﻿1
00:00:30,572 --> 00:00:31,698
‫من نیت ویلکاکسم،

2
00:00:31,740 --> 00:00:35,285
‫و این‌ور می‌سی‌سی‌پی
‫هیچ‌کس بهتر از من ماشین نمی‌فروشه.

3
00:00:36,202 --> 00:00:39,039
‫این یکی، امن‌ترین ماشین جاده‌ست.

4
00:00:39,039 --> 00:00:40,665
‫و این یکی...

5
00:00:40,707 --> 00:00:43,209
‫پرسروصداترین ماشین جاده!

6
00:00:43,209 --> 00:00:44,627
‫خیلیا فکر می‌کنن ماشین‌فروختن

7
00:00:44,669 --> 00:00:47,130
‫یعنی یه مشت لبخند الکی
‫و دست‌دادن.

8
00:00:47,172 --> 00:00:49,215
‫ولی برای من این‌طوری نیست.
‫مهم اینه که

9
00:00:49,257 --> 00:00:51,051
‫نیاز مشتری رو بفهمم.

10
00:00:51,051 --> 00:00:54,012
‫یعنی واقعاً کمکش کنم
‫مشکلش رو حل کنه.

11
00:00:54,054 --> 00:00:55,513
‫می‌خوای بری دانشگاه، درسته؟

12
00:00:55,555 --> 00:00:58,558
‫ببین، همه با وانت
‫و ماشینای پرزرق‌وبرق میان.

13
00:00:58,600 --> 00:01:02,353
‫تو باید به چشم بیای؛
‫باید تو ذهن همه بمونی.

14
00:01:02,395 --> 00:01:05,440
‫راهش همینه؛
‫همین ماشین.

15
00:01:06,983 --> 00:01:09,903
‫- مینی‌ون؟
‫- معلومه که مینی‌ون!

16
00:01:09,903 --> 00:01:11,988
‫داداش، من دبیرستان
‫یکی از اینا داشتم

17
00:01:12,030 --> 00:01:13,573
‫و همه عاشقش بودن.

18
00:01:13,573 --> 00:01:15,408
‫حتی پادشاه جشن مدرسه شدم.

19
00:01:15,408 --> 00:01:16,618
‫- واقعاً؟
‫- آره.

20
00:01:16,659 --> 00:01:18,828
‫مدرسه‌مون کوچیک بود
‫و بیشترشم دختر بودن،

21
00:01:18,870 --> 00:01:23,333
‫ولی هنوز که هنوزه
‫از اون ون حرف می‌زنن.

22
00:01:23,374 --> 00:01:25,877
‫تازه توش یخچال هم داره، داداش.

23
00:01:25,919 --> 00:01:27,962
‫آره، من این‌طوری ماشین می‌فروشم.

24
00:01:28,004 --> 00:01:31,091
‫تا الانم خیلی خوب جواب داده.

25
00:01:31,132 --> 00:01:34,260
‫راستش، دارم رؤیای آمریکایی رو زندگی می‌کنم.

26
00:01:34,260 --> 00:01:36,096
‫تو یه محله قشنگ زندگی می‌کنم.

27
00:01:36,096 --> 00:01:37,597
‫یه خونه قشنگ دارم.

28
00:01:37,597 --> 00:01:43,228
‫سه‌تا دختر فوق‌العاده
‫و یه زن بی‌نظیر دارم.

29
00:01:43,269 --> 00:01:46,356
‫چی بگم؟ زندگی عالیه.

30
00:01:46,397 --> 00:01:49,943
‫خرج خونه با منه
‫و کیتی هم خونه‌داری می‌کنه.

31
00:01:49,984 --> 00:01:53,279
‫می‌دونم شاید یکم قدیمی به نظر بیاد،

32
00:01:53,279 --> 00:01:55,615
‫ولی برای ما مهم اینه که

33
00:01:55,657 --> 00:01:57,784
‫کار و زندگی تو تعادل باشن.

34
00:01:57,784 --> 00:02:00,912
‫من کار رو می‌چرخونم،
‫کیتی زندگی رو.

35
00:02:00,954 --> 00:02:01,830
‫تو رو خدا!

36
00:02:01,871 --> 00:02:03,164
‫- می‌شه فقط...
‫- بس کن! نه.

37
00:02:03,206 --> 00:02:04,374
‫نه. چقدر عجولی.
‫وقتی کارم تموم شد می‌دمش به تو.

38
00:02:04,415 --> 00:02:06,668
‫- ازخودراضی. اَز...
‫- وای خدا، مامان،

39
00:02:06,709 --> 00:02:08,628
‫هدلی دوباره داره
‫با هجی‌کردن بهم فحش می‌ده!

40
00:02:08,628 --> 00:02:09,921
‫درست هجی می‌کنه؟

41
00:02:09,963 --> 00:02:11,464
‫- نمی‌دونم.
‫- معلومه که درست می‌کنم.

42
00:02:11,464 --> 00:02:13,049
‫جزئیات رو هم خیلی خوب می‌بینه.

43
00:02:13,091 --> 00:02:14,968
‫کل زندگی ما می‌چرخه با

44
00:02:15,009 --> 00:02:17,262
‫این سیستم رنگ‌بندی‌شده‌ای
‫که خودش ساخته.

45
00:02:17,303 --> 00:02:19,222
‫من همیشه نمی‌دونم
‫هر رنگ یعنی چی،

46
00:02:19,264 --> 00:02:21,516
‫ولی چون من دنبال بچه‌ها نمی‌رم،

47
00:02:21,558 --> 00:02:24,602
‫فکر کنم لازم هم نیست بدونم.

48
00:02:25,145 --> 00:02:26,563
‫«برای سم اسب بخریم»؟

49
00:02:26,604 --> 00:02:27,814
‫تو تقویم نوشته.

50
00:02:27,856 --> 00:02:30,066
‫آره، زرنگی کردی.

51
00:02:30,108 --> 00:02:31,025
‫صدات نمیاد.

52
00:02:31,067 --> 00:02:32,527
‫چی گفتی؟

53
00:02:32,569 --> 00:02:34,779
‫البته کیتی هم
‫همه کارا رو تنهایی نمی‌کنه.

54
00:02:34,821 --> 00:02:35,947
‫منم کمک می‌کنم.

55
00:02:35,989 --> 00:02:37,740
‫مثلاً یکی از وظایفم
‫بیرون‌بردن آشغال‌هاست...

56
00:02:38,825 --> 00:02:40,618
‫و هیچ‌وقت هم یادم نمی‌ره.

57
00:02:40,660 --> 00:02:42,704
‫وای، امروز روز جمع‌کردن آشغاله!

58
00:02:44,289 --> 00:02:45,707
‫وایسید!

59
00:02:45,748 --> 00:02:47,542
‫یه لحظه!

60
00:02:48,501 --> 00:02:49,836
‫وایسید! وایسید!

61
00:02:49,878 --> 00:02:51,337
‫صبر کنید! وایسید!

62
00:02:53,840 --> 00:02:55,341
‫باشه، بعضی وقتا

63
00:02:55,383 --> 00:02:58,011
‫یادم می‌ره آشغالا رو بذارم بیرون.

64
00:02:58,011 --> 00:03:00,180
‫ولی خب، اگه همه کارا رو درست انجام می‌دادم،

65
00:03:00,221 --> 00:03:02,182
‫فیلم خیلی حوصله‌سربری می‌شد.

66
00:03:04,767 --> 00:03:05,852
‫منو ندیدید؟

67
00:03:05,894 --> 00:03:09,105
‫چرا، همه‌ش رو دیدیم.

68
00:03:09,147 --> 00:03:10,982
‫پس چرا واینستادید؟

69
00:03:11,024 --> 00:03:12,609
‫ما بازیافتی جمع می‌کنیم.

70
00:03:12,650 --> 00:03:13,985
‫ماشین شهرداری یه ساعت پیش اومد.

71
00:03:19,365 --> 00:03:22,118
‫حرکات رقصش خیلی نازه.

72
00:03:22,160 --> 00:03:23,703
‫اون چال گونه‌هاشو ببین.

73
00:03:23,703 --> 00:03:25,705
‫مامان، گریسی گیر داده به یه پسر.

74
00:03:25,747 --> 00:03:27,373
‫بهتره اون رو جمع کنی

75
00:03:27,373 --> 00:03:28,875
‫قبل از اینکه بابات برگرده.

76
00:03:28,875 --> 00:03:30,126
‫مامان، من سیزده سالمه.

77
00:03:30,168 --> 00:03:32,212
‫- می‌تونم از پسرا خوشم بیاد.
‫- می‌دونم.

78
00:03:32,253 --> 00:03:33,338
‫ولی بعضی وقتا باباها

79
00:03:33,379 --> 00:03:34,881
‫یکم بیشتر طول می‌کشه تا...

80
00:03:34,881 --> 00:03:36,174
‫خب، باهاش کنار بیان.

81
00:03:36,216 --> 00:03:38,301
‫- خب، آشغالا هم رفت.
‫- چطور بود؟

82
00:03:38,343 --> 00:03:39,969
‫چرا؟ چی شنیدی؟

83
00:03:40,011 --> 00:03:41,596
‫وایسا، تو هودیت چیه؟

84
00:03:42,972 --> 00:03:44,432
‫چی؟

85
00:03:44,474 --> 00:03:45,433
‫وای خدای...

86
00:03:45,475 --> 00:03:47,018
‫حتماً از درخت افتاده روم!

87
00:03:47,060 --> 00:03:48,394
‫چندش.

88
00:03:48,436 --> 00:03:50,730
‫بابا، یه اسب چقدر قیمتشه؟

89
00:03:50,730 --> 00:03:52,732
‫احتمالاً بیشتر از توان ما.

90
00:03:52,774 --> 00:03:55,485
‫ما خانواده‌ای نیستیم
‫که از پس خرج اسب بربیایم.

91
00:03:55,526 --> 00:03:57,946
‫ممنون نیت. سم یادت باشه
‫گفتیم اسب بی اسب.

92
00:03:57,987 --> 00:03:59,072
‫چرا؟

93
00:03:59,113 --> 00:04:00,365
‫چون اسبی که پولمون بهش برسه

94
00:04:00,406 --> 00:04:02,242
‫حتماً یه جای کارش می‌لنگه.

95
00:04:02,242 --> 00:04:03,993
‫اگه با لگد بزنه تو سرت چی؟

96
00:04:04,035 --> 00:04:05,411
‫دیگه بلند نمی‌شی.

97
00:04:05,411 --> 00:04:07,413
‫آبراهام لینکلن هم
‫از اسب لگد خورد تو سرش.

98
00:04:07,455 --> 00:04:08,748
‫امکان نداره راست باشه.

99
00:04:08,790 --> 00:04:10,625
‫چرا، ده سالش بود.
‫نزدیک بود بمیره.

100
00:04:10,667 --> 00:04:12,919
‫این بهترین داستان بازگشتی بود
‫که تو عمرم شنیدم.

101
00:04:12,961 --> 00:04:14,254
‫طرف دیگه آخرشه!

102
00:04:14,254 --> 00:04:15,922
‫اوه، می‌شه یکی از اونا بگیریم؟

103
00:04:15,964 --> 00:04:17,799
‫بز؟
‫بز چشم‌هاش مستطیلیه.

104
00:04:17,840 --> 00:04:18,716
‫نمی‌خوای تو اون چشما نگاه کنی.

105
00:04:18,758 --> 00:04:20,802
‫ما نهایتاً از پس خرج همستر برمیایم.

106
00:04:20,843 --> 00:04:22,887
‫تو سال خوب، خوکچه هندی.

107
00:04:22,929 --> 00:04:26,266
‫ولی ماهی قرمز؟
‫تو پول ماهی قرمز غلت می‌زنیم.

108
00:04:26,307 --> 00:04:28,601
‫این چیه؟ همون طرح ستاره‌ته؟

109
00:04:28,601 --> 00:04:31,312
‫آره. اسمش رو گذاشتم
‫«یادآور ستاره‌ای».

110
00:04:31,354 --> 00:04:33,731
‫هر نوک ستاره یه زبونه یادآوریه

111
00:04:33,773 --> 00:04:35,441
‫تا دخترا صبح‌ها راحت‌تر آماده بشن.

112
00:04:35,483 --> 00:04:37,902
‫وای، انگار آماده از مغازه خریدیش.

113
00:04:37,944 --> 00:04:39,279
‫- منم همینو گفتم.
‫- مگه نه؟

114
00:04:39,320 --> 00:04:41,823
‫خیلی حرفه‌ای شده.

115
00:04:41,864 --> 00:04:43,283
‫ممنون.

116
00:04:43,324 --> 00:04:44,701
‫واقعاً خوش‌شانسید که

117
00:04:44,742 --> 00:04:46,744
‫همچین مامان هنرمندی دارید.

118
00:04:46,744 --> 00:04:47,620
‫نه! بس کن!

119
00:04:47,662 --> 00:04:48,788
‫بده به من! بده!

120
00:04:51,499 --> 00:04:53,126
‫اه، بیرون چه بلایی سرت اومد؟

121
00:04:55,295 --> 00:04:56,879
‫- راکون‌ها.
‫- هوم.

122
00:04:56,921 --> 00:05:00,091
‫عزیزم یادت نره امشب
‫خونه اشفوردها شام دعوتیم.

123
00:05:01,384 --> 00:05:04,637
‫پدر و مادر اِیوری؛
‫کانر و آنجلا.

124
00:05:04,679 --> 00:05:06,306
‫من و کانر با هم
‫نماینده والدین کلاسیم.

125
00:05:06,347 --> 00:05:08,599
‫همون بابایی که
‫خیلی مشتاقه ببینتت.

126
00:05:08,641 --> 00:05:09,767
‫همیشه سراغت رو می‌گیره.

127
00:05:09,809 --> 00:05:10,852
‫آهان، همون یارو؟

128
00:05:10,893 --> 00:05:12,228
‫خوش می‌گذره.
‫دیگه قطعی شده.

129
00:05:12,270 --> 00:05:15,398
‫که می‌دونی عاشق وقتم رو
‫با غریبه‌ها گذروندنم.

130
00:05:15,440 --> 00:05:16,816
‫خداحافظ بابا، دوستت دارم.

131
00:05:16,858 --> 00:05:18,151
‫- خداحافظ بابا، دوستت دارم.
‫- روز خوبی سر کار داشته باشی.

132
00:05:18,151 --> 00:05:19,819
‫- دوستت دارم.
‫- منم همه‌تونو دوست دارم.

133
00:05:20,361 --> 00:05:21,446
‫خداحافظ.

134
00:05:26,617 --> 00:05:27,952
‫سه‌تا به امتیازا اضافه کن!

135
00:05:27,994 --> 00:05:29,829
‫داداش، نمی‌دونم امروز چمه،

136
00:05:29,871 --> 00:05:32,248
‫ولی دارم اون بیرون می‌ترکونم.

137
00:05:32,290 --> 00:05:34,834
‫ایول، حرف حساب همینـه.

138
00:05:34,834 --> 00:05:35,752
‫اینم قهوه‌ت.

139
00:05:35,793 --> 00:05:36,961
‫- درست همون‌طوری که دوست داری.
‫- هوم.

140
00:05:37,003 --> 00:05:38,963
‫یه خامه، چهارده‌تا شکر.

