
00:36:35,359 --> 00:36:37,195
‫♪ و بعدش شد... ♪

315
00:36:37,195 --> 00:36:39,197
‫♪ پنج تا صدف کوچولو ♪

316
00:36:39,238 --> 00:36:41,240
‫♪ افتاده کنار ساحل ♪

317
00:36:50,917 --> 00:36:52,335
‫دیوید؟

318
00:36:59,508 --> 00:37:01,052
‫دیوید!

319
00:37:07,016 --> 00:37:08,392
‫- دیوید!

320
00:37:14,815 --> 00:37:20,863
‫- بچه‌م!!
‫خواهش می‌کنم!!

321
00:37:28,996 --> 00:37:30,706
‫- متأسفم...

322
00:37:36,045 --> 00:37:38,172
‫- تقصیر توئه، کیت.

323
00:37:38,214 --> 00:37:40,800
‫باید مراقبش می‌بودی.

324
00:37:40,841 --> 00:37:43,135
‫نباید می‌ذاشتی بره تو دریا.

325
00:37:43,177 --> 00:37:45,596
‫- کاش جای اون من بودم...

326
00:37:45,596 --> 00:37:48,099
‫- اگه تو نبودی،
‫الان زنده بود!

327
00:37:58,025 --> 00:38:00,152
‫- کاش جای اون من بودم...

328
00:38:05,574 --> 00:38:10,204
‫- فکر می‌کنم نیدال
‫و اون بچه‌ای که تو حیاط دیدی،

329
00:38:10,246 --> 00:38:13,958
‫در واقع بازتابی از برادرت، دیویدن.

330
00:38:13,958 --> 00:38:16,252
‫و فکر می‌کنم خودت هم اینو می‌دونی، کیت.

331
00:38:18,963 --> 00:38:22,967
‫تو اون موقع یه بچه بودی
‫و نمی‌تونستی هضمش کنی.

332
00:38:22,967 --> 00:38:23,968
‫- دیوید...؟

333
00:38:24,010 --> 00:38:26,929
‫برای همین اون تروما
‫یه جایی دفن شده،

334
00:38:26,971 --> 00:38:29,265
‫حداقل برای یه مدت.

335
00:38:30,474 --> 00:38:34,020
‫برام عجیب نیست که
‫برگشتن به خونه کودکی‌ت

336
00:38:34,061 --> 00:38:37,148
‫همه‌چیو دوباره به هم ریخته.

337
00:38:37,189 --> 00:38:40,318
‫هرچقدر هم بخوای
‫بچه‌های دیگه رو نجات بدی، کیت،

338
00:38:42,111 --> 00:38:44,196
‫دیوید برنمی‌گرده.

339
00:38:59,086 --> 00:39:02,173
‫فکر کنم وقت تمومه.

340
00:39:04,050 --> 00:39:07,219
‫- می‌تونم برم؟

341
00:39:07,261 --> 00:39:09,180
‫- بله، می‌تونی بری.

342
00:39:10,514 --> 00:39:13,100
‫ولی ممکنه دوباره
‫باهات حرف بزنم.

343
00:39:24,862 --> 00:39:26,197
‫- حالت خوبه؟

344
00:39:28,032 --> 00:39:30,326
‫- می‌تونی منو ببری خونه مامان؟

345
00:39:30,368 --> 00:39:31,744
‫- واقعاً فکر نمی‌کنم
‫فکر خوبی باشه.

346
00:39:31,786 --> 00:39:34,205
‫فریدا می‌خواد علیهت
‫حکم منع نزدیک شدن بگیره.

347
00:39:34,246 --> 00:39:35,206
‫بذار ببرمت هتل.

348
00:39:35,247 --> 00:39:36,290
‫وسایلتو میارم.

349
00:39:36,332 --> 00:39:38,042
‫- سریع میرم و میام.

350
00:39:38,042 --> 00:39:39,919
‫بعدش هم میرم.

351
00:39:39,960 --> 00:39:41,379
‫قول میدم.

352
00:39:42,713 --> 00:39:44,173
‫- باشه.

353
00:40:34,098 --> 00:40:35,891
‫خیلی متأسفم...

354
00:41:05,838 --> 00:41:07,298
‫نباید اینجا می‌موندم.

355
00:41:09,592 --> 00:41:10,801
‫حق با تو بود.

356
00:41:11,635 --> 00:41:13,554
‫این‌ها برای توئه.

357
00:41:17,516 --> 00:41:20,394
‫و ببخشید
‫نتونستم با سالی ارتباط بگیرم.

358
00:41:20,436 --> 00:41:22,480
‫- فکر نکنم کسی بتونه.

359
00:41:22,521 --> 00:41:23,606
‫- هوم...

360
00:41:27,067 --> 00:41:28,402
‫مواظبش باش.

361
00:41:28,444 --> 00:41:30,654
‫- هستم.

362
00:41:30,654 --> 00:41:31,822
‫قول میدم.

363
00:41:31,864 --> 00:41:35,659
‫- با همه ایراداش،
‫حس ششم بدی نداشت.

364
00:41:35,659 --> 00:41:37,536
‫- فکر می‌کنی؟

365
00:41:37,578 --> 00:41:40,873
‫- یادته اولین بار که دیدت
‫چی گفت؟

366
00:41:40,915 --> 00:41:43,042
‫«یه چیزی تو وجودش هست...

367
00:41:43,083 --> 00:41:45,669
‫تو استخون‌هام حسش می‌کنم.»

368
00:41:51,675 --> 00:41:53,260
‫خداحافظ.

369
00:43:00,578 --> 00:43:02,913
‫- باید برگردم.

370
00:43:02,913 --> 00:43:05,249
‫- هنوز حتی درباره اتفاقی که افتاد حرف نزدیم.

371
00:43:05,291 --> 00:43:06,917
‫نه، من خوبم، هری.

372
00:43:08,168 --> 00:43:09,461
‫- معلومه که خوبی...

373
00:43:12,298 --> 00:43:14,758
‫اگه بگم نرو،
‫فرقی می‌کنه؟

374
00:43:24,476 --> 00:43:26,270
‫- نباید برمی‌گشتی اینجا.

375
00:43:26,312 --> 00:43:28,480
‫نمی‌تونم قول بدم در امان باشی.

376
00:43:30,566 --> 00:43:31,775
‫- لطفاً...

377
00:43:57,718 --> 00:43:59,970
‫امروز جمعه‌ست.

378
00:43:59,970 --> 00:44:03,390
‫پل فردا ساعت ۱۰
‫میاد دنبالم برای دکتر.

379
00:44:03,432 --> 00:44:06,727
‫دریا امشب خیلی آرومه...

380
00:44:08,729 --> 00:44:13,233
‫اون کی بود؟

381
00:44:15,152 --> 00:44:17,196
‫چی شده؟

382
00:44:17,237 --> 00:44:18,864
‫- کمکم کن...

383
00:44:18,906 --> 00:44:20,949
‫- از کجا اومدی؟

384
00:44:20,991 --> 00:44:22,993
‫- خونه باغ...

385
00:44:22,993 --> 00:44:25,329
‫بیا خونه باغ...

386
00:44:25,412 --> 00:44:27,790
‫- ... مواظب خودت باش.

387
00:44:50,854 --> 00:44:52,898
‫- سالی؟

388
00:44:52,940 --> 00:44:54,400
‫- منو می‌شناسی؟

389
00:44:54,441 --> 00:44:56,902
‫باید... باید برم یه جایی...

390
00:45:39,153 --> 00:45:40,612
‫الو؟
‫- سالی؟

391
00:45:40,654 --> 00:45:42,865
‫من هری‌ام،
‫ادیتور کیت.

392
00:45:42,906 --> 00:45:43,991
‫خیلی وقته دارم دنبالت می‌گردم.

393
00:45:45,159 --> 00:45:48,120
‫- آره...
‫داشتم... جارو می‌کشیدم.

394
00:45:49,747 --> 00:45:50,622
‫- یه اتفاقی افتاده.

395
00:45:50,664 --> 00:45:51,498
‫- چی؟

396
00:45:51,540 --> 00:45:53,459
‫- متأسفم...
‫الان تو اخبار هم پخش شده.

397
00:45:59,465 --> 00:46:00,674
‫- هستی؟
‫- آره...

398
00:46:02,009 --> 00:46:03,844
‫...یه روز خونین دیگه،

399
00:46:03,886 --> 00:46:04,970
‫چندین درگیری
‫در حومه بغداد

400
00:46:05,012 --> 00:46:07,181
‫باعث کشته شدن افراد زیادی شده...

401
00:46:07,181 --> 00:46:08,515
‫در بین مفقودین،

402
00:46:08,557 --> 00:46:11,477
‫خبرنگار برنده جایزه،
‫کیت رافتر هم هست...

403
00:46:11,518 --> 00:46:14,271
‫درگیری‌ها همچنان در حال شدته...

404
00:46:14,313 --> 00:46:16,398
‫و نشونه‌ای از پایانش دیده نمی‌شه...

405
00:46:16,440 --> 00:46:18,192
‫با وجود انتقادات زیاد،

406
00:46:18,192 --> 00:46:20,277
‫نخست‌وزیر همچنان
‫از تصمیم حمله دفاع کرده...

407
00:46:23,989 --> 00:46:26,700
‫- فقط نمی‌خوام

408
00:46:26,742 --> 00:46:29,369
‫اون اتفاقی که برای دیوید افتاد،
‫برای تو هم بیفته.

409
00:46:29,411 --> 00:46:31,538
‫- چی شد، بابا؟

410
00:46:33,582 --> 00:46:37,211
‫- تقصیر اونه که مرد.

411
00:46:37,252 --> 00:46:39,922
‫- تو نمی‌دونی اون چه کارایی ازش برمیاد، سال.