141
00:05:40,256 --> 00:05:43,676
‫چند بار فروشنده سال شدی؟
‫شش بار؟

142
00:05:43,676 --> 00:05:45,386
‫من برای عنوانش این کارو نمی‌کنم.

143
00:05:45,845 --> 00:05:47,597
‫برای...

144
00:05:47,638 --> 00:05:49,182
‫اون بلیت‌های تایتانز می‌کنم.

145
00:05:49,223 --> 00:05:52,018
‫برای خانواده‌م تلاش می‌کنم،

146
00:05:52,060 --> 00:05:54,562
‫چون هیچ‌چیزی رو بیشتر از این دوست ندارن

147
00:05:54,604 --> 00:05:56,064
‫که سرشون رو بالا بگیرن
‫و به نمایشگر ورزشگاه نگاه کنن

148
00:05:56,105 --> 00:06:00,610
‫و ببینن یه ورزشگاه پر از هوادار
‫دارن اسم منو تشویق می‌کنن.

149
00:06:00,651 --> 00:06:02,695
‫بهترین روز سالشونه؛

150
00:06:02,695 --> 00:06:04,906
‫دیدن من روی اون نمایشگر.

151
00:06:04,947 --> 00:06:06,699
‫ویلکاکس، تو واقعاً مرد خانواده‌ای.

152
00:06:06,741 --> 00:06:08,034
‫ممنون.

153
00:06:08,743 --> 00:06:11,037
‫نه بابا! محشره.

154
00:06:11,079 --> 00:06:12,663
‫این ماشین انتخاب خیلی خوبیه.

155
00:06:12,705 --> 00:06:13,873
‫بیست سال برات کار می‌کنه.

156
00:06:13,873 --> 00:06:16,751
‫تا پنجاه‌سالگیت
‫ماشین نو لازم نداری.

157
00:06:16,793 --> 00:06:17,835
‫بس کن.

158
00:06:17,877 --> 00:06:19,253
‫- جدی می‌گم.
‫- اوه.

159
00:06:19,295 --> 00:06:21,464
‫دنیس شما رو می‌بره دفترم، باشه؟

160
00:06:21,506 --> 00:06:22,799
‫دلت برام تنگ بشه.

161
00:06:23,549 --> 00:06:25,343
‫پیتون، یه شلوار پات کن.

162
00:06:25,385 --> 00:06:27,678
‫نباید مدیرای شرکت
‫تو رو این‌طوری ببینن.

163
00:06:27,720 --> 00:06:29,680
‫- این بلوز زنونه‌ست؟
‫- بله که هست.

164
00:06:29,722 --> 00:06:31,682
‫دیگه خسته شدم
‫هر سال به نیت ببازم،

165
00:06:31,724 --> 00:06:33,267
‫برای همین تاکتیکم رو عوض کردم.

166
00:06:33,309 --> 00:06:34,602
‫می‌خوام خانم‌ها رو هدف بگیرم...

167
00:06:34,644 --> 00:06:36,354
‫- اوه.
‫- و بعدشم این سینه‌ها

168
00:06:36,396 --> 00:06:38,398
‫چک‌ها رو سرازیر می‌کنن.

169
00:06:38,439 --> 00:06:39,649
‫- خب...
‫- دیدیش؟

170
00:06:39,690 --> 00:06:41,067
‫- نه.
‫- نه، منظورم اون نبود.

171
00:06:41,067 --> 00:06:43,653
‫رقص تویوتا رو می‌بینی؟
‫رقص پیتون رو می‌بینی؟

172
00:06:43,694 --> 00:06:44,654
‫رقص تویوتا رو دیدی؟

173
00:06:44,695 --> 00:06:45,822
‫چند وقته داری تمرینش می‌کنی؟

174
00:06:45,863 --> 00:06:48,741
‫امروز صبح، چهل‌وپنج پنجاه دقیقه.

175
00:06:48,741 --> 00:06:50,076
‫بلیت‌های تایتانز دیگه مال توئه.

176
00:06:50,076 --> 00:06:52,495
‫یه بار پاکستانی رو امتحان کنی،
‫دیگه نمی‌تونی بی‌خیالش شی.

177
00:06:58,459 --> 00:07:00,002
‫پیمانکارمون کابوس بود.

178
00:07:00,044 --> 00:07:01,712
‫بازسازی چقدر طول کشید؟

179
00:07:01,754 --> 00:07:04,590
‫- شش سال.
‫- شش سال؟ عجب.

180
00:07:04,590 --> 00:07:05,883
‫پسرا افتادن به کباب‌کردن.

181
00:07:05,925 --> 00:07:07,927
‫آره، باحاله.

182
00:07:07,969 --> 00:07:09,637
‫اوه.

183
00:07:09,679 --> 00:07:11,806
‫تا پنج ثانیه بیفته زمین، خوردنش حلاله.

184
00:07:11,848 --> 00:07:13,266
‫من... می‌تونم اون یکی رو بخورم.

185
00:07:13,766 --> 00:07:14,809
‫باشه.

186
00:07:14,851 --> 00:07:16,602
‫این فریزبی‌ها برای چیه؟

187
00:07:16,602 --> 00:07:18,438
‫- دیسک‌گلف! بازی می‌کنی؟
‫- چه جالب.

188
00:07:18,479 --> 00:07:19,772
‫- نه، بازی نمی‌کنم.
‫- اوه.

189
00:07:19,814 --> 00:07:21,482
‫هر وقت فرصت کنم
‫روی بازیم کار می‌کنم.

190
00:07:21,524 --> 00:07:23,609
‫آره.

191
00:07:23,609 --> 00:07:25,653
‫باید قلقش دستت بیاد.

192
00:07:27,822 --> 00:07:29,949
‫- عجب. عجب.
‫- آره.

193
00:07:29,949 --> 00:07:31,284
‫دقیقاً داری چی رو هدف می‌گیری؟

194
00:07:31,284 --> 00:07:34,495
‫نگاهش کن، داره زور می‌زنه
‫شوهرت رو تحت‌تأثیر قرار بده.

195
00:07:34,537 --> 00:07:35,788
‫همین امروز اون سبد رو نصب کرده.

196
00:07:35,830 --> 00:07:38,499
‫وای، چه بامزه.

197
00:07:38,541 --> 00:07:39,375
‫- اوه.
‫- ببخشید.

198
00:07:39,417 --> 00:07:41,043
‫دیگه داره خطرناک می‌شه.

199
00:07:41,085 --> 00:07:42,920
‫وای.

200
00:07:42,962 --> 00:07:43,963
‫کانر!

201
00:07:44,005 --> 00:07:44,964
‫آخ!

202
00:07:45,006 --> 00:07:46,757
‫- اوه.
‫- وای خدای من.

203
00:07:46,799 --> 00:07:48,718
‫- ببخشید اِیوری.
‫- ای بابا.

204
00:07:48,759 --> 00:07:50,178
‫خب، بالاخره یه بار زدی به هدف.

205
00:07:50,219 --> 00:07:51,846
‫باشه کانر، دیگه بسه.

206
00:07:51,888 --> 00:07:53,556
‫می‌شه این همبرگرا رو برگردونی؟

207
00:07:53,598 --> 00:07:55,975
‫آره... عجب.

208
00:07:56,017 --> 00:07:58,811
‫فکر کردم اینا سیب‌زمینی‌ان.

209
00:08:00,980 --> 00:08:02,648
‫خب آنجلا، کار چطوره؟

210
00:08:02,690 --> 00:08:05,359
‫خیلی خوبه.
‫فروشمون رفته بالا.

211
00:08:05,401 --> 00:08:07,820
‫بالاخره اون شکایت مسخره رو بردیم.

212
00:08:07,862 --> 00:08:08,946
‫قاضی به شاکی گفت:

213
00:08:08,988 --> 00:08:10,072
‫«اگه طاقت گرما رو نداری،

214
00:08:10,114 --> 00:08:11,324
‫از آشپزخونه برو بیرون.»

215
00:08:11,324 --> 00:08:13,326
‫- زدیم به هدف.
‫- عالیه، تبریک می‌گم.

216
00:08:13,326 --> 00:08:15,036
‫وای، لعنتی!

217
00:08:15,077 --> 00:08:16,162
‫یادم رفت برای حراج شیرینی

218
00:08:16,162 --> 00:08:17,371
‫دستمال سفره بگیرم.

219
00:08:17,413 --> 00:08:19,165
‫نگران نباش کانر، ما...

220
00:08:19,207 --> 00:08:20,333
‫سر راه برگشت می‌خریم.

221
00:08:20,333 --> 00:08:21,209
‫مطمئنی؟

222
00:08:21,250 --> 00:08:22,752
‫- آره.
‫- می‌گم کیت انجامش بده.

223
00:08:22,793 --> 00:08:24,128
‫کیت کیه؟

224
00:08:24,170 --> 00:08:26,672
‫دستیارمه.
‫همه کارام رو انجام می‌ده.

225
00:08:26,714 --> 00:08:29,467
‫سفر و خرج‌هام، برنامه‌هام،

226
00:08:29,509 --> 00:08:33,262
‫تک‌تک چیزای مهم زندگیم
‫دست کیته.

227
00:08:34,096 --> 00:08:35,264
‫نمی‌دونم بدون اون چی می‌شدم.

228
00:08:35,306 --> 00:08:37,558
‫پارسال روز پدر رو کامل یادم رفت.

229
00:08:37,600 --> 00:08:38,684
‫ولی اصلاً مهم نشد.

230
00:08:38,726 --> 00:08:40,019
‫کیت از قبل برای کانر

231
00:08:40,061 --> 00:08:42,230
‫یه دسته‌گل صدتومنیِ خیلی قشنگ فرستاده بود.

232
00:08:42,271 --> 00:08:43,773
‫گرفتن اون گل‌ها از کیت خیلی حس خوبی داشت.

233
00:08:43,814 --> 00:08:45,733
‫- هوم.
‫- چه خوب.

234
00:08:45,775 --> 00:08:47,443
‫کِیت هم یه دستیار داره.

235
00:08:47,485 --> 00:08:48,611
‫چی؟ دارم؟

236
00:08:48,653 --> 00:08:51,072
‫آره، همون ستاره‌ای که
‫برای کوله بچه‌ها ساختی.

237
00:08:51,113 --> 00:08:53,074
‫- نه، نه.
‫- ستاره چی؟

238
00:08:53,115 --> 00:08:54,825
‫تعریف کن، بذار بدونه.

239
00:08:54,867 --> 00:08:56,202
‫فوق‌العاده‌ست.

240
00:08:56,244 --> 00:08:59,372
‫نه، فقط یه چیز کوچیکه
‫که برای دخترا ساختم

241
00:08:59,413 --> 00:09:02,041
‫تا برای مدرسه آماده بشن.
‫چیز خاصی نیست.

242
00:09:02,041 --> 00:09:03,709
‫این‌قدر شکسته‌نفسی نکن.

243
00:09:03,709 --> 00:09:05,211
‫کانر اینجا چی اختراع کرده؟

244
00:09:05,253 --> 00:09:07,255
‫مطلقاً هیچی.
‫هیچ‌وقت هم نمی‌کنه.

245
00:09:07,296 --> 00:09:09,465
‫هنوز نکردم!

246
00:09:09,507 --> 00:09:10,800
‫سمِ زن!

247
00:09:10,841 --> 00:09:13,010
‫نه، من... نمی‌خورم.

248
00:09:13,052 --> 00:09:14,470
‫خب، نظرت درباره کانر چی بود؟

249
00:09:14,512 --> 00:09:15,221
‫نمی‌دونم.

250
00:09:15,221 --> 00:09:17,390
‫من با اون یارو آنجلا

251
00:09:17,431 --> 00:09:19,559
‫که زنشه تفاهم بیشتری دارم.

252
00:09:20,893 --> 00:09:23,354
‫- حرف آنجلا شد...
‫- هوم؟

253
00:09:23,396 --> 00:09:25,731
‫فکر می‌کنه شاید واقعاً

254
00:09:25,773 --> 00:09:27,358
‫این «یادآور ستاره‌ای» چیزی بشه.

255
00:09:27,400 --> 00:09:30,945
‫یعنی مامانا واقعاً حاضرن بخرنش.

256
00:09:30,987 --> 00:09:33,406
‫معلومه که می‌خرن.
‫اختراع خیلی خوبیه.

257
00:09:33,406 --> 00:09:35,324
‫- جدی؟
‫- عین گیره پاکته.

258
00:09:35,366 --> 00:09:38,953
‫قبلش مثل انسانای اولیه
‫پاکت رو با کش می‌بستیم.

259
00:09:40,204 --> 00:09:41,414
‫بعد مخترع گیره پاکت از راه رسید.

260
00:09:41,455 --> 00:09:43,874
‫من زنِ مخترع گیره پاکتم.

261
00:09:43,916 --> 00:09:46,043
‫پس اشکالی نداره دنبالش کنم؟

262
00:09:46,085 --> 00:09:48,087
‫چون شرکت آنجلا اسپانسر

263
00:09:48,087 --> 00:09:50,131
‫نمایشگاه صنایع‌دستی
‫پارک سنتنیاله

264
00:09:50,172 --> 00:09:51,841
‫و می‌گه می‌تونه یه غرفه بهم بده.

265
00:09:51,882 --> 00:09:53,718
‫معلومه که اشکالی نداره.

266
00:09:53,759 --> 00:09:55,136
‫- واقعاً؟
‫- شوخیت گرفته؟

267
00:09:55,177 --> 00:09:58,097
‫اگه این کار خوشحالت می‌کنه،

268
00:09:58,097 --> 00:10:00,099
‫برو دنبالش.
‫حتماً برو.

269
00:10:00,558 --> 00:10:04,645
‫برای همین «یادآور ستاره‌ای» رو ساختم.

270
00:10:04,687 --> 00:10:08,566
‫نوک‌های ستاره زبونه‌های قابل‌تنظیمن

271
00:10:08,566 --> 00:10:10,860
‫برای تمام کارایی که می‌خواید بچه‌ها

272
00:10:10,901 --> 00:10:13,029
‫صبح قبل از بیرون‌رفتن انجام بدن.

273
00:10:13,070 --> 00:10:14,947
‫برچسب‌های کوچیک
‫روی اینا می‌چسبونید؟

274
00:10:14,989 --> 00:10:16,699
‫بله، والدین و بچه

275
00:10:16,741 --> 00:10:19,243
‫با هم تصمیم می‌گیرن
‫چه کارایی روش نوشته بشه

276
00:10:19,285 --> 00:10:20,453
‫و با هم انجامشون می‌دن.

277
00:10:20,453 --> 00:10:22,204
‫باورم نمی‌شه مامان تو تلویزیونه.

278
00:10:22,246 --> 00:10:25,458
‫سم! اون خوراکی‌ها
‫برای سرمایه‌گذاراست.

279
00:10:25,458 --> 00:10:26,626
‫خوراکی برای همه‌ست.

280
00:10:26,667 --> 00:10:28,002
‫خب، پس...

281
00:10:28,044 --> 00:10:29,420
‫- برای منم یه بشقاب بیار.
‫- هیس!

282
00:10:29,462 --> 00:10:31,213
‫- سرمایه‌گذارا دارن با مامان حرف می‌زنن.
‫- ببخشید.