412
00:46:47,054 --> 00:46:48,055
‫- خدایا... ببخشید.

413
00:46:48,055 --> 00:46:49,598
‫هرچی تونستم سریع اومدم.

414
00:46:52,017 --> 00:46:53,435
‫بیا اینجا...

415
00:46:55,145 --> 00:46:56,104
‫بیا...

416
00:47:09,201 --> 00:47:12,162
‫شاید یه جورایی نعمت بود...

417
00:47:12,204 --> 00:47:13,455
‫برای کیت.

418
00:47:16,333 --> 00:47:19,795
‫همیشه خودش رو
‫تو خطر می‌نداخت.

419
00:47:22,548 --> 00:47:24,591
‫چون حالش خوب نبود...

420
00:47:28,428 --> 00:47:31,473
‫- من باید... باید برم یه قدم بزنم...

421
00:47:31,515 --> 00:47:33,725
‫یا... باید از اینجا برم بیرون.

422
00:47:33,767 --> 00:47:34,935
‫- می‌خوای باهات بیام؟

423
00:47:34,935 --> 00:47:37,104
‫- نه... فقط...

424
00:47:37,145 --> 00:47:39,022
‫خودمم نمی‌دونم چی می‌خوام...

425
00:47:39,064 --> 00:47:40,607
‫فقط باید...

426
00:48:00,627 --> 00:48:02,462
‫- پس تو دوست‌پسرشی...

427
00:48:03,964 --> 00:48:06,967
‫- ۵۰ ساله کسی بهم نگفته دوست‌،

428
00:48:06,967 --> 00:48:11,471
‫ولی آره... یه زمانی بودم.

429
00:48:16,184 --> 00:48:20,147
‫من خونه رو نمی‌خوام.

430
00:48:20,188 --> 00:48:21,857
‫تو اونجا بزرگ شدی.

431
00:48:21,899 --> 00:48:22,816
‫مال توئه.

432
00:48:22,858 --> 00:48:25,485
‫- خیلی هم پر از خاطرات خوب نیست.

433
00:48:27,696 --> 00:48:29,489
‫کی با مامان آشنا شدی؟

434
00:48:32,993 --> 00:48:34,578
‫- روزی که برادرت مرد.

435
00:48:37,080 --> 00:48:39,166
‫اون موقع ماهیگیر بودم.

436
00:48:40,667 --> 00:48:43,337
‫اتفاقی اون روز ساحل بودم.

437
00:48:43,337 --> 00:48:44,588
‫- دیوید؟

438
00:48:46,256 --> 00:48:47,633
‫دیوید!

439
00:48:52,179 --> 00:48:55,098
‫- خواهرتو دیدم...

440
00:48:57,017 --> 00:48:58,518
‫اون‌قدر کوچیک...

441
00:49:00,854 --> 00:49:02,522
‫و اون‌قدر شجاع...

442
00:49:05,025 --> 00:49:06,443
‫- شجاع؟

443
00:49:07,903 --> 00:49:11,323
‫- خودش رو به خطر انداخت
‫تا نجاتش بده.

444
00:49:11,365 --> 00:49:13,533
‫- دیوید!

445
00:49:30,175 --> 00:49:34,721
‫بچه‌م!!

446
00:49:34,763 --> 00:49:37,391
‫- ولی هیچ کاری از دستش برنمی‌اومد.

447
00:49:37,391 --> 00:49:39,643
‫هیچ‌کدوممون نمی‌تونستیم کاری کنیم.

448
00:49:41,561 --> 00:49:43,522
‫- تقصیر کیت نبود؟

449
00:49:44,940 --> 00:49:46,775
‫- نه، اصلاً.

450
00:49:46,817 --> 00:49:48,986
‫نه تقصیر کیت بود، نه جیلیان.

451
00:49:49,027 --> 00:49:54,157
‫فقط یه حادثه تلخ بود...

452
00:49:54,199 --> 00:49:57,661
‫- کاری بکنین!
‫خواهش می‌کنم!

453
00:49:57,703 --> 00:49:59,079
‫- تموم شده...
‫- کمک کنین!

454
00:49:59,121 --> 00:50:00,622
‫- کاری ازم برنمی‌اومد...

455
00:50:04,084 --> 00:50:08,463
‫هی...

456
00:50:08,505 --> 00:50:10,215
‫- اوه دیوید...

457
00:50:16,763 --> 00:50:19,683
‫- همون روز کنار ساحل دیدمش...

458
00:50:19,725 --> 00:50:24,938
‫و تا وقتی پدرت مرد،
‫دیگه ندیدمش.

459
00:50:29,651 --> 00:50:36,116
‫اواخر عمرش ازم خواست
‫حواسم به تو باشه...

460
00:50:36,116 --> 00:50:38,076
‫و خواهرت...

461
00:51:41,681 --> 00:51:43,266
‫- دنیس، خواهش می‌کنم!
‫- برو بیرون!

462
00:51:43,308 --> 00:51:44,434
‫- نه دنیس، نه!!

463
00:51:44,476 --> 00:51:46,311
‫نه!!
‫- نکن!

464
00:51:47,854 --> 00:51:49,606
‫- بیا اینجا!
‫- نه دنیس!!

465
00:51:49,648 --> 00:51:51,525
‫- بلند شو!
‫- نه...

466
00:51:51,566 --> 00:51:52,692
‫خواهش می‌کنم!
‫- مامان!!

467
00:51:52,734 --> 00:51:54,528
‫- برو بیرون!
‫- کیت!!

468
00:51:54,528 --> 00:51:55,946
‫دنیس، نکن...

469
00:51:55,987 --> 00:51:58,698
‫دخترم بیرون یخ می‌کنه...

470
00:52:00,283 --> 00:52:01,701
‫بابا، بذار بیاد تو...

471
00:52:01,743 --> 00:52:04,037
‫اون متأسفه، می‌دونم هست...

472
00:52:04,079 --> 00:52:05,831
‫- فقط...

473
00:52:05,872 --> 00:52:10,043
‫ما یه جوریم… من و تو، مثل همیم.

474
00:52:11,670 --> 00:52:14,214
‫نه. نه! ما اصلاً مثل هم نیستیم!

475
00:53:12,147 --> 00:53:14,608
‫خوشحالم که امروز اینجا همتون رو می‌بینم.

476
00:53:14,608 --> 00:53:17,068
‫اولین قدمتونه برای بهبودی.

477
00:53:18,403 --> 00:53:19,821
‫خب شروع کنیم، باشه؟

478
00:53:56,441 --> 00:53:59,152
‫کیت… نگام کن.

479
00:53:59,194 --> 00:54:00,862
‫حالت خوبه؟

480
00:54:58,628 --> 00:54:59,921
‫سلام.

481
00:54:59,963 --> 00:55:01,923
‫ببخشید… ببخشید. حالت خوبه؟

482
00:55:01,965 --> 00:55:03,758
‫اینطوری یهو از پشت سر نزدیک آدم نیا!

483
00:55:03,800 --> 00:55:05,802
‫منم… منم، جو.

484
00:55:06,553 --> 00:55:09,139
‫آره، می‌دونم کی هستی.

485
00:55:09,180 --> 00:55:10,432
‫ببخشید.

486
00:55:11,766 --> 00:55:16,313
‫تو قبرستون این‌ور اون‌ور می‌پلکی چیکار؟

487
00:55:16,354 --> 00:55:19,316
‫اوه… مامانم.

488
00:55:19,357 --> 00:55:20,900
‫اوه… لعنتی.

489
00:55:22,068 --> 00:55:23,028
‫ببخشید.

490
00:55:23,069 --> 00:55:24,738
‫مرسی.

491
00:55:24,738 --> 00:55:26,072
‫منم… منم همینطور.

492
00:55:31,995 --> 00:55:33,621
‫سخته، نه…

493
00:55:33,663 --> 00:55:34,998
‫وقتی که نیستن.

494
00:55:37,125 --> 00:55:38,376
‫آره، سخته.

495
00:55:46,551 --> 00:55:47,886
‫هاننا چطوره؟

496
00:55:49,637 --> 00:55:51,139
‫خوبه.

497
00:55:53,099 --> 00:55:55,060
‫-خوبه.

498
00:55:55,101 --> 00:56:00,315
‫واقعاً از طرز تموم شدن کارهامون
‫پشیمونم...

499
00:56:00,357 --> 00:56:02,359
‫اونجوری که اتفاق افتاد.

500
00:56:02,400 --> 00:56:04,861
‫-یعنی چی؟

501
00:56:04,903 --> 00:56:08,907
‫-اوم… یادت میاد روز
‫جشن تولدش؟

502
00:56:10,367 --> 00:56:12,952
‫خب حالا که ۱۸ سالته، از چی بیشتر از همه هیجان داری؟

503
00:56:12,994 --> 00:56:14,954
‫-ما و جو تازه
‫سفرمون رو رزرو کردیم.

504
00:56:14,996 --> 00:56:17,916
‫وای چه عالی،
‫چه هیجان‌انگیز.

505
00:56:17,957 --> 00:56:19,209
‫برامون تعریف کن.

506
00:56:19,209 --> 00:56:23,338
‫ولی بعد از تولدش،
‫رفتارش عوض شد.

507
00:56:23,380 --> 00:56:27,008
‫واضح بود ناراحته،
‫فکر کنم.

508
00:56:27,050 --> 00:56:29,010
‫هیچ‌چی بهم نمی‌گفت—
‫اصلاً نمی‌گفت

509
00:56:29,052 --> 00:56:30,553
‫چی اذیتش کرده.

510
00:56:32,514 --> 00:56:34,933
‫تا اینکه دقیقاً
‫قبل از رفتنمون رسید،

511
00:56:34,974 --> 00:56:37,977
‫و ازم پرسید، گفت:

512
00:56:38,019 --> 00:56:41,439
‫«هر اتفاقی بیفته،
‫همیشه کنارم می‌مونی؟»

513
00:56:41,481 --> 00:56:43,066
‫همین بود.