283
00:10:31,255 --> 00:10:32,882
‫از اینا فروختید؟

284
00:10:32,923 --> 00:10:35,926
‫از وقتی شش ماه پیش
‫تو هال خونه کار رو شروع کردیم،

285
00:10:35,968 --> 00:10:38,304
‫حدود دوهزار تا فروختیم.

286
00:10:38,346 --> 00:10:39,805
‫فقط دوهزار تا تو شش ماه؟

287
00:10:39,805 --> 00:10:42,475
‫دوهزار تا، با توجه به اینکه
‫من یه مادر خونه‌دارم.

288
00:10:42,475 --> 00:10:46,020
‫- لابه‌لاش سه‌تا بچه هم دارم...
‫- یعنی تمام‌وقت مادری؟

289
00:10:46,062 --> 00:10:48,481
‫بله. من و شوهرم نیت
‫سه‌تا دختر ناز داریم.

290
00:10:48,481 --> 00:10:50,900
‫پس برای اداره شرکت
‫می‌خواید چیکار کنید؟

291
00:10:50,941 --> 00:10:52,193
‫نمی‌شه هم بچه داشت،

292
00:10:52,234 --> 00:10:54,570
‫هم ازشون مراقبت کرد
‫و هم مدیرعامل بود.

293
00:10:54,612 --> 00:10:55,863
‫کوین، شاید پرستار بچه داره.

294
00:10:55,905 --> 00:10:57,740
‫- زن‌ها همیشه این کارو می‌کنن.
‫- درسته.

295
00:10:57,782 --> 00:10:59,575
‫- پرستار دارید؟
‫- نه، نداریم.

296
00:10:59,617 --> 00:11:00,660
‫پس شوهرت چی؟

297
00:11:00,660 --> 00:11:01,786
‫- آره، اون چی؟
‫- نیت؟

298
00:11:01,827 --> 00:11:03,954
‫- آره.
‫- خب...

299
00:11:03,996 --> 00:11:05,581
‫راستش هنوز ازش نپرسیدم،

300
00:11:05,623 --> 00:11:07,041
‫- ولی حتماً کمک می‌کنه.
‫- یه لحظه.

301
00:11:07,083 --> 00:11:08,709
‫- شوهرت اینجاست؟
‫- بله.

302
00:11:08,751 --> 00:11:10,211
‫پس بیارش اینجا.

303
00:11:10,252 --> 00:11:11,545
‫- جدی می‌گید؟
‫- بله.

304
00:11:11,587 --> 00:11:12,880
‫اینجاست؟

305
00:11:12,922 --> 00:11:14,173
‫پشت صحنه پیش بچه‌هاست، ولی...

306
00:11:14,173 --> 00:11:15,466
‫اگه معامله رو می‌خوای

307
00:11:15,508 --> 00:11:16,676
‫- و می‌خوای شرکت رو بچرخونی...
‫- دریافت شد.

308
00:11:16,676 --> 00:11:17,927
‫- می‌خوام.
‫- ما داریم می‌ریم...

309
00:11:17,968 --> 00:11:19,387
‫- داریم می‌ریم؟ کجا؟
‫- از اینجا بیرون.

310
00:11:19,428 --> 00:11:21,180
‫- بابا کجا می‌ری؟
‫- بابا؟

311
00:11:21,222 --> 00:11:22,264
‫- ولی...
‫- وای خدای من.

312
00:11:22,306 --> 00:11:23,307
‫بیاریدش بیرون.

313
00:11:23,349 --> 00:11:24,308
‫اشکالی نداره؟

314
00:11:24,350 --> 00:11:25,643
‫- باید ببینیمش.
‫- واقعاً؟

315
00:11:25,685 --> 00:11:26,727
‫آره، داره میاد.

316
00:11:27,895 --> 00:11:29,772
‫- اومد.
‫- اومد.

317
00:11:32,733 --> 00:11:34,610
‫فقط داره دوروبرش رو نگاه می‌کنه.

318
00:11:34,652 --> 00:11:36,696
‫- فکر کنم...
‫- کوره؟

319
00:11:36,696 --> 00:11:37,988
‫می‌خواستن باهات حرف بزنن.

320
00:11:38,030 --> 00:11:39,782
‫باشه. یه لحظه.

321
00:11:39,824 --> 00:11:42,159
‫- من نیستم.
‫- چی؟ چرا؟

322
00:11:42,201 --> 00:11:43,744
‫این یارو دونات دستشه!
‫یه دلقکه!

323
00:11:43,786 --> 00:11:45,538
‫اونجا سطل...

324
00:11:45,538 --> 00:11:46,872
‫اون بیرون سطل آشغال نبود.

325
00:11:46,872 --> 00:11:48,207
‫می‌تونی بقیه‌ش رو بخوری.

326
00:11:48,249 --> 00:11:49,041
‫اوه.

327
00:11:49,041 --> 00:11:50,292
‫- اوه.
‫- حالا دیگه نیست.

328
00:11:50,334 --> 00:11:52,044
‫- اوه.
‫- رفت.

329
00:11:52,044 --> 00:11:54,296
‫- خب... باشه.
‫- شوخیت گرفته؟

330
00:11:54,338 --> 00:11:56,465
‫من کنار می‌کشم. ببخشید.

331
00:11:56,507 --> 00:11:57,842
‫عجب.

332
00:11:57,883 --> 00:11:58,926
‫- من نیستم.
‫- منم نیستم.

333
00:11:58,968 --> 00:12:01,262
‫هی... داداش.

334
00:12:02,263 --> 00:12:03,431
‫لازم نیست این صحنه رو ببینیم.

335
00:12:03,472 --> 00:12:05,182
‫- ببخشید عزیزم.
‫- اشکالی نداره.

336
00:12:05,224 --> 00:12:06,809
‫نیت، وقتی اون لقمه رو قورت دادی...

337
00:12:08,018 --> 00:12:09,645
‫از خودت بگو.
‫کارت چیه؟

338
00:12:09,687 --> 00:12:11,063
‫فروشنده تویوتام.

339
00:12:11,063 --> 00:12:12,565
‫- خب، عالی.
‫- عجب.

340
00:12:12,565 --> 00:12:14,900
‫فروشنده اولِ نمایندگی‌مونم.

341
00:12:14,900 --> 00:12:15,943
‫- واقعاً؟
‫- آره.

342
00:12:15,985 --> 00:12:17,153
‫باورکردنش سخته.

343
00:12:17,194 --> 00:12:19,113
‫بی‌خیال بقیه‌شون.

344
00:12:19,155 --> 00:12:21,824
‫کیتی، به نظرم
‫این محصول واقعاً می‌گیره.

345
00:12:21,866 --> 00:12:23,826
‫صد هزار دلار بهت پیشنهاد می‌دم

346
00:12:23,868 --> 00:12:25,703
‫در ازای بیست درصد شرکتت...

347
00:12:25,745 --> 00:12:26,954
‫- شوخی می‌کنید؟
‫- وای خدای من!

348
00:12:26,996 --> 00:12:28,164
‫اصلاً شوخی نمی‌کنم.

349
00:12:28,205 --> 00:12:29,707
‫- لوری.
‫- من بهش ایمان دارم.

350
00:12:29,749 --> 00:12:31,292
‫ولی یه شرط دارم، نیت.

351
00:12:31,333 --> 00:12:34,754
‫شرطم اینه که مدتی از کارت مرخصی بگیری

352
00:12:34,754 --> 00:12:36,922
‫تا از بچه‌ها مراقبت کنی

353
00:12:36,922 --> 00:12:38,674
‫و کیتی هم برسه به کسب‌وکار.

354
00:12:38,716 --> 00:12:40,551
‫معلومه، می‌تونم.

355
00:12:40,593 --> 00:12:41,594
‫واقعاً؟

356
00:12:41,635 --> 00:12:43,095
‫آره. چرا انقدر تعجب کردی؟

357
00:12:43,137 --> 00:12:45,181
‫چون تو اون چشمای درشت و خنگت نگاه می‌کنه

358
00:12:45,222 --> 00:12:47,183
‫و می‌فهمه چه فاجعه‌ای در راهه.

359
00:12:47,224 --> 00:12:49,727
‫شوخیت گرفته؟
‫تا حالا تنهایی بچه بزرگ نکردی.

360
00:12:49,769 --> 00:12:50,936
‫فکر کردم...

361
00:12:50,978 --> 00:12:52,271
‫وقتی کنار کشیدی
‫هنوز اجازه حرف‌زدن داری؟

362
00:12:52,313 --> 00:12:54,273
‫می‌شه یه دقیقه
‫درباره‌ش حرف بزنیم؟

363
00:12:54,315 --> 00:12:56,108
‫- ببخشید.
‫- دیگه چه بحثی داره؟

364
00:12:56,108 --> 00:12:57,401
‫خودتون با هم مشورت کنید.

365
00:12:57,443 --> 00:12:58,819
‫- به نظرت چیکار کنیم؟
‫- قبولش کن.

366
00:12:58,861 --> 00:12:59,904
‫- قبول کن.
‫- واقعاً؟

367
00:12:59,945 --> 00:13:00,821
‫آره، این فرصت دیوونه‌کننده‌ست.

368
00:13:00,863 --> 00:13:01,989
‫پس تو و کارت چی؟

369
00:13:02,031 --> 00:13:02,782
‫- فروشنده اول چی می‌شه؟
‫- مهم نیست.

370
00:13:02,782 --> 00:13:04,033
‫ولی خیلی برات مهمه.

371
00:13:04,074 --> 00:13:06,410
‫اون‌قدر جلو افتادم
‫که می‌تونم یه سال نرم.

372
00:13:06,452 --> 00:13:08,579
‫شاید از مامانت بخوای بیاد کمک؟

373
00:13:08,621 --> 00:13:09,914
‫کیتی، به مامانم زنگ نمی‌زنم.

374
00:13:09,955 --> 00:13:11,874
‫مگه چقدر می‌تونه سخت باشه؟
‫از پسش برمیام.

375
00:13:11,916 --> 00:13:14,251
‫هشتاد درصد کاراتو می‌کنم؛
‫که خودش خیلیه.

376
00:13:14,293 --> 00:13:18,464
‫هشتاد درصد؟ معلومه اصلاً نمی‌دونی
‫من چقدر کار می‌کنم.

377
00:13:18,464 --> 00:13:19,590
‫هفتادوپنج درصد.

378
00:13:19,632 --> 00:13:21,550
‫الان وقت این بحث نیست.
‫ولی هفتادوپنج درصدش رو می‌کنم...

379
00:13:21,592 --> 00:13:23,761
‫عزیزم، اصلاً می‌دونی
‫چه مایع لباس‌شویی‌ای می‌زنیم؟

380
00:13:23,803 --> 00:13:25,638
‫چه فرقی می‌کنه؟
‫حتماً الان تو خونه داریم.

381
00:13:25,679 --> 00:13:28,015
‫بلدی وارد سامانه والدین مدرسه بشی؟

382
00:13:28,057 --> 00:13:29,767
‫اون یه چیز جادوییه؟

383
00:13:29,809 --> 00:13:31,393
‫دروازه‌های جادویی واقعی نیستن، کیتی.

384
00:13:31,435 --> 00:13:33,729
‫این همه وقت داره
‫درباره چی حرف می‌زنه؟

385
00:13:33,771 --> 00:13:35,439
‫فقط دو ثانیه.

386
00:13:35,481 --> 00:13:36,232
‫- آره.
‫- گوش کن،

387
00:13:36,273 --> 00:13:38,150
‫این وضعیت همیشگی نیست، باشه؟

388
00:13:38,150 --> 00:13:40,486
‫فقط تا وقتی کسب‌وکار راه بیفته.

389
00:13:41,070 --> 00:13:42,488
‫باید بهم اعتماد کنی.

390
00:13:42,530 --> 00:13:43,989
‫از پسش برمیام.

391
00:13:46,033 --> 00:13:47,326
‫خب، معامله می‌کنیم؟

392
00:13:49,995 --> 00:13:51,789
‫- لوری...
‫- بله.

393
00:13:51,831 --> 00:13:52,832
‫قبولش می‌کنم.

394
00:13:52,873 --> 00:13:54,667
‫نه!

395
00:13:54,708 --> 00:13:56,460
‫باشه، فکر کنم.

396
00:13:56,502 --> 00:13:57,670
‫تبریک می‌گم!

397
00:13:57,711 --> 00:13:58,963
‫خیلی هیجان‌زده‌م!

398
00:13:59,004 --> 00:14:00,506
‫فکر می‌کنم عالی می‌شه.

399
00:14:00,506 --> 00:14:01,507
‫ممنون.

400
00:14:01,507 --> 00:14:02,550
‫- خیلی ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

401
00:14:02,591 --> 00:14:03,425
‫وای خدای من!

402
00:14:03,467 --> 00:14:05,010
‫- ممنون.
‫- عالی می‌شه.

403
00:14:05,010 --> 00:14:07,429
‫- تو هم تبریک می‌گم.
‫- ممنون.

404
00:14:07,471 --> 00:14:08,681
‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم.

405
00:14:08,722 --> 00:14:10,266
‫خب، جراحی که نیست...

406
00:14:10,307 --> 00:14:11,517
‫- باشه.
‫- ولی بازم ممنون.

407
00:14:11,517 --> 00:14:13,686
‫- ممنون.
‫- خیلی‌خب، عالی!

408
00:14:13,686 --> 00:14:14,770
‫موفق باشید!

409
00:14:14,812 --> 00:14:15,938
‫باور کنید لازم‌تون می‌شه.

410
00:14:15,980 --> 00:14:17,606
‫وای خدای من.

411
00:14:21,819 --> 00:14:23,362
‫چرا انقدر استرس داری؟

412
00:14:23,362 --> 00:14:24,780
‫این که هیجان‌انگیزه.

413
00:14:24,822 --> 00:14:25,948
‫هیجان دارم.

414
00:14:25,990 --> 00:14:28,242
‫فقط کره جنوبی خیلی دوره

415
00:14:28,284 --> 00:14:31,745
‫و تا حالا بیشتر از یه روز
‫از بچه‌ها دور نبودم.

416
00:14:31,787 --> 00:14:32,955
‫فقط دو هفته‌ست.

417
00:14:32,997 --> 00:14:34,582
‫طوری رفتار می‌کنی
‫انگار می‌خوام خونه رو منفجر کنم.

418
00:14:34,623 --> 00:14:35,708
‫می‌دونم.

419
00:14:35,749 --> 00:14:38,002
‫اتفاقای خیلی بدتری
‫ممکنه بیفته.

420
00:14:38,043 --> 00:14:39,503
‫مطمئن باش همه‌شون رو پیدا می‌کنم.

421
00:14:41,338 --> 00:14:43,966
‫عزیزم، می‌شه تو صبحونه رو شروع کنی

422
00:14:44,008 --> 00:14:45,175
‫تا من برم دخترا رو بیدار کنم؟

423
00:14:45,217 --> 00:14:48,178
‫راستی چندتا بچه داشتیم؟
‫یادم رفته.

424
00:14:48,220 --> 00:14:50,639
‫یه کوچولویی بود
‫چند روز پیش دیدمش.

425
00:14:50,681 --> 00:14:53,309
‫اون دیگه از کجا پیداش شد؟

426
00:14:53,350 --> 00:14:56,604
‫خیلی‌خب، حله.
‫صبحونه.

427
00:14:57,479 --> 00:14:59,064
‫راحت‌ترین وعده روز.

428
00:15:02,985 --> 00:15:05,696
‫فکر کنم جای اسپاگتی اینجاست.

429
00:15:06,864 --> 00:15:09,408
‫مثل آب‌خوردن.

430
00:15:15,331 --> 00:15:16,999
‫آره... اوه.

431
00:15:24,548 --> 00:15:26,467
‫برو دیگه.

432
00:15:27,426 --> 00:15:28,928
‫هرچی.

433
00:15:28,928 --> 00:15:30,262
‫کلسیم اضافه.

434
00:15:30,596 --> 00:15:31,597
‫نان تست.

435
00:15:32,181 --> 00:15:34,099
‫خرابه!

436
00:15:35,601 --> 00:15:36,560
‫اوه.

437
00:15:37,478 --> 00:15:38,479
‫عالی.

438
00:15:38,938 --> 00:15:40,064
‫خداحافظ.

439
00:15:40,105 --> 00:15:42,524
‫دقیقاً مثل مهاجرای اولیه.

440
00:15:44,777 --> 00:15:46,654
‫چی؟ فکر می‌کردم دوست داری.

441
00:15:46,654 --> 00:15:48,238
‫اون مال یه ماه پیش بود، بابا.

442
00:15:48,280 --> 00:15:49,156
‫الان متنفرم.

443
00:15:49,198 --> 00:15:51,367
‫- من دوست دارم.
‫- نه، نداری.

444
00:15:51,408 --> 00:15:52,701
‫هیس، دارم دروغ می‌گم.

445
00:15:52,743 --> 00:15:54,536
‫خب پس چی دوست دارید؟

446
00:15:54,578 --> 00:15:56,121
‫واقعاً هرچیزی جز این.

447
00:15:56,163 --> 00:15:58,582
‫- پاستیل ترش.
‫- سالاد.

448
00:15:58,624 --> 00:15:59,833
‫- تاکو؟
‫- پاستیل نواری.

449
00:15:59,875 --> 00:16:01,877
‫- سوشی.
‫- آره! سوشی!

450
00:16:01,919 --> 00:16:03,170
‫راستش هر مدل شکلات و پاستیل خوبه.

451
00:16:03,170 --> 00:16:05,339
‫- حتماً، سم.
‫- آره.

452
00:16:05,381 --> 00:16:07,466
‫بابا، الان تو مامانی؟

453
00:16:07,508 --> 00:16:09,009
‫بله، من مادر شما هستم.

454
00:16:09,009 --> 00:16:10,511
‫می‌شه آرایشت کنیم؟

455
00:16:10,511 --> 00:16:12,137
‫- آره!
‫- حالا می‌بینیم.

456
00:16:12,179 --> 00:16:13,389
‫مطمئنی آماده‌ای؟

457
00:16:13,430 --> 00:16:15,432
‫- آخه ما خیلی پردردسریم.
‫- آره.

458
00:16:15,474 --> 00:16:17,685
‫اولاً، خوشم نمیاد خودت اینو می‌دونی.

459
00:16:17,726 --> 00:16:19,019
‫دوماً، من باباتونم.

460
00:16:19,061 --> 00:16:21,105
‫غریبه که نیستم. فقط...

461
00:16:21,146 --> 00:16:23,023
‫یکم زمان می‌بره

462
00:16:23,065 --> 00:16:24,984
‫به برنامه صبحگاهی عادت کنم.

463
00:16:25,025 --> 00:16:26,902
‫خب برنامه صبح من خیلی ساده‌ست.

464
00:16:26,944 --> 00:16:28,570
‫- معمولاً فقط قهوه می‌خورم.
‫- دروغ می‌گه.

465
00:16:28,612 --> 00:16:29,446
‫- آره دیگه.
‫- من شکلات می‌گیرم.

466
00:16:29,488 --> 00:16:30,572
‫تو رو خدا لو نده چیکار می‌کنم.

467
00:16:30,614 --> 00:16:31,699
‫همیشه.

468
00:16:31,740 --> 00:16:33,367
‫- خیلی رو اعصابی.
‫- شکلات، شکلات، شکلات.

469
00:16:33,367 --> 00:16:34,660
‫ببخشید عزیزم.
‫سم و گریسی فعلاً تخم‌مرغ نمی‌خورن.

470
00:16:34,702 --> 00:16:37,162
‫آره، درباره‌ش حرف زدیم.
‫تُستر هم خرابه.

471
00:16:37,204 --> 00:16:38,330
‫- چی؟
‫- عجیبه، می‌دونم.

472
00:16:38,372 --> 00:16:39,957
‫اتفاقاً خیلی بهش احتیاج پیدا می‌کنم.

473
00:16:39,999 --> 00:16:41,417
‫خرابه یا از برق کشیدیش؟

474
00:16:41,458 --> 00:16:43,877
‫مکانیک نیستم،
‫ولی می‌فهمم یه چیزی خرابه.

475
00:16:45,462 --> 00:16:46,714
‫غلات صبحونه چطوره؟

476
00:16:46,714 --> 00:16:47,798
‫- آره!
‫- نه، نه.

477
00:16:47,840 --> 00:16:49,883
‫یه کم اوتمیل با میوه چطوره؟

478
00:16:49,883 --> 00:16:50,884
‫- خیلی‌خب...
‫- بی‌خیال.

479
00:16:50,926 --> 00:16:51,844
‫- نه.
‫- مطمئنم

480
00:16:51,885 --> 00:16:52,761
‫یه جایی همین دوروبره.

481
00:16:52,803 --> 00:16:54,054
‫- باشه.
‫- آره.

482
00:16:54,096 --> 00:16:55,931
‫خب عزیزم، یه بار دیگه مرور کنیم.

483
00:16:55,973 --> 00:16:57,975
‫سم رو ساعت ۲:۴۵ برمی‌داری.

484
00:16:58,017 --> 00:17:01,395
‫هدلی و گریسی ساعت ۳:۱۵؛
‫مگر اینکه چهارشنبه باشه،

485
00:17:01,395 --> 00:17:03,355
‫که برنامه برعکس می‌شه؛
‫یا جمعه،

486
00:17:03,397 --> 00:17:04,898
‫که هر سه‌تا با هم تعطیل می‌شن.

487
00:17:04,898 --> 00:17:07,067
‫یعنی فقط باید یکم بجنبی تا...

488
00:17:07,067 --> 00:17:08,777
‫ای بابا.

489
00:17:08,819 --> 00:17:10,738
‫اوه...

490
00:17:10,779 --> 00:17:13,073
‫شاید این یکم نگرانت کنه...

491
00:17:15,242 --> 00:17:16,702
‫ولی همه‌چی درست می‌شه.

492
00:17:16,744 --> 00:17:18,412
‫بگیر، همه‌ش اینجاست.

493
00:17:18,412 --> 00:17:21,040
‫فقط به مرکز فرماندهی اعتماد کن

494
00:17:21,081 --> 00:17:22,416
‫تا همه‌چی عالی پیش بره.

495
00:17:22,458 --> 00:17:25,044
‫راستش این مرکز فرماندهی
‫همیشه منو می‌ترسونده.

496
00:17:25,085 --> 00:17:27,087
‫ولی قلقش رو پیدا می‌کنم.

497
00:17:27,129 --> 00:17:29,006
‫پیدا می‌کنی.

498
00:17:29,048 --> 00:17:30,299
‫خودمم چندتا

499
00:17:30,340 --> 00:17:33,594
‫تغییر کوچیک می‌دم.
‫«شب‌موندن دوستا»؟

500
00:17:33,635 --> 00:17:35,095
‫نه، ممنون.

501
00:17:35,095 --> 00:17:38,098
‫من اونجا سیزده ساعت جلوترم،

502
00:17:38,140 --> 00:17:39,933
‫یعنی وسط روز شما

503
00:17:39,933 --> 00:17:41,560
‫من خوابم.

504
00:17:41,602 --> 00:17:44,354
‫خب... شستن.
‫اول حوله‌ها رو جدا می‌شوریم

505
00:17:44,396 --> 00:17:46,106
‫- بعد لباس‌ها رو.
‫- آره.

506
00:17:46,148 --> 00:17:47,775
‫دیگه چی؟ آهان، باید یه نگاهی بندازی

507
00:17:47,775 --> 00:17:48,984
‫به آتشفشان هدلی،

508
00:17:49,026 --> 00:17:50,194
‫فکر کنم زیادی پُرش کردیم.

509
00:17:50,235 --> 00:17:51,111
‫کاسه اوتمیل رو هم حتماً

510
00:17:51,111 --> 00:17:52,196
‫بذار تو سینک خیس بخوره.

511
00:17:52,237 --> 00:17:53,363
‫الان؟

512
00:17:53,405 --> 00:17:55,699
‫نه! الان برای پختن
‫بهش آب اضافه می‌کنی.

513
00:17:55,741 --> 00:17:56,950
‫بعدش کاسه رو خیس می‌کنی.

514
00:17:56,992 --> 00:17:58,077
‫باشه.

515
00:17:58,744 --> 00:18:00,287
‫دخترا! بچه‌های من!

516
00:18:00,329 --> 00:18:03,165
‫وای، خیلی دلم براتون تنگ می‌شه.

517
00:18:03,207 --> 00:18:03,957
‫اوه!

518
00:18:03,957 --> 00:18:04,958
‫هوم.

519
00:18:05,000 --> 00:18:06,627
‫نمی‌شه بابا به‌جای تو بره کره جنوبی؟

520
00:18:06,668 --> 00:18:07,961
‫نه.

521
00:18:07,961 --> 00:18:09,379
‫پس نمی‌شه یه جای دیگه بره؟

522
00:18:09,421 --> 00:18:11,173
‫- من همین‌جا وایسادم‌ها.
‫- چشم به هم بزنی برگشتم.

523
00:18:11,215 --> 00:18:13,759
‫قول می‌دم. بیا بغلم.

524
00:18:13,801 --> 00:18:15,636
‫همه‌مون قراره بمیریم.

525
00:18:15,636 --> 00:18:18,639
‫هی! تُستر رو درست کردم.

526
00:18:20,057 --> 00:18:21,809
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

527
00:18:21,809 --> 00:18:24,269
‫- خوش بگذره.
‫- دوستتون دارم.

528
00:18:24,311 --> 00:18:25,312
‫نگران هیچی نباش.

529
00:18:25,354 --> 00:18:26,772
‫وقتی برگردی، خونه

530
00:18:26,814 --> 00:18:28,732
‫دقیقاً همون‌طوریه که تحویل دادی.

531
00:18:30,317 --> 00:18:33,862
‫بابا، درِ ورودی قفله.
‫کلید داری؟

532
00:18:33,904 --> 00:18:36,490
‫نه. فقط دست تکون بدید.

533
00:18:36,490 --> 00:18:39,243
‫سم رو از پنجره پشتی می‌فرستیم تو.

534
00:18:39,284 --> 00:18:40,244
‫آره!

535
00:18:47,251 --> 00:18:49,837
‫خب، اول کدومتون رو برسونم؟

536
00:18:49,878 --> 00:18:53,549
‫بابا، اصلاً داری
‫سمت درست نمی‌ری.

537
00:18:53,590 --> 00:18:54,675
‫سمت مدرسه‌ت؟

538
00:18:54,716 --> 00:18:57,052
‫سمت هیچ‌کدوم از مدرسه‌هامون.

539
00:18:57,094 --> 00:18:59,346
‫وایسا، نمی‌دونی
‫مدرسه‌هامون کجاست؟

540
00:19:00,514 --> 00:19:02,683
‫چرا، معلومه که می‌دونم.

541
00:19:02,724 --> 00:19:04,768
‫می‌دونم کجاست؛
‫ولی محض احتیاط

542
00:19:04,810 --> 00:19:06,186
‫مسیریاب رو روشن می‌کنم.

543
00:19:06,228 --> 00:19:09,314
‫همه با صدای بلند
‫اسم مدرسه‌شون رو بگن. حالا!

544
00:19:09,356 --> 00:19:11,608
‫اوه، نمی‌شه به‌جاش بریم لیزرتگ؟

545
00:19:11,650 --> 00:19:13,402
‫نه! فقط اسم مدرسه‌ت رو بگو

546
00:19:13,443 --> 00:19:15,028
‫وگرنه به مامان تو فرودگاه زنگ می‌زنم.

547
00:19:15,070 --> 00:19:16,738
‫یعنی می‌خوای به مامان زنگ بزنی

548
00:19:16,780 --> 00:19:19,616
‫و اعتراف کنی نه اسم

549
00:19:19,658 --> 00:19:20,993
‫نه آدرس هیچ‌کدوم از مدرسه‌هامون رو بلدی؟

550
00:19:21,034 --> 00:19:22,536
‫آره، می‌زنم. اصلاً...

551
00:19:22,536 --> 00:19:24,246
‫برام مهم نیست چقدر ضایع بشم.

552
00:19:24,288 --> 00:19:26,498
‫- داره بلوف می‌زنه.
‫- نه.

553
00:19:26,540 --> 00:19:28,917
‫نه! تا سه می‌شمرم.

554
00:19:28,959 --> 00:19:31,545
‫یکی اسم مدرسه‌ش رو بگه.

555
00:19:31,587 --> 00:19:32,713
‫یک...

556
00:19:33,714 --> 00:19:35,841
‫- دو...
‫- شماره‌ش رو گرفتم.

557
00:19:35,883 --> 00:19:37,259
‫چی؟ نه!

558
00:19:37,301 --> 00:19:38,385
‫- سم، گوشی رو بده.
‫- داره زنگ می‌خوره!

559
00:19:38,427 --> 00:19:39,887
‫- زنگ می‌خوره!
‫- سم، قطعش کن.

560
00:19:39,928 --> 00:19:41,263
‫- من فقط...
‫- فقط چی، بابا؟

561
00:19:41,305 --> 00:19:42,556
‫نه! داشتم فقط...

562
00:19:42,598 --> 00:19:44,308
‫- بگو دیگه! اعتراف کن!
‫- بابا، قبولش کن.

563
00:19:44,349 --> 00:19:45,434
‫نه، من فقط...

564
00:19:45,475 --> 00:19:47,269
‫لیزرتگ! لیزرتگ! لیزرتگ!

565
00:19:47,311 --> 00:19:48,520
‫- بابا، جلو رو نگاه کن.
‫- حواسم هست.

566
00:19:48,562 --> 00:19:50,314
‫- فقط سریع پسش بده.
‫- دست من نیست.

567
00:19:50,355 --> 00:19:51,690
‫- سم!
‫- بگو! داشتی...

568
00:19:51,732 --> 00:19:53,400
‫باشه! داشتم بلوف می‌زدم!

569
00:19:53,400 --> 00:19:54,902
‫- می‌دونستم!
‫- حالا می‌شه

570
00:19:54,943 --> 00:19:56,820
‫- گوشی رو قطع کنی؟
‫- بابا، مواظب باش!