514
00:56:43,108 --> 00:56:44,692
‫از اون موقع دیگه
‫هیچ خبری ازش ندارم.

515
00:56:46,236 --> 00:56:48,446
‫آیا اون به تو
‫چیزی گفت؟

516
00:56:50,824 --> 00:56:52,826
‫-باید برم.
‫ببخشید.

517
00:57:25,984 --> 00:57:28,027
‫کجا قایمش کنیم؟

518
00:57:28,027 --> 00:57:29,571
‫مـم...

519
00:57:29,612 --> 00:57:31,030
‫اونجا.

520
00:57:51,384 --> 00:57:54,637
‫- می‌دونی
‫صدف‌ها راز نگه می‌دارن؟

521
00:57:54,679 --> 00:57:57,307
‫رازهای دریا.

522
00:57:57,348 --> 00:57:58,183
‫-آره، اوهوم.

523
00:57:58,224 --> 00:58:03,688
‫-پس تو همه‌ی راز‌هات رو
‫اینجا می‌ذاری

524
00:58:03,730 --> 00:58:05,440
‫و اینجا امن نگهشون می‌داره.

525
00:58:40,475 --> 00:58:41,768
‫-سلام.

526
00:58:41,809 --> 00:58:43,144
‫-بگو نمی‌دونستی.

527
00:58:44,354 --> 00:58:45,355
‫-نمی‌دونستم چی رو؟

528
00:58:45,396 --> 00:58:46,940
‫-در مورد بچه‌ی هانا.

529
00:58:48,733 --> 00:58:49,984
‫-داری درباره چی حرف می‌زنی؟

530
00:58:53,112 --> 00:58:54,948
‫-اوه خدای من، پس می‌دونستی.

531
00:59:03,748 --> 00:59:05,166
‫-هانا باردار بود...

532
00:59:06,793 --> 00:59:09,921
‫ولی تصمیم گرفت
‫سقطش کنه.

533
00:59:12,131 --> 00:59:14,175
‫من هم بردمش، درست قبل از اینکه بره.

534
00:59:16,636 --> 00:59:17,971
‫-تو بردیش؟

535
00:59:19,138 --> 00:59:21,140
‫-تو اون حال و روزی که بودی،
‫سالی، اصلاً مناسبش نبودی.

536
00:59:30,483 --> 00:59:33,194
‫اون گفت نمی‌خواد به جایی برسه
‫که تو رسیدی،

537
00:59:33,236 --> 00:59:36,864
‫اینکه گیر بیفته و از بچه‌اش متنفر بشه.

538
00:59:39,033 --> 00:59:41,869
‫-وای خدای من...
‫خیلی وحشتناکه.

539
00:59:41,911 --> 00:59:45,123
‫همین که فهمید، از جو جدا شد.

540
00:59:46,958 --> 00:59:49,419
‫گفت فقط می‌خواد از اونجا دور بشه.

541
00:59:49,460 --> 00:59:50,962
‫اون...

542
00:59:52,297 --> 00:59:54,173
‫خب، اون بلیت‌های استرالیا رو داشت. فقط رفت--

543
00:59:54,173 --> 00:59:56,426
‫-اون-اون همون روزی بود که رفتیم
‫ناهار خونه مامان

544
00:59:56,467 --> 00:59:57,552
‫و بعد من...

545
00:59:57,594 --> 00:59:59,220
‫اون بود-- همون موقع بود که
‫همه‌چی عوض شد-- عوض شد.

546
00:59:59,262 --> 01:00:01,681
‫-سال-- سلی.
‫خودتو اذیت نکن بابتش.

547
01:00:01,723 --> 01:00:03,016
‫خوبه.
‫الان حالش خوبه.

548
01:00:03,057 --> 01:00:04,225
‫یه زندگی جدید داره.

549
01:00:04,267 --> 01:00:06,436
‫-آره، یه زندگی جدید داره
‫بدون من!

550
01:00:06,477 --> 01:00:08,187
‫چطور می‌تونستی
‫این رو به من نگی؟

551
01:00:08,187 --> 01:00:10,189
‫چطور من
‫نمی‌دونستم اینو؟

552
01:00:10,231 --> 01:00:12,692
‫-همین بود که همه‌چی رو خراب کرد!
‫-بس کن!

553
01:00:12,734 --> 01:00:15,445
‫همه‌چی.
‫بس کن!

554
01:00:15,486 --> 01:00:16,946
‫بس کن.

555
01:00:16,988 --> 01:00:20,033
‫زندگیم عوض شد
‫از وقتی تو و هانا رو دیدم.

556
01:00:24,078 --> 01:00:25,538
‫تو منو داری، سال.

557
01:00:25,580 --> 01:00:27,415
‫تو منو داری.