571
00:20:03,827 --> 00:20:07,247
‫سلام بچه‌ها، چه خبر؟
‫به این زودی دلتون برام تنگ شد؟

572
00:20:15,047 --> 00:20:16,715
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

573
00:20:16,757 --> 00:20:19,593
‫اومدم یادم بندازم
‫هنوز تو یه کاری خوبم.

574
00:20:19,593 --> 00:20:21,470
‫دیدم عکسم رو برداشتی.

575
00:20:21,511 --> 00:20:23,096
‫خب، اون عکس کارمنداست

576
00:20:23,138 --> 00:20:25,098
‫و تو دیگه کارمند نیستی.

577
00:20:25,140 --> 00:20:28,018
‫دن، من استعفا ندادم.
‫مرخصی گرفتم.

578
00:20:28,060 --> 00:20:29,102
‫این حرف رو قبلاً شنیدم.

579
00:20:29,102 --> 00:20:30,812
‫باید تکلیفت رو روشن کنی

580
00:20:30,854 --> 00:20:32,356
‫که اولویتت چیه.

581
00:20:32,397 --> 00:20:33,857
‫کردم؛ بچه‌هام اولویتن.

582
00:20:33,899 --> 00:20:36,693
‫عالیه. فقط شنیدنش از زبونت
‫واقعاً درد داشت.

583
00:20:36,735 --> 00:20:39,154
‫بی‌خیال. اگه بچه داشتی می‌فهمیدی.

584
00:20:39,196 --> 00:20:40,280
‫من بچه دارم.

585
00:20:40,280 --> 00:20:41,865
‫- چی؟
‫- پنج‌تا بچه دارم.

586
00:20:41,907 --> 00:20:43,784
‫ولی سر کار هیچ‌وقت
‫درباره‌شون حرف نمی‌زنم.

587
00:20:43,825 --> 00:20:45,410
‫تو از کجا پنج‌تا بچه آوردی؟

588
00:20:45,452 --> 00:20:46,828
‫این یارو مزاحمت شده؟

589
00:20:46,870 --> 00:20:50,165
‫چه بلایی سر لباست اومده؟
‫آتشفشان روش منفجر شده؟

590
00:20:50,207 --> 00:20:51,917
‫آره، دقیقاً همین اتفاق افتاد.

591
00:20:51,959 --> 00:20:55,212
‫اون‌وقت باید بیمارستان بودی.
‫آتشفشان خیلی داغه.

592
00:20:55,921 --> 00:20:57,297
‫این دیگه چیه؟

593
00:20:57,339 --> 00:20:59,841
‫پیتون الان نفر اول منه، نیت.
‫قضیه اینه.

594
00:20:59,883 --> 00:21:02,052
‫نه، نه، نه.

595
00:21:02,094 --> 00:21:04,054
‫نمی‌تونی اموال شرکت رو ببری.

596
00:21:04,096 --> 00:21:05,681
‫این هدیه دن بود.

597
00:21:05,722 --> 00:21:07,641
‫شرمنده رفیق.
‫شخصی نیست، قانونه.

598
00:21:09,601 --> 00:21:12,771
‫- داداش!
‫- چیه؟ قانون دست من نیست.

599
00:21:12,813 --> 00:21:15,816
‫تو مدیر سالنی.
‫دقیقاً کار خودته.

600
00:21:16,733 --> 00:21:18,151
‫حالا دیگه مال منه.

601
00:21:19,569 --> 00:21:21,947
‫برات زیادی داغه؟

602
00:21:21,989 --> 00:21:22,864
‫نه.

603
00:21:23,323 --> 00:21:24,700
‫کاملاً خوبه.

604
00:21:27,452 --> 00:21:28,996
‫اوه.

605
00:21:28,996 --> 00:21:31,999
‫هی پیتون، این کارو نکن.

606
00:21:32,040 --> 00:21:33,250
‫این شد نفر اولت؟

607
00:21:34,084 --> 00:21:35,669
‫آره، نفر اولم همینه.

608
00:21:44,303 --> 00:21:45,971
‫ببخشید، شما مسئول تخم‌مرغید؟

609
00:21:46,013 --> 00:21:49,016
‫نه، ولی گاهی
‫یه سری به بخش تخم‌مرغ می‌زنم.

610
00:21:49,057 --> 00:21:51,435
‫عالیه. می‌شه چندتا سؤال بپرسم؟

611
00:21:51,476 --> 00:21:53,353
‫- حتماً.
‫- اینجا کلی تخم‌مرغ هست،

612
00:21:53,395 --> 00:21:55,480
‫منم باید برای خانواده‌م بخرم؛

613
00:21:55,522 --> 00:21:58,275
‫کدوم رو باید بردارم؟

614
00:21:58,317 --> 00:21:59,943
‫دنبال چه مدل تخم‌مرغی هستی؟

615
00:21:59,985 --> 00:22:03,030
‫معمولی؛
‫از اونایی که بچه‌هام بخورن.

616
00:22:03,030 --> 00:22:04,406
‫اینا تخم‌مرغ مرتعی‌ان.

617
00:22:04,448 --> 00:22:06,158
‫- مرتعی.
‫- و دوبرابر

618
00:22:06,199 --> 00:22:08,452
‫امگا سه دارن.

619
00:22:08,493 --> 00:22:10,704
‫عجب. این خیلی...

620
00:22:10,704 --> 00:22:13,040
‫امگاش از چیزی که فکر می‌کردم بیشتره.

621
00:22:13,040 --> 00:22:15,375
‫اینا نوشته تو فضای باز،

622
00:22:15,417 --> 00:22:17,753
‫پایینی‌ها نوشته بدون قفس.

623
00:22:17,794 --> 00:22:19,713
‫فرقشون چیه؟

624
00:22:19,755 --> 00:22:23,050
‫خب، اونا فضای بازن
‫و اینا بدون قفس.

625
00:22:23,050 --> 00:22:24,343
‫هوم، جالبه.

626
00:22:24,384 --> 00:22:27,262
‫فرض کنیم بلد نیستم
‫تخم‌مرغ درست کنم.

627
00:22:27,304 --> 00:22:30,640
‫تخم‌مرغ آماده هم دارید؟

628
00:22:31,683 --> 00:22:34,019
‫یه جاهایی هست به اسم رستوران.

629
00:22:34,061 --> 00:22:35,062
‫هوم.

630
00:22:36,480 --> 00:22:37,939
‫خیلی‌خب پت، داری یکم...

631
00:22:37,981 --> 00:22:40,734
‫از لحنت خوشم نمیاد.

632
00:22:40,776 --> 00:22:43,779
‫می‌دونم درباره تخم‌مرغا
‫حسابی سؤالت‌پیچ کردم،

633
00:22:43,820 --> 00:22:45,655
‫ولی هنوز خسته‌ت نکردم، نه؟

634
00:22:45,697 --> 00:22:48,033
‫چون تو بخش شیر هم بهت احتیاج دارم.

635
00:22:48,075 --> 00:22:51,745
‫بی‌صبرانه می‌خوام بفهمم
‫«لِیس‌تید» یعنی چی.

636
00:22:52,996 --> 00:22:55,707
‫خب...

637
00:22:55,749 --> 00:22:58,919
‫سلام مامان، گفتم یه زنگی بزنم.

638
00:22:58,919 --> 00:23:00,420
‫می‌خواستم...

639
00:23:00,420 --> 00:23:02,089
‫فکر کردم شاید...

640
00:23:02,130 --> 00:23:03,423
‫شاید دلت بخواد بیای پیشمون.

641
00:23:03,465 --> 00:23:06,635
‫دخترا گفتن زنگ بزنم.
‫دلشون برات تنگ شده.

642
00:23:06,676 --> 00:23:08,345
‫می‌گفتن:

643
00:23:08,387 --> 00:23:10,097
‫«شاید بیاد شب پیشمون بمونه.»

644
00:23:10,138 --> 00:23:12,724
‫یکی دو شب، حالا...

645
00:23:13,642 --> 00:23:16,603
‫نهایتاً دوازده سیزده شب.

646
00:23:16,645 --> 00:23:19,064
‫می‌تونی تو اتاق سم بمونی،

647
00:23:19,106 --> 00:23:21,108
‫یا هدلی، یا اتاق خودم...

648
00:23:23,985 --> 00:23:26,488
‫آخ! ای بابا!

649
00:23:26,530 --> 00:23:28,740
‫کی حوله رو گذاشته اینجا؟

650
00:23:28,782 --> 00:23:30,617
‫وای خدا!

651
00:23:31,118 --> 00:23:32,411
‫این دیگه...

652
00:23:48,677 --> 00:23:50,846
‫الو؟

653
00:23:50,887 --> 00:23:53,348
‫سلام آقا، با مرد خونه صحبت می‌کنم؟

654
00:23:53,348 --> 00:23:56,393
‫نه، خونه نیست.
‫ولی تو اون بالا چیکار می‌کنی؟

655
00:23:56,435 --> 00:23:59,104
‫کیگن جونز هستم؛
‫سقف و کاشی کیگن.

656
00:23:59,146 --> 00:24:01,273
‫همسرتون زنگ زده بود ببینه

657
00:24:01,314 --> 00:24:02,357
‫برای تعویض سقف وقت دارم یا نه.

658
00:24:02,357 --> 00:24:03,859
‫با خودم گفتم چرا زنگ بزنم

659
00:24:03,859 --> 00:24:05,193
‫و بگم وقت دارم،

660
00:24:05,193 --> 00:24:07,028
‫وقتی می‌تونم با اومدن روی سقف

661
00:24:07,028 --> 00:24:09,114
‫نشون بدم وقت دارم؟

662
00:24:09,156 --> 00:24:10,991
‫باشه. کیتی در جریان همه ایناست؟

663
00:24:11,032 --> 00:24:14,327
‫خودت می‌تونی نظرات یلپم رو ببینی.

664
00:24:14,369 --> 00:24:16,872
‫پنج ستاره دارم
‫و فقط یه نظر منفی،

665
00:24:16,913 --> 00:24:18,290
‫اونم مال زن سابقمه.

666
00:24:18,331 --> 00:24:21,042
‫نوشته ابزارم از پس کار برنمیاد.

667
00:24:21,042 --> 00:24:22,878
‫باشه، عالیه رفیق.

668
00:24:22,878 --> 00:24:24,129
‫خیلی هم خوب...

669
00:24:24,171 --> 00:24:25,672
‫فکر کنم استخدامی.

670
00:24:25,714 --> 00:24:26,965
‫چی؟ واقعاً؟

671
00:24:27,007 --> 00:24:31,052
‫می‌دونی چیه؟ شاید بهتره
‫یه زنگ سریع بهش...

672
00:24:31,052 --> 00:24:32,721
‫وای، وقت تعطیلی مدرسه‌ست!

673
00:24:32,721 --> 00:24:34,097
‫لعنتی!

674
00:24:34,139 --> 00:24:36,391
‫می‌خوام کاری کنم بهم افتخار کنی.

675
00:24:36,391 --> 00:24:39,728
‫آره، کارت خوبه.
‫فردا می‌بینمت، باشه؟

676
00:24:39,769 --> 00:24:42,397
‫آفرین. امروز عالی بودید بچه‌ها.

677
00:24:42,439 --> 00:24:44,649
‫اینجا منتظر می‌مونیم
‫تا پدر و مادرمون بیان.

678
00:24:45,358 --> 00:24:48,069
‫- آفرین بچه‌ها!
‫- سلام.

679
00:24:48,069 --> 00:24:49,070
‫اوه، سلام!

680
00:24:49,070 --> 00:24:50,655
‫چه خبر؟ اومدم دنبال سم.

681
00:24:50,697 --> 00:24:51,990
‫آقای ویلکاکس.

682
00:24:52,032 --> 00:24:53,742
‫من همیشه کیتی رو می‌دیدم.

683
00:24:53,742 --> 00:24:54,701
‫خب، از این به بعد منو می‌بینید

684
00:24:54,743 --> 00:24:56,369
‫چون اون دیگه بین ما نیست...

685
00:24:57,787 --> 00:25:01,374
‫چون رفته کره جنوبی سر کار!
‫برنامه «شارک تنک».

686
00:25:01,416 --> 00:25:04,211
‫زنده‌ست.
‫ببخشید بد گفتم.

687
00:25:04,252 --> 00:25:06,588
‫چند دقیقه وقت دارید؟

688
00:25:07,130 --> 00:25:10,467
‫من... کار بدی کردم؟

689
00:25:10,509 --> 00:25:12,844
‫سم هر بار هم‌کلاسی‌هاش رو می‌بینه

690
00:25:12,886 --> 00:25:14,262
‫بغلشون می‌کنه.

691
00:25:14,304 --> 00:25:15,764
‫- باشه.
‫- تمام روز.

692
00:25:15,764 --> 00:25:19,684
‫باشه، باهاش حرف می‌زنم
‫و می‌گم دیگه نکنه.

693
00:25:19,726 --> 00:25:21,937
‫- ممنون.
‫- نه، راستش

694
00:25:21,937 --> 00:25:25,357
‫تو این سن، گفتن «نکن»
‫ممکنه رفتارش رو تشدید کنه.

695
00:25:25,398 --> 00:25:26,942
‫باید مطمئن بشیم

696
00:25:26,942 --> 00:25:29,611
‫با کلمات درست
‫منظورمون رو منتقل می‌کنیم.

697
00:25:30,237 --> 00:25:32,072
‫درست... کلمات درست.

698
00:25:32,113 --> 00:25:33,782
‫بهتره یادداشت کنید.

699
00:25:33,782 --> 00:25:34,950
‫یادداشت.

700
00:25:35,825 --> 00:25:36,952
‫یادداشت.

701
00:25:36,952 --> 00:25:39,204
‫می‌خوام با مفهومی آشناتون کنم

702
00:25:39,246 --> 00:25:41,623
‫به اسم «حباب رضایت».

703
00:25:41,665 --> 00:25:45,043
‫تصور کنید هر بچه

704
00:25:45,085 --> 00:25:46,545
‫داخل حباب شخصی خودش زندگی می‌کنه.

705
00:25:46,586 --> 00:25:48,463
‫هرچی داخل حباب خودشه
‫می‌تونه لمس کنه

706
00:25:48,463 --> 00:25:50,006
‫بدون اینکه اجازه بگیره،

707
00:25:50,048 --> 00:25:52,634
‫ولی برای ورود به حباب بقیه

708
00:25:52,676 --> 00:25:53,718
‫- باید اجازه بگیره.
‫- باشه.

709
00:25:53,760 --> 00:25:56,429
‫یعنی وارد حباب یه بچه دیگه بشه.

710
00:25:56,471 --> 00:25:58,014
‫اون قسمت رو یه بار دیگه می‌گید؟

711
00:25:58,056 --> 00:25:58,974
‫کدوم قسمت؟

712
00:25:58,974 --> 00:26:00,642
‫- اولش.
‫- از اول؟

713
00:26:00,642 --> 00:26:02,727
‫آره، اولش و بقیه‌ش هم.

714
00:26:02,769 --> 00:26:03,645
‫باشه.

715
00:26:08,775 --> 00:26:09,818
‫چی شده؟

716
00:26:10,235 --> 00:26:11,611
‫همه‌چی خوبه؟

717
00:26:11,653 --> 00:26:13,154
‫اِیوری و تریشا هردوشون بلد بودن

718
00:26:13,154 --> 00:26:14,990
‫«چی‌واوا» رو هجی کنن و من بلد نبودم.