558
01:00:27,457 --> 01:00:29,000
‫دوستت دارم، سال.

559
01:00:30,418 --> 01:00:31,210
‫تو و هانا هر دوتاتون.

560
01:00:31,210 --> 01:00:33,129
‫من خیلی دوستتون داشتم هر دوتاتون رو.

561
01:00:35,173 --> 01:00:37,383
‫از همون اول که دیدمت.

562
01:00:37,425 --> 01:00:39,135
‫از همون وقتی که اون رفت.

563
01:01:15,672 --> 01:01:17,006
‫پاول؟

564
01:01:33,272 --> 01:01:35,024
‫می‌خوام به هانا زنگ بزنم!

565
01:01:35,066 --> 01:01:36,234
‫بهتره این کارو نکنی.

566
01:01:36,275 --> 01:01:37,485
‫گوشیمو کجا گذاشتی؟

567
01:01:37,527 --> 01:01:39,529
‫تو اصلاً در وضعیتش نیستی، سال.

568
01:01:39,529 --> 01:01:41,030
‫بدترش می‌کنی.

569
01:01:42,073 --> 01:01:43,449
‫دلم براش تنگ شده.

570
01:02:09,350 --> 01:02:11,728
‫پیام دیروز دریافت شد.

571
01:02:11,728 --> 01:02:13,354
‫سالی، من خوبم.

572
01:02:15,898 --> 01:02:17,734
‫دارم برمی‌گردم.

573
01:02:17,775 --> 01:02:19,736
‫باید اینو بگیرم.

574
01:02:19,777 --> 01:02:21,320
‫باید بهم اعتماد کنی.

575
01:02:29,495 --> 01:02:30,997
‫سال؟

576
01:02:39,630 --> 01:02:41,048
‫سال؟

577
01:02:47,054 --> 01:02:48,431
‫سال؟

578
01:03:05,698 --> 01:03:08,117
‫باید بری فریدا.

579
01:03:13,539 --> 01:03:16,375
‫یه پسری هست.

580
01:03:16,417 --> 01:03:18,127
‫تو خطره.

581
01:03:23,132 --> 01:03:26,093
‫سالی،
‫فکر کنم تو سایه‌هاست.

582
01:04:50,595 --> 01:04:52,179
‫سلام؟

583
01:05:13,367 --> 01:05:14,493
‫سلام.

584
01:05:17,079 --> 01:05:18,789
‫اشکالی نداره.
‫نترس.

585
01:05:21,667 --> 01:05:23,085
‫تو--

586
01:05:26,088 --> 01:05:28,382
‫تنهایی اینجایی؟

587
01:05:29,342 --> 01:05:30,718
‫هانا.

588
01:05:30,760 --> 01:05:32,678
‫اوه خدای من-- هانا!

589
01:05:36,140 --> 01:05:37,308
‫اشکالی نداره.

590
01:05:37,350 --> 01:05:40,269
‫اشکالی نداره.
‫گرفتمت.

591
01:05:45,107 --> 01:05:46,609
‫-اشکالی نداره.
‫اشکالی نداره.

592
01:05:50,363 --> 01:05:51,447
‫کی این کارو باهات کرده؟

593
01:05:53,157 --> 01:05:56,327
‫-هی. هانا، با من حرف بزن.

594
01:05:56,369 --> 01:05:58,955
‫نگام کن. نگام کن.

595
01:05:58,955 --> 01:06:00,122
‫با من حرف بزن.

596
01:06:00,164 --> 01:06:01,207
‫کی این کارو کرده؟

597
01:06:08,297 --> 01:06:09,715
‫-خدای من، هانا.

598
01:06:12,259 --> 01:06:14,804
‫اون...؟

599
01:06:14,845 --> 01:06:15,972
‫-میگل.

600
01:06:17,974 --> 01:06:21,435
‫-اشکالی نداره... اشکالی نداره.
‫اشکالی نداره.

601
01:06:21,477 --> 01:06:23,354
‫اشکالی نداره.

602
01:06:23,396 --> 01:06:26,774
‫عزیزم، باید الان بخوابی،
‫باشه؟

603
01:06:26,816 --> 01:06:29,485
‫اشکالی نداره. همه چی خوبه.

604
01:06:29,485 --> 01:06:31,278
‫همه چی درست میشه.

605
01:06:35,199 --> 01:06:36,492
‫باشه.

606
01:06:36,534 --> 01:06:38,285
‫بیا اینجا.

607
01:06:43,958 --> 01:06:44,917
‫چه خبره؟

608
01:06:44,959 --> 01:06:48,254
‫-نههههه!

609
01:06:48,295 --> 01:06:49,797
‫-هیچ‌کس صداتو نمی‌شنوه، هان.

610
01:06:57,513 --> 01:06:58,723
‫-لطفاً!

611
01:06:58,764 --> 01:07:01,350
‫-من... من نمی‌فهمم.

612
01:07:01,392 --> 01:07:03,060
‫-اون روز یادت هست، مگه نه؟

613
01:07:03,978 --> 01:07:05,730
‫تولدت مبارک، عزیزم.

614
01:07:07,189 --> 01:07:08,357
‫-خوبی؟

615
01:07:08,357 --> 01:07:10,026
‫-تو هم نمی‌خواستی بره.

616
01:07:10,026 --> 01:07:12,903
‫-چرا هیچ‌وقت نمی‌خواستی دنیا رو ببینی، سالی؟

617
01:07:12,945 --> 01:07:15,531
‫-چطور می‌تونستم؟

618
01:07:15,531 --> 01:07:17,783
‫من خیلی درگیر بزرگ کردن این دختر ناسپاس بودم،

619
01:07:17,825 --> 01:07:19,702
‫که فقط می‌خواست زودتر از اینجا بره.
‫- مامان.

620
01:07:19,744 --> 01:07:20,786
‫-حتی با اینکه

621
01:07:20,828 --> 01:07:21,996
‫سعی می‌کردی از خودت دورش کنی...

622
01:07:22,038 --> 01:07:24,206
‫تو اصلاً نمی‌دونی من چی برات کردم.

623
01:07:24,206 --> 01:07:25,416
‫-آره می‌دونم. مامان، مامان.

624
01:07:25,458 --> 01:07:27,126
‫-جو رفیق، فکر کنم

625
01:07:27,168 --> 01:07:29,420
‫اگه می‌خوای بری، الان وقتشه.

626
01:07:29,462 --> 01:07:32,548
‫-فردا می‌بینمت، باشه؟

627
01:07:32,548 --> 01:07:33,632
‫-مرسی رفیق.

628
01:07:33,674 --> 01:07:35,342
‫-من خیلی جوون بودم برای بچه داشتن.

629
01:07:35,384 --> 01:07:36,510
‫تو نمی‌دونی چقدر خوش‌شانسی.

630
01:07:36,552 --> 01:07:38,262
‫-خوش‌شانس؟ خوش‌شانس؟

631
01:07:39,597 --> 01:07:40,681
‫نه با پسر من.

632
01:07:47,063 --> 01:07:48,022
‫-لطفاً!

633
01:07:48,064 --> 01:07:50,524
‫بهش دست نزن.
‫بهش دست نزن!

634
01:07:54,987 --> 01:07:58,157
‫نههههه!

635
01:07:58,199 --> 01:08:00,493
‫بس کن! لطفاً!

636
01:08:03,829 --> 01:08:06,457
‫مامان؟ مامان؟

637
01:08:06,499 --> 01:08:07,875
‫-مادرت مدت‌هاست مریضه

638
01:08:07,875 --> 01:08:09,335
‫مثل مادربزرگت.

639
01:08:09,376 --> 01:08:10,961
‫ولی اوضاع خوبه.

640
01:08:11,003 --> 01:08:12,880
‫من ازشون مراقبت کردم.

641
01:08:15,049 --> 01:08:16,592
‫تو یه هیولایی

642
01:08:18,344 --> 01:08:20,638
‫-آره، حیف شد مادربزرگت.

643
01:08:20,679 --> 01:08:22,348
‫من دوستش داشتم.

644
01:08:24,058 --> 01:08:27,353
‫ولی نمی‌تونستم ریسک کنم بعد از اینکه اون رو دیده بود حرف بزنه.

645
01:08:29,688 --> 01:08:31,899
‫هی سال...

646
01:08:31,899 --> 01:08:33,317
‫سال.

647
01:08:35,444 --> 01:08:37,863
‫می‌دونی بهترین چیزی که برام اتفاق افتاده چیه؟

648
01:08:41,951 --> 01:08:43,285
‫هاناست.

649
01:08:43,327 --> 01:08:44,912
‫و همیشه قدردانش هستم.

650
01:08:46,539 --> 01:08:48,582
‫ولی تو برای اون کافی نبودی.

651
01:08:48,624 --> 01:08:49,917
‫هیچ‌کدومتون نبودین.

652
01:08:52,586 --> 01:08:54,171
‫حالا اون امنه.

653
01:08:57,925 --> 01:08:59,218
‫اشکالی نداره.

654
01:09:02,263 --> 01:09:05,141
‫اوه, یا عیسی مسیح!

655
01:09:05,182 --> 01:09:06,934
‫-ولش کن!

656
01:09:08,686 --> 01:09:11,397
‫داری چه غلطی میکنی لعنتی؟

657
01:09:11,397 --> 01:09:13,399
‫ولش کن!

658
01:09:13,399 --> 01:09:14,942
‫-قرار بود مرده باشی!

659
01:09:21,448 --> 01:09:23,159
‫- اه!

660
01:09:23,200 --> 01:09:24,869
‫لطفاً نه!

661
01:09:27,204 --> 01:09:29,290
‫لطفاً!

662
01:09:29,331 --> 01:09:31,876
‫این بار مطمئن می‌شم دیگه برنگردی.

663
01:09:55,441 --> 01:09:57,610
‫سالی... سالی.