719
00:26:14,990 --> 00:26:17,742
‫خب، الان دیگه بلدی.

720
00:26:17,784 --> 00:26:20,161
‫ولی اگه کلمه‌های دیگه‌ای هم بلد نباشم چی؟

721
00:26:20,203 --> 00:26:21,496
‫باید بیشتر درس بخونم.

722
00:26:21,538 --> 00:26:22,956
‫باشه. خواهرت کجاست؟

723
00:26:22,998 --> 00:26:25,250
‫احتمالاً داره زور می‌زنه
‫برایان متوجه‌ش بشه.

724
00:26:25,292 --> 00:26:26,501
‫«برایان»؟

725
00:26:27,043 --> 00:26:28,336
‫برایان دیگه کیه؟

726
00:26:43,685 --> 00:26:45,687
‫گریسی!

727
00:26:45,687 --> 00:26:47,814
‫سلام.

728
00:26:47,856 --> 00:26:48,940
‫باباته!

729
00:26:48,982 --> 00:26:53,278
‫خانواده‌ت توی ونن!
‫همه‌مون یه جا زندگی می‌کنیم!

730
00:26:53,320 --> 00:26:55,614
‫فکر کردم شاید یادت رفته.

731
00:26:55,655 --> 00:26:58,450
‫وای خدا، بابا!
‫لازم بود این‌طوری داد بزنی؟

732
00:26:58,491 --> 00:27:01,244
‫آره، نمی‌دونستم دیگه چطور...

733
00:27:01,286 --> 00:27:02,329
‫برایان کیه؟

734
00:27:02,370 --> 00:27:03,538
‫یه پسری که دوستش داره.

735
00:27:03,580 --> 00:27:05,206
‫به‌خاطر اون افتاده به اصلاح پاهاش.

736
00:27:05,248 --> 00:27:06,458
‫- هدلی!
‫- وای خدا.

737
00:27:06,499 --> 00:27:07,917
‫چیه؟ هر شب داری اصلاحشون می‌کنی.

738
00:27:07,959 --> 00:27:09,669
‫هر شب؟

739
00:27:09,711 --> 00:27:11,379
‫مامانت سالی دوبار این کارو می‌کنه.

740
00:27:11,421 --> 00:27:14,090
‫بابا گرسنه‌مه.
‫می‌شه شام بگیریم؟

741
00:27:14,132 --> 00:27:17,636
‫بازم باید غذا بخورید؟
‫فکر کردم تموم شد.

742
00:27:17,677 --> 00:27:20,263
‫شاید برایان هم برای شام بیاد.

743
00:27:20,305 --> 00:27:21,806
‫- می‌دونی چیه سم، فکر خوبیه...
‫- نه!

744
00:27:21,848 --> 00:27:23,224
‫- برایان!
‫- نه! نه!

745
00:27:23,266 --> 00:27:25,644
‫- بس کنید!
‫- برایان! برایان!

746
00:27:25,685 --> 00:27:26,770
‫هی، پیتزا رسید.

747
00:27:26,811 --> 00:27:27,687
‫سلام رفیق.

748
00:27:28,480 --> 00:27:30,815
‫بفرما، اینم انعام.

749
00:27:30,857 --> 00:27:32,651
‫قبلاً تو برنامه انعام دادی.

750
00:27:32,692 --> 00:27:33,902
‫آره، تو این چند هفته

751
00:27:33,943 --> 00:27:36,071
‫زیاد همدیگه رو می‌بینیم.

752
00:27:36,112 --> 00:27:39,240
‫این قشنگ‌ترین کاریه
‫که کسی برام کرده.

753
00:27:39,908 --> 00:27:41,076
‫هی.

754
00:27:44,537 --> 00:27:45,914
‫شب‌بخیر.

755
00:27:48,416 --> 00:27:50,335
‫خیلی‌خب سم، وقت خوابه.

756
00:27:50,377 --> 00:27:52,295
‫بغل‌های دور دومم داره تموم می‌شه.

757
00:27:52,337 --> 00:27:54,964
‫بغل دور دوم...

758
00:27:55,006 --> 00:27:56,925
‫می‌دونی چیه؟

759
00:27:56,925 --> 00:27:58,385
‫بیا سریع درباره یه چیزی حرف بزنیم.

760
00:27:58,426 --> 00:27:59,803
‫می‌خوام یه پایه رو جهشی بخونم؟

761
00:27:59,844 --> 00:28:02,681
‫نه، از ظواهر امر پیداست
‫شاید چندتاش رو دوبار بخونی.

762
00:28:02,722 --> 00:28:03,932
‫قراره اسب بگیرم؟

763
00:28:03,973 --> 00:28:05,934
‫فکر کردی بحث قراره به اسب ختم بشه؟

764
00:28:05,975 --> 00:28:07,686
‫خب...

765
00:28:09,020 --> 00:28:10,689
‫چطوری بگم...

766
00:28:14,609 --> 00:28:16,319
‫بچه‌های مدرسه رو بغل نکن.

767
00:28:16,361 --> 00:28:18,029
‫ولی من هم‌کلاسی‌هام رو دوست دارم.

768
00:28:18,071 --> 00:28:19,114
‫می‌دونم.

769
00:28:19,155 --> 00:28:22,701
‫این خیلی هم خوبه،
‫فقط یه جور دیگه نشونش بده.

770
00:28:23,451 --> 00:28:24,619
‫باشه.

771
00:28:25,161 --> 00:28:26,454
‫عجب.

772
00:28:26,454 --> 00:28:28,623
‫می‌دونی چیه؟

773
00:28:29,499 --> 00:28:30,709
‫تو بچه محبوب منی.

774
00:28:31,459 --> 00:28:32,919
‫- می‌دونم.
‫- شب‌بخیر.

775
00:28:32,961 --> 00:28:34,254
‫شب‌بخیر.

776
00:28:41,594 --> 00:28:43,638
‫هدلی، صفحه‌نمایش خاموش.

777
00:28:43,680 --> 00:28:46,391
‫چی؟ نه، من فقط
‫از نورش استفاده می‌کنم

778
00:28:46,433 --> 00:28:47,976
‫تا کارت‌های هجی‌کردنم رو بخونم.

779
00:28:48,017 --> 00:28:49,060
‫معلومه که همین‌طوره.

780
00:28:49,102 --> 00:28:50,145
‫شب‌بخیر.

781
00:28:50,186 --> 00:28:52,313
‫نگاه کن چطور برای مقام اول می‌جنگه.

782
00:28:52,355 --> 00:28:54,149
‫مهمونی با پسرا؟

783
00:28:54,190 --> 00:28:56,484
‫بابای من عمراً اجازه بده.

784
00:28:56,484 --> 00:28:59,154
‫گریسی، لطفاً گوشی رو بذار کنار.

785
00:29:00,697 --> 00:29:03,575
‫فکر کنم بچه سوم محبوبمم مشخص شد.

786
00:29:03,616 --> 00:29:06,995
‫سیزده روز دیگه...

787
00:29:08,246 --> 00:29:10,039
‫«کارای شب»؟

788
00:29:22,260 --> 00:29:23,261
‫چی؟

789
00:29:26,389 --> 00:29:28,725
‫باید خیسش می‌کردم.

790
00:29:28,767 --> 00:29:29,851
‫خدایا.

791
00:29:39,527 --> 00:29:42,572
‫ساعت یک‌ونیم شبه. ای بابا.

792
00:29:52,415 --> 00:29:55,835
‫ما کارواش راه انداختیم
‫و من خبر ندارم؟

793
00:29:59,422 --> 00:30:00,673
‫هی!

794
00:30:00,715 --> 00:30:02,842
‫سلام عزیزم، اوضاع چطوره؟

795
00:30:02,884 --> 00:30:05,845
‫عالیه. یه سقف‌ساز استخدام کردم.

796
00:30:05,887 --> 00:30:07,931
‫چه خوب! کدومشون؟

797
00:30:08,765 --> 00:30:10,683
‫- کدوم چی؟
‫- کدوم سقف‌ساز؟

798
00:30:10,725 --> 00:30:12,727
‫به همه شرکت‌های امتیازبالا زنگ زدم

799
00:30:12,727 --> 00:30:14,312
‫تا مجبورشون کنم
‫با هم رقابت کنن.

800
00:30:14,354 --> 00:30:16,564
‫به کیگن، پسرخاله دوستم، هم زنگ زدم،

801
00:30:16,606 --> 00:30:18,149
‫چون قیمتش انقدر پایین بود

802
00:30:18,191 --> 00:30:20,318
‫که می‌خواستم باهاش
‫قیمت بقیه رو پایین بیارم.

803
00:30:20,360 --> 00:30:21,569
‫تو کدوم رو انتخاب کردی؟

804
00:30:25,824 --> 00:30:28,868
‫راستش اسمش یادم نیست.

805
00:30:28,910 --> 00:30:30,912
‫ولی کارش خوب بود.

806
00:30:30,954 --> 00:30:33,289
‫هی رفیق، سقف خیلی خوب شده.

807
00:30:33,331 --> 00:30:36,918
‫ممنون که این کار رو
‫برام انجام دادی عزیزم.

808
00:30:36,960 --> 00:30:39,128
‫حتماً الانم تو راهی
‫که دخترا رو برداری، نه؟

809
00:30:39,170 --> 00:30:41,464
‫آره، همین الان تو راهم!

810
00:30:41,506 --> 00:30:42,674
‫می‌شه اون چنگال‌هایی رو هم

811
00:30:42,715 --> 00:30:43,883
‫که پشت ماشین گذاشتم تحویل بدی؟

812
00:30:43,925 --> 00:30:44,968
‫ممنون، دوستت دارم.

813
00:30:45,009 --> 00:30:48,429
‫منم دوستت دارم.
‫پسته؟

814
00:30:48,471 --> 00:30:49,889
‫این دیگه چه...

815
00:30:56,855 --> 00:30:59,065
‫بابا!

816
00:30:59,107 --> 00:31:01,234
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- خواب بودم،

817
00:31:01,276 --> 00:31:03,027
‫یا حداقل سعی می‌کردم بخوابم.

818
00:31:03,069 --> 00:31:05,113
‫چرا این مبل تخت نمی‌شه؟

819
00:31:05,113 --> 00:31:06,948
‫چون همه مبل‌ها تخت‌خواب‌شو نیستن.

820
00:31:06,990 --> 00:31:10,159
‫منظورم اینه اینجا چیکار می‌کنی؟
‫به مامان زنگ زدم.

821
00:31:10,201 --> 00:31:11,661
‫رفته سفر دریایی.

822
00:31:11,703 --> 00:31:13,496
‫به‌هرحال اومدم کمکت.

823
00:31:13,538 --> 00:31:14,873
‫- واقعاً؟
‫- آره.

824
00:31:14,914 --> 00:31:18,877
‫همین که چرت عصرونه‌م تموم بشه.

825
00:31:18,918 --> 00:31:20,545
‫ای بابا.

826
00:31:29,470 --> 00:31:30,638
‫اون دیگه چی بود؟

827
00:31:32,098 --> 00:31:33,266
‫کیتی گفت چنگالا رو تحویل بدم.

828
00:31:33,308 --> 00:31:35,602
‫چنگالا رو نمی‌گم؛
‫حرف‌زدنت با مامانا رو می‌گم.

829
00:31:35,643 --> 00:31:38,521
‫اگه چیزی برای مامانا داری،
‫بده به من.

830
00:31:38,563 --> 00:31:39,856
‫باشه؟ بده من.

831
00:31:39,898 --> 00:31:41,524
‫- من می‌دم به اونا. دیدی؟
‫- باشه.

832
00:31:41,566 --> 00:31:43,610
‫اگه هم می‌خوای با کسی بگردی،

833
00:31:43,651 --> 00:31:46,195
‫با مامانا نگرد؛
‫با این یارو بگرد!

834
00:31:46,237 --> 00:31:49,032
‫چون هی بهت پیام دادم.
‫به دستت رسیده؟

835
00:31:49,073 --> 00:31:51,409
‫نه، نرسیده.

836
00:31:51,451 --> 00:31:53,369
‫حتی یکی از پیامام رو هم نگرفتی؟

837
00:31:54,579 --> 00:31:56,372
‫- نه.
‫- عجیبه، خیلیاشون زده «خوانده‌شده».

838
00:31:56,414 --> 00:31:58,249
‫- تو می‌تونی ببینی؟
‫- آره،

839
00:31:58,291 --> 00:31:59,334
‫رنگش کلاً عوض می‌شه.

840
00:31:59,375 --> 00:32:00,627
‫فکر نکنم هیچ‌کدوم رسیده باشه.

841
00:32:00,668 --> 00:32:01,711
‫- واقعاً؟
‫- آره.

842
00:32:01,711 --> 00:32:02,712
‫می‌شه ببینم؟

843
00:32:02,712 --> 00:32:07,300
‫می‌دادم، ولی گوشی ته جیبمه و...

844
00:32:07,342 --> 00:32:11,054
‫خبرم کن. حتی امشب
‫می‌تونیم بریم نوشیدنی یا بولینگ.

845
00:32:11,095 --> 00:32:12,722
‫- بولینگ؟
‫- آره، بریم.

846
00:32:12,722 --> 00:32:14,223
‫- چی؟
‫- تا اون موقع،

847
00:32:14,265 --> 00:32:15,725
‫از اینجا دور بمون.

848
00:32:15,725 --> 00:32:16,601
‫باشه؟

849
00:32:16,643 --> 00:32:19,395
‫مامانای من، مامانای تو نیستن.

850
00:33:07,110 --> 00:33:08,444
‫چی؟

851
00:33:20,123 --> 00:33:22,959
‫کمک! کمک!

852
00:33:23,876 --> 00:33:25,294
‫کمک!

853
00:33:26,713 --> 00:33:28,506
‫کمک!

854
00:33:33,136 --> 00:33:34,012
‫آره، در اصل...

855
00:33:34,053 --> 00:33:35,304
‫همه آدمای پشت سرم

856
00:33:35,346 --> 00:33:36,681
‫اومدن برای «یادآور ستاره‌ای» کمکم کنن.

857
00:33:36,723 --> 00:33:40,643
‫- یه جورایی...
‫- بابا! مامان تو کارخونه‌ست!

858
00:33:40,643 --> 00:33:42,145
‫- چی؟
‫- آره.

859
00:33:42,145 --> 00:33:44,147
‫داریم جنس‌های مختلف پلاستیک رو

860
00:33:44,147 --> 00:33:45,481
‫برای بدنه ستاره آزمایش می‌کنیم.

861
00:33:47,442 --> 00:33:49,402
‫کره‌جنوبی حرف می‌زنی؟

862
00:33:49,444 --> 00:33:52,238
‫- فقط می‌گن کره‌ای، بابا.
‫- خب خودشون که این‌طور نمی‌گن.

863
00:33:54,449 --> 00:33:56,743
‫عجب! گروه واقعاً
‫از این یکی خوشش اومد.

864
00:33:58,578 --> 00:34:00,788
‫بابا، صبحونه چی داریم؟

865
00:34:00,830 --> 00:34:01,831
‫خب...

866
00:34:01,873 --> 00:34:03,499
‫پیتزا.

867
00:34:03,541 --> 00:34:05,585
‫- برای صبحونه؟
‫- روش شیر بریز.

868
00:34:05,626 --> 00:34:08,087
‫نیت، می‌شه خصوصی حرف بزنیم؟

869
00:34:08,129 --> 00:34:11,966
‫شوخی کردم. مگه صدام بسته نبود؟

870
00:34:12,008 --> 00:34:13,885
‫بابا، زدی روی کلاه مامان.

871
00:34:15,303 --> 00:34:16,387
‫وای خدای من.

872
00:34:16,429 --> 00:34:18,681
‫فقط می‌خوام بگم
‫کاملاً به صبحونه سالم احترام می‌ذارم...

873
00:34:18,723 --> 00:34:20,349
‫- به عادت صبحونه سالمت...
‫- می‌دونم.

874
00:34:20,391 --> 00:34:22,643
‫- ولی خب...
‫- نه، اشکالی نداره.

875
00:34:22,685 --> 00:34:25,021
‫می‌خواستم ببینم اوضاعت چطوره.

876
00:34:25,063 --> 00:34:26,481
‫عالیه.

877
00:34:26,522 --> 00:34:29,567
‫واقعاً عالیه.
‫با مرکز فرماندهی و همه‌چی...

878
00:34:29,609 --> 00:34:31,277
‫نگران من نباش.

879
00:34:31,319 --> 00:34:33,446
‫- اینجا همه‌چی روبه‌راهه.
‫- واقعاً؟

880
00:34:33,488 --> 00:34:35,865
‫چون می‌دونم سخته.

881
00:34:35,865 --> 00:34:37,700
‫هردومون داریم
‫به نقش‌های جدیدمون عادت می‌کنیم.

882
00:34:37,742 --> 00:34:39,660
‫من نقش جدیدی نگرفتم.

883
00:34:39,702 --> 00:34:41,579
‫فقط موقتاً جام رو برات گرم نگه داشتم، نه؟

884
00:34:41,621 --> 00:34:43,748
‫آره. منظورم این بود که...

885
00:34:43,790 --> 00:34:45,249
‫نه، فهمیدم منظورت چی بود.

886
00:34:45,291 --> 00:34:47,502
‫فقط فعلاً این‌طوریه.

887
00:34:47,543 --> 00:34:49,545
‫آره، فقط فعلاً.

888
00:34:50,880 --> 00:34:52,590
‫خب عزیزم، حدود بیست‌وپنج نفر

889
00:34:52,632 --> 00:34:54,217
‫منتظرمن.

890
00:34:54,258 --> 00:34:55,384
‫باید برم.

891
00:34:55,384 --> 00:34:57,637
‫اینجا هم بیست‌وپنج نفر منتظر منن.

892
00:34:57,678 --> 00:34:58,513
‫باشه.

893
00:34:58,554 --> 00:34:59,680
‫منظورم بچه‌ها بودن.
‫داشتم شوخی...

894
00:34:59,722 --> 00:35:01,724
‫- فقط دو روز دیگه مونده، نیت.
‫- باشه.

895
00:35:01,766 --> 00:35:04,393
‫- دوستت دارم.
‫- دو روز دیگه.

896
00:35:04,393 --> 00:35:08,606
‫خیلی‌خب، منم دوستت دارم.

897
00:35:13,402 --> 00:35:15,196
‫خب، من دیگه رفتم!

898
00:35:15,238 --> 00:35:16,572
‫مامانت از سفر برگشته.

899
00:35:16,614 --> 00:35:18,157
‫از وقتی اومدی این اولین باره

900
00:35:18,199 --> 00:35:19,242
‫بیدار می‌بینمت.

901
00:35:19,242 --> 00:35:20,493
‫خوشحالم تونستم کمک کنم.

902
00:35:20,535 --> 00:35:22,286
‫هرچی لازم داشتی بهم زنگ بزن.

903
00:35:22,328 --> 00:35:23,704
‫کیتی رو پیدا نکردم.

904
00:35:23,746 --> 00:35:25,832
‫از طرف من خداحافظی کن.

905
00:35:26,332 --> 00:35:27,333
‫جدی؟

906
00:35:27,375 --> 00:35:28,417
‫بالاخره یه غذای خونگی گیرم میاد.

907
00:35:30,419 --> 00:35:33,005
‫خانم‌ها، فکر کنم همه می‌دونیم
‫چرا اینجا جمع شدیم.

908
00:35:33,047 --> 00:35:34,507
‫قراره اسب بگیریم؟

909
00:35:34,549 --> 00:35:36,425
‫اومدیم درباره حوله‌ها حرف بزنیم.

910
00:35:36,467 --> 00:35:38,636
‫دقیقاً درباره اینکه چرا

911
00:35:38,678 --> 00:35:42,223
‫تمام روز باید صد کیلو حوله رو
‫از چهل‌تا پله بالا پایین ببرم.

912
00:35:42,265 --> 00:35:44,100
‫هدلی، روزی چندتا حوله مصرف می‌کنی؟

913
00:35:44,142 --> 00:35:46,686
‫- یکی.
‫- جالبه.

914
00:35:46,727 --> 00:35:48,521
‫گریسی، تو چندتا؟

915
00:35:48,563 --> 00:35:50,940
‫- یکی.
‫- تو هم یکی.

916
00:35:52,024 --> 00:35:54,443
‫- سم؟
‫- من هیچ‌وقت حوله استفاده نکردم.

917
00:35:54,443 --> 00:35:57,989
‫چی؟ این که اصلاً حوله مصرف نمی‌کنه.

918
00:35:58,030 --> 00:36:03,411
‫پس خونه‌مون خودش
‫تمام روز حوله خیس تولید می‌کنه.

919
00:36:04,954 --> 00:36:08,040
‫خیلی‌خب، بحثمون هنوز تموم نشده.

920
00:36:08,082 --> 00:36:10,293
‫واقعاً چندتا حوله مصرف می‌کنی؟

921
00:36:10,293 --> 00:36:12,378
‫- هشت‌تا.
‫- هشت‌تا؟

922
00:36:13,421 --> 00:36:15,423
‫سلام، کابوی!

923
00:36:15,464 --> 00:36:17,341
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه؛
‫یکم زود رسیدیم.

924
00:36:17,383 --> 00:36:20,219
‫باید برم با مامانا رقص خطی.

925
00:36:20,261 --> 00:36:22,013
‫- چی؟
‫- شبِ ماماناست.

926
00:36:22,054 --> 00:36:25,766
‫من نقاشی و نوشیدنی می‌خواستم،
‫ولی رأی نیاورد.

927
00:36:25,808 --> 00:36:27,852
‫چی؟ شب‌مونی رو لغو نکردی؟

928
00:36:27,894 --> 00:36:31,647
‫چرا، برچسبش رو از تقویم کندم.

929
00:36:31,689 --> 00:36:33,816
‫ولی به پدر و مادر بچه‌ها زنگ زدی؟

930
00:36:33,858 --> 00:36:35,443
‫من حتی اسم دوستات رو نمی‌دونم،

931
00:36:35,484 --> 00:36:38,279
‫چه برسه به پدر و مادرشون.

932
00:36:38,321 --> 00:36:39,405
‫جین هم اومد!

933
00:36:39,447 --> 00:36:41,240
‫- یکی دیگه هم هست؟
‫- سلام جین.

934
00:36:41,282 --> 00:36:42,658
‫من بلد نیستم شب‌مونی برگزار کنم.

935
00:36:42,658 --> 00:36:45,369
‫مامانت هیچ یادداشتی براش نذاشته.

936
00:36:45,411 --> 00:36:47,205
‫شب‌مونیه دیگه؛
‫هواکردن موشک که نیست.

937
00:36:47,246 --> 00:36:50,416
‫براشون پاپ‌کورن درست کن
‫و بذار آرایشت کنن.

938
00:36:50,458 --> 00:36:51,542
‫آره!

939
00:36:51,584 --> 00:36:52,668
‫برید سراغش، دخترا!

940
00:36:52,710 --> 00:36:54,462
‫- وای، آره!
‫- خوش بگذره!

941
00:37:06,557 --> 00:37:09,185
‫- سه، دو، یک!
‫- دو، یک!

942
00:37:09,185 --> 00:37:10,394
‫- اوه!
‫- چیه بابا؟

943
00:37:10,436 --> 00:37:11,354
‫بس کنید. این...

944
00:37:11,354 --> 00:37:12,521
‫مامانت این کارو می‌کنه؟

945
00:37:12,521 --> 00:37:13,898
‫آره. تابه‌حال مو تو دماغش دیدی؟

946
00:37:13,940 --> 00:37:15,524
‫- همیشه.
‫- نه، چون هیچ‌وقت نگاه نکردم.

947
00:37:15,524 --> 00:37:16,776
‫باید نگاه کنی؛ خیلی صافه.

948
00:37:16,817 --> 00:37:18,486
‫خب بچه‌ها، یه‌دفعه می‌کنیم و تموم.

949
00:37:18,527 --> 00:37:20,029
‫یه حرکت و خلاص. باشه؟

950
00:37:20,029 --> 00:37:23,366
‫- آماده‌ای؟ برو بابا! دو، یک!
‫- سه، دو، یک!

951
00:37:23,407 --> 00:37:24,909
‫- نه!
‫- چی؟

952
00:37:24,951 --> 00:37:26,369
‫- این دیوونگیه.
‫- وای خدا!

953
00:37:26,369 --> 00:37:27,745
‫- بی‌خیال!
‫- همتون دیوونه‌اید.

954
00:37:27,787 --> 00:37:28,788
‫- خیلی رو اعصابید.
‫- این...

955
00:37:28,829 --> 00:37:30,331
‫من تا ابد همین‌طوری زندگی می‌کنم،

956
00:37:30,373 --> 00:37:31,666
‫- خودش هر وقت خواست درمیاد.
‫- باشه.

957
00:37:31,707 --> 00:37:33,042
‫- وقتی دراومد، دراومد.
‫- نه، صبر کن.

958
00:37:33,084 --> 00:37:35,044
‫آقای ویلکاکس، یه چیزی بگم.
‫بیا اینجا.

959
00:37:35,044 --> 00:37:36,963
‫بین خودمون بمونه،
‫من همیشه این کارو می‌کنم.

960
00:37:37,004 --> 00:37:38,881
‫آره، ولی تو دماغت جنگل نداری، جین.

961
00:37:38,923 --> 00:37:40,716
‫- وایسا، داری فیلم می‌گیری؟
‫- بریم.

962
00:37:40,716 --> 00:37:42,343
‫نه، فقط داشتم یه چیزی سرچ می‌کردم.

963
00:37:42,385 --> 00:37:44,428
‫حرکت!

964
00:37:50,518 --> 00:37:51,936
‫خیلی ببخشید، آقای ویلکاکس.

965
00:37:51,978 --> 00:37:53,813
‫تاحالا کسی این‌طوری خونریزی نکرده بود.

966
00:37:53,854 --> 00:37:55,940
‫نگران نباش جین.
‫ببخشید این‌همه جیغ زدم.

967
00:37:55,982 --> 00:37:57,233
‫اشکالی نداره.
‫دفعه بعد می‌گیریشون!

968
00:37:57,275 --> 00:37:58,609
‫باشه، باشه.

969
00:37:58,651 --> 00:38:00,069
‫- خیلی ضایع بود.
‫- آره، افتضاح بود.

970
00:38:02,697 --> 00:38:05,825
‫داداش، کتکت زدن؟

971
00:38:08,577 --> 00:38:11,163
‫طبیعیه سقف‌ساز بیاد تو خونه

972
00:38:11,205 --> 00:38:12,248
‫و شب کار کنه؟

973
00:38:12,248 --> 00:38:14,500
‫سقف‌ساز خوب آره.

974
00:38:14,542 --> 00:38:16,585
‫ببین، قصد فضولی ندارم،

975
00:38:16,627 --> 00:38:18,004
‫ولی وقتی اون بالا بودم،

976
00:38:18,045 --> 00:38:20,506
‫از یکی از سوراخای بزرگ‌تر
‫صدای دعوای بچه‌ها رو شنیدم.

977
00:38:20,548 --> 00:38:21,841
‫- سوراخای بزرگ‌تر؟
‫- ببین...

978
00:38:21,882 --> 00:38:24,051
‫نمی‌تونم روش کارم رو
‫برات توضیح بدم، نیت.

979
00:38:24,093 --> 00:38:25,094
‫باشه؟

980
00:38:25,094 --> 00:38:27,888
‫تو خونه‌ت یه مشکل بین‌فردی هست.

981
00:38:27,930 --> 00:38:29,307
‫آره، شب‌مونی داریم.

982
00:38:29,348 --> 00:38:34,228
‫این یه شب‌مونی معمولی نیست نیت؛
‫شب‌مونی دخترونه‌ست.

983
00:38:34,270 --> 00:38:38,691
‫من پنج‌تا خواهر دارم.
‫دخترا آسیب روانی می‌زنن.

984
00:38:38,733 --> 00:38:40,860
‫سقف رو می‌شه تعمیر کرد.

985
00:38:40,901 --> 00:38:43,571
‫ولی خاطره رفیقی که بهت می‌گه

986
00:38:43,612 --> 00:38:45,781
‫چشمات زیادی به هم نزدیکن
‫تعمیرشدنی نیست.

987
00:38:54,248 --> 00:38:55,541
‫خیلی ساکته.

988
00:38:55,583 --> 00:38:58,502
‫آرامش قبل از طوفانه.

989
00:38:58,544 --> 00:39:02,048
‫وقتی ساکت می‌شن،
‫یعنی دارن بدجنس می‌شن.

990
00:39:02,089 --> 00:39:04,967
‫باید بری بالا
‫و یه کار گروهی راه بندازی

991
00:39:04,967 --> 00:39:07,845
‫قبل از اینکه دسته‌دسته بشن
‫و پشت هم حرف بزنن.

992
00:39:07,887 --> 00:39:10,639
‫نه، فکر کنم داری زیادی شلوغش می‌کنی.

993
00:39:11,724 --> 00:39:13,100
‫خدایا، دیر رسیدیم.

994
00:39:13,142 --> 00:39:13,851
‫چیکار کنم؟

995
00:39:13,893 --> 00:39:15,561
‫برو جلوشون رو بگیر

996
00:39:15,603 --> 00:39:17,104
‫قبل از اینکه تا آخر عمر آسیب ببینن.

997
00:39:17,146 --> 00:39:19,482
‫من بالا نمی‌رم؛ کیتی می‌ره.

998
00:39:19,523 --> 00:39:21,192
‫من این پایین بستنی درست می‌کنم

999
00:39:21,233 --> 00:39:23,069
‫و وقتی گریه‌شون تموم شد میان می‌خورن.

1000
00:39:23,110 --> 00:39:25,321
‫خب امشب کیتی ندارید.

1001
00:39:25,988 --> 00:39:26,989
‫بستنی هم ندارید.

1002
00:39:27,031 --> 00:39:30,910
‫برای دلایل مربوط به سقف
‫فریزرت رو چک کردم.

1003
00:39:37,708 --> 00:39:38,751
‫بس کن، تو...

1004
00:39:38,793 --> 00:39:40,044
‫آخرش «ای» داره.