664
01:09:57,651 --> 01:09:59,111
‫پیشم بمون سال.

665
01:09:59,153 --> 01:10:00,738
‫پیشم بمون.

666
01:10:05,534 --> 01:10:06,911
‫اشکالی نداره.

667
01:10:09,079 --> 01:10:10,706
‫بیا عزیزم.

668
01:10:10,748 --> 01:10:12,291
‫پیشم بمون.

669
01:11:00,631 --> 01:11:01,924
‫-سلام کیت.

670
01:11:05,427 --> 01:11:06,929
‫خواهرت چطوره؟

671
01:11:08,347 --> 01:11:09,890
‫-هنوز زوده بشه گفت.

672
01:11:10,975 --> 01:11:13,018
‫-متأسفم اینو می‌شنوم.

673
01:11:13,060 --> 01:11:15,521
‫خواهرزاده‌ت و بچه کوچیکش؟

674
01:11:15,562 --> 01:11:17,022
‫-الان امنن.

675
01:11:19,441 --> 01:11:20,901
‫-به خاطر تو.

676
01:11:23,988 --> 01:11:25,823
‫-سخت‌ترین قدم رو برداشتی...

677
01:11:25,823 --> 01:11:27,491
‫روبه‌رو شدن با تروماهات.

678
01:11:29,702 --> 01:11:32,079
‫-خواب‌ها یه راه برای پردازششن.

679
01:11:38,711 --> 01:11:42,548
‫-خب، اگه یه وقت لازم شد دوباره با من حرف بزنی...

680
01:11:42,548 --> 01:11:44,633
‫-دیگه نه.

681
01:11:44,675 --> 01:11:46,260
‫خانم رافتر...

682
01:11:48,387 --> 01:11:50,180
‫خواهرت از اتاق عمل اومده بیرون.

683
01:11:50,222 --> 01:11:51,849
‫الان می‌تونی ببینیش.

684
01:13:39,164 --> 01:13:43,460
‫♪ و هنوز حس می‌کنم مثل دیروزه ♪

685
01:13:43,502 --> 01:13:47,631
‫♪ ابرها بودن ولی آفتاب ازشون رد می‌شد ♪

686
01:13:47,673 --> 01:13:54,012
‫♪ و آسمون یه آبیِ مه‌آلود بود ♪

687
01:13:56,223 --> 01:13:59,476
‫♪ و من کورکورانه دست دراز کردم ♪

688
01:13:59,518 --> 01:14:05,274
‫♪ و یهو تو اونجا کنارم بودی ♪

689
01:14:05,315 --> 01:14:09,820
‫♪ وقتی از بیرون نگاه می‌کردم ♪

690
01:14:09,862 --> 01:14:13,490
‫♪ به این چیزی که اسمش زندگیه ♪

691
01:14:13,532 --> 01:14:18,704
‫♪ اون روز، اون روز ♪

692
01:14:18,704 --> 01:14:23,167
‫♪ که همه‌چی عوض شد ♪

693
01:14:23,208 --> 01:14:26,462
‫♪ که همه‌چی عوض شد ♪

694
01:14:31,633 --> 01:14:35,679
‫♪ دیشب انگار تو ماه بودم ♪

695
01:14:35,721 --> 01:14:40,058
‫♪ ابرها بودن ولی آفتاب ازشون رد می‌شد ♪

696
01:14:40,100 --> 01:14:46,064
‫♪ و توی اون نور، آبیِ مه‌آلود بود ♪

697
01:14:48,984 --> 01:14:51,945
‫♪ و من کورکورانه دست دراز کردم ♪

698
01:14:51,987 --> 01:14:56,492
‫♪ و یهو تو اونجا کنارم بودی ♪

699
01:14:58,160 --> 01:15:01,914
‫♪ آره، تو بودی که بالای سرم ایستاده بودی ♪

700
01:15:05,876 --> 01:15:10,839
‫♪ اون روز، اون روز ♪

701
01:15:10,881 --> 01:15:15,344
‫♪ که همه‌چی عوض شد ♪

702
01:15:15,385 --> 01:15:19,515
‫♪ که همه‌چی عوض شد ♪

703
01:15:23,060 --> 01:15:27,314
‫♪ اون روز، اون روز ♪

704
01:15:29,066 --> 01:15:33,070
‫♪ که همه‌چی عوض شد ♪

705
01:15:33,070 --> 01:15:38,575
‫♪ که همه‌چی عوض شد ♪

706
01:16:03,267 --> 01:16:07,563
‫♪ و هنوز حس می‌کنم مثل دیروزه ♪

707
01:16:07,604 --> 01:16:12,109
‫♪ وقتی دنیا رو یه جور دیگه می‌دیدم ♪

708
01:16:12,150 --> 01:16:16,405
‫♪ و از بیرون نگاه می‌کردم ♪

709
01:16:16,446 --> 01:16:20,200
‫♪ به این چیزی که اسمش زندگیه ♪