1005
00:39:40,086 --> 00:39:41,045
‫وای خدای من!

1006
00:39:41,087 --> 00:39:43,214
‫چرا همیشه این‌قدر شلوغش می‌کنی؟

1007
00:39:48,260 --> 00:39:50,638
‫اینجا چه خبره؟

1008
00:39:50,679 --> 00:39:52,556
‫دیگه نمی‌تونیم دوست باشیم.

1009
00:39:53,140 --> 00:39:55,059
‫وای!

1010
00:39:55,101 --> 00:39:57,186
‫همه یه نفس عمیق بکشیم.

1011
00:39:57,228 --> 00:39:59,522
‫هدلی، چی شده؟

1012
00:39:59,522 --> 00:40:00,648
‫مسابقه هجی‌کردن!

1013
00:40:00,689 --> 00:40:02,650
‫چی؟ مسابقه برگزار شد؟

1014
00:40:02,691 --> 00:40:04,693
‫نه! مسابقه داره زندگیمون رو خراب می‌کنه.

1015
00:40:04,735 --> 00:40:06,237
‫و بینمون جدایی می‌ندازه.

1016
00:40:06,278 --> 00:40:07,446
‫فقط به اون فکر می‌کنم.

1017
00:40:07,488 --> 00:40:09,615
‫از بس کارت خوندم دستم تاول زده.

1018
00:40:09,657 --> 00:40:12,451
‫هر کلمه‌ای می‌شنوم
‫ناخودآگاه هجی‌ش می‌کنم.

1019
00:40:12,493 --> 00:40:13,911
‫آی-تی؛ ایت.

1020
00:40:13,953 --> 00:40:16,163
‫فهمیدیم وقتی مسابقه برگزار بشه،

1021
00:40:16,205 --> 00:40:17,081
‫فقط یکی‌مون برنده می‌شه.

1022
00:40:17,123 --> 00:40:18,874
‫بقیه‌مون دیگه دوست نمی‌مونیم

1023
00:40:18,874 --> 00:40:20,376
‫چون از باخت خیلی ناراحت می‌شیم.

1024
00:40:23,629 --> 00:40:25,631
‫دخترا، همه اینا سر مسابقه‌ست؟

1025
00:40:26,257 --> 00:40:28,134
‫وای خدای من.

1026
00:40:28,592 --> 00:40:31,637
‫دخترا،

1027
00:40:31,679 --> 00:40:34,348
‫یه خبر عالی براتون دارم.

1028
00:40:35,433 --> 00:40:37,852
‫هیچ‌کس به مسابقه هجی‌کردن اهمیت نمی‌ده.

1029
00:40:38,561 --> 00:40:39,728
‫- چی؟
‫- داره چی می‌گه؟

1030
00:40:39,770 --> 00:40:41,439
‫رقابت و بردن خوبه،

1031
00:40:41,480 --> 00:40:43,149
‫معلومه که کیف می‌ده.

1032
00:40:43,190 --> 00:40:45,651
‫ولی مگه من جام‌های قدیمی هجی‌کردنم رو

1033
00:40:45,693 --> 00:40:46,861
‫روی میز کارم گذاشتم؟

1034
00:40:46,902 --> 00:40:48,904
‫بابا، تو هیچ‌وقت مسابقه نبردی.

1035
00:40:48,904 --> 00:40:52,408
‫حتی اگه برده بودم هم
‫روی میزم نمی‌ذاشتم،

1036
00:40:52,450 --> 00:40:54,243
‫چون یکم احمقانه‌ست.

1037
00:40:54,243 --> 00:40:57,246
‫ما خیلی سخت درس خوندیم، آقای ویلکاکس.

1038
00:40:57,288 --> 00:40:58,998
‫عالیه، واقعاً عالیه.

1039
00:40:59,039 --> 00:41:02,751
‫ولی اینکه ارزش خودتون رو
‫به این مسابقه گره بزنید...

1040
00:41:04,044 --> 00:41:05,171
‫احمقانه‌ست.

1041
00:41:05,212 --> 00:41:07,089
‫- بابا، احمقانه نیست...
‫- نیست؟

1042
00:41:07,089 --> 00:41:08,090
‫چرا، هست.

1043
00:41:08,132 --> 00:41:10,926
‫نشونتون می‌دم.
‫یه کلمه بدید هجی کنم.

1044
00:41:10,968 --> 00:41:11,886
‫فیدوشری.

1045
00:41:11,927 --> 00:41:13,679
‫تاحالا نشنیدمش.

1046
00:41:13,721 --> 00:41:16,765
‫نمی‌دونم چطور هجی می‌شه.
‫شما بلدید؟

1047
00:41:16,807 --> 00:41:20,936
‫اف-آی-دی-یو-سی-آی-اِی-آر-وای.

1048
00:41:20,978 --> 00:41:23,063
‫دیدید؟ همین الانم بهتر از

1049
00:41:23,105 --> 00:41:26,066
‫یه مرد خونه‌دار هجی می‌کنید.

1050
00:41:26,108 --> 00:41:29,028
‫مهم نیست جام دست کیه.
‫همه‌تون برنده‌اید.

1051
00:41:29,069 --> 00:41:31,780
‫یه روز با این مغزای گنده هجی‌کردنتون

1052
00:41:31,780 --> 00:41:33,782
‫شغل‌های پردرآمد می‌گیرید

1053
00:41:33,782 --> 00:41:35,493
‫و می‌تونید همه‌چی بخرید...

1054
00:41:35,534 --> 00:41:37,786
‫- باشه بابا، می‌تونی بری.
‫- باشه.

1055
00:41:37,786 --> 00:41:39,163
‫خیلی ببخشید.

1056
00:41:39,205 --> 00:41:40,915
‫- اشکالی نداره.
‫- هنوزم می‌تونیم دوست بمونیم.

1057
00:41:40,956 --> 00:41:42,583
‫مسابقه هجی‌کردن که زیاده.

1058
00:41:42,625 --> 00:41:44,710
‫شب‌مونی دخترونه؛
‫مثل آب‌خوردن.

1059
00:41:48,130 --> 00:41:49,131
‫سم.

1060
00:41:50,174 --> 00:41:51,050
‫چرا خیس شدی؟

1061
00:41:51,091 --> 00:41:53,761
‫مجبور شدم اسبم رو بیرون کنم.

1062
00:41:53,802 --> 00:41:55,387
‫تو اسب نداری.

1063
00:41:55,429 --> 00:41:56,805
‫دیگه ندارم.

1064
00:41:56,805 --> 00:41:58,974
‫داشت از تنگ ماهیم آب می‌خورد.

1065
00:41:58,974 --> 00:42:00,184
‫وایسا، خودت داشتی

1066
00:42:00,226 --> 00:42:01,644
‫از تنگ ماهی آب می‌خوردی؟

1067
00:42:03,812 --> 00:42:05,856
‫الان حالم بهتره.

1068
00:42:07,525 --> 00:42:09,193
‫نمی‌دونم کیتی چطور از پسش برمیاد.

1069
00:42:09,235 --> 00:42:12,321
‫ببرشون، بیارشون،
‫دوباره ببرشون.

1070
00:42:12,363 --> 00:42:13,864
‫یه لحظه هم برای خودم ندارم.

1071
00:42:14,740 --> 00:42:15,824
‫هر بار می‌رم دستشویی،

1072
00:42:15,866 --> 00:42:18,369
‫سم از پشت در باهام حرف می‌زنه.

1073
00:42:18,410 --> 00:42:20,412
‫خواب ندارم.

1074
00:42:20,454 --> 00:42:24,333
‫اسپاتیفای هم فقط
‫پادکست مامانا پیشنهاد می‌ده.

1075
00:42:24,333 --> 00:42:26,085
‫پاهام درد می‌کنه، کمرم درد می‌کنه.

1076
00:42:26,126 --> 00:42:28,754
‫شلوارم درست اندازه‌م نیست؛
‫منو ببین.

1077
00:42:28,796 --> 00:42:30,172
‫دارم شکمم رو پر می‌کنم.

1078
00:42:30,172 --> 00:42:33,342
‫حتی گرسنه نیستم،
‫ولی هی می‌خورم.

1079
00:42:36,053 --> 00:42:39,932
‫برای این زندگی ساخته نشدم، پیتر.
‫من کانر اشفورد نیستم.

1080
00:42:41,392 --> 00:42:43,644
‫من فروشنده تویوتام.

1081
00:42:43,686 --> 00:42:46,522
‫فروشنده‌ای که نفروشه، دیگه چیه؟

1082
00:42:48,649 --> 00:42:50,192
‫منو یاد بابام می‌ندازی.

1083
00:42:50,234 --> 00:42:51,360
‫اون چه‌جوریه؟

1084
00:42:51,402 --> 00:42:53,612
‫نمی‌دونم؛ ده ساله ندیدمش.

1085
00:42:53,654 --> 00:42:55,656
‫- اوه.
‫- ولی درست قبل از اینکه قاطی کنه

1086
00:42:55,698 --> 00:42:58,158
‫و منو تو استخر توپ چاک‌ای‌چیز ول کنه،

1087
00:42:58,200 --> 00:43:01,954
‫قیافه‌ش دقیقاً مثل الان تو بود.

1088
00:43:02,997 --> 00:43:04,832
‫- ممنون پیتر.
‫- خواهش.

1089
00:43:04,873 --> 00:43:06,542
‫نباید اینا رو تحویل بدی؟

1090
00:43:06,542 --> 00:43:09,044
‫چی می‌شه؟ اخراجم می‌کنن؟

1091
00:43:09,086 --> 00:43:10,713
‫«وای نه، باید با یه ایمیل جدید

1092
00:43:10,713 --> 00:43:12,548
‫دوباره ثبت‌نام کنم.»

1093
00:43:12,590 --> 00:43:14,383
‫کل شرکت رو یه ربات می‌چرخونه.

1094
00:43:15,509 --> 00:43:16,844
‫دونات می‌خوای؟

1095
00:43:16,885 --> 00:43:20,723
‫نه، یه دونات تو تلویزیون ملی ضایع‌م کرد.

1096
00:43:20,764 --> 00:43:22,808
‫وایسا، اون تو بودی؟

1097
00:43:22,850 --> 00:43:24,810
‫عاشق اون ویدیوام.

1098
00:43:26,228 --> 00:43:27,938
‫دونات دستشه! دونات!

1099
00:43:27,980 --> 00:43:30,482
‫- خیلی تحقیرکننده‌ست.
‫- اوه.

1100
00:43:30,524 --> 00:43:31,609
‫دونات دستشه؛ یه دلقکه.

1101
00:43:31,650 --> 00:43:32,776
‫بسه دیگه، ردش کن.

1102
00:43:32,818 --> 00:43:34,486
‫حرکت!

1103
00:43:34,528 --> 00:43:35,738
‫داداش، اینم تویی!

1104
00:43:35,738 --> 00:43:37,072
‫این چطوری رفته تو اینترنت؟

1105
00:43:37,114 --> 00:43:41,368
‫عجب تصادفی!
‫حتماً الگوریتم شنودمون می‌کنه.

1106
00:43:47,583 --> 00:43:49,877
‫بدک نیست.

1107
00:43:49,918 --> 00:43:51,712
‫- مامان!
‫- سلام عزیزم.

1108
00:43:51,754 --> 00:43:54,214
‫خودشه! سلام.

1109
00:43:54,256 --> 00:43:55,758
‫مامان! بالاخره!

1110
00:43:55,799 --> 00:43:58,010
‫سلام، سلام.

1111
00:43:58,052 --> 00:44:00,429
‫هی! فقط داشتم فر رو گرم می‌کردم.

1112
00:44:00,429 --> 00:44:01,513
‫خیلی دلم براتون تنگ شده بود!

1113
00:44:01,555 --> 00:44:03,307
‫وای، سلام.

1114
00:44:03,307 --> 00:44:05,184
‫- لباسامون یه بوی دیگه می‌ده.
‫- بد بو می‌ده؟

1115
00:44:05,225 --> 00:44:06,769
‫بوی تو رو می‌ده.

1116
00:44:06,769 --> 00:44:08,270
‫به نظر من که خوبه.

1117
00:44:08,270 --> 00:44:10,314
‫پوستم از مختلط شده چرب

1118
00:44:10,356 --> 00:44:12,066
‫چون هر شب برای شام پیتزا می‌خوریم.

1119
00:44:12,107 --> 00:44:13,609
‫فقط پیتزا نمی‌خوریم.

1120
00:44:13,651 --> 00:44:14,943
‫مثلاً امشب

1121
00:44:14,985 --> 00:44:18,906
‫دارم لازانیا درست می‌کنم.

1122
00:44:18,947 --> 00:44:20,783
‫عالیه؛ کربوهیدرات بیشتر.

1123
00:44:20,783 --> 00:44:22,076
‫خب، من که خیلی خوش گذروندم.

1124
00:44:22,117 --> 00:44:24,244
‫هم لوازم آرایش جدید می‌خوام
‫هم محصولات پوستی.

1125
00:44:26,080 --> 00:44:27,790
‫حالا منو یاد مامانم انداختی.

1126
00:44:27,831 --> 00:44:29,958
‫خیلی‌خب رفیق، فقط لازانیا رو بده.

1127
00:44:29,958 --> 00:44:31,585
‫ولی از چیزی که فکر می‌کردم هم بهتره.

1128
00:44:31,627 --> 00:44:33,712
‫پخش‌کننده هم پیدا کردیم.

1129
00:44:33,754 --> 00:44:35,881
‫لوری فکر می‌کنه
‫من «اسکراب ددی» بعدی‌شم.

1130
00:44:35,923 --> 00:44:38,926
‫راستش نمی‌دونم یعنی چی،

1131
00:44:38,967 --> 00:44:40,678
‫ولی باحال به نظر میاد.

1132
00:44:40,678 --> 00:44:42,179
‫ای بابا!

1133
00:44:42,221 --> 00:44:43,931
‫- خوبی؟
‫- آره.

1134
00:44:43,972 --> 00:44:46,308
‫خوبم؛ همیشه این‌طوری می‌شه.

1135
00:44:46,350 --> 00:44:47,476
‫واقعاً؟

1136
00:44:47,518 --> 00:44:49,853
‫آره.

1137
00:44:49,853 --> 00:44:52,189
‫کی داره زنگ می‌زنه؟

1138
00:44:52,189 --> 00:44:55,150
‫اوه.

1139
00:44:55,192 --> 00:44:56,694
‫- لوریه.
‫- آهان.

1140
00:44:57,194 --> 00:44:59,613
‫سلام لوری.

1141
00:45:00,364 --> 00:45:02,241
‫بله.

1142
00:45:02,282 --> 00:45:03,492
‫امکان نداره!

1143
00:45:03,534 --> 00:45:04,868
‫دارن تولید «یادآور ستاره‌ای» رو سریع می‌کنن

1144
00:45:04,910 --> 00:45:06,370
‫تا آخر ماه وارد بازار بشه.

1145
00:45:06,370 --> 00:45:08,872
‫- وای محشره!
‫- آفرین مامان!

1146
00:45:08,914 --> 00:45:09,915
‫هوم.

1147
00:45:10,332 --> 00:45:11,542
‫باشه.

1148
00:45:12,084 --> 00:45:13,377
‫اوه.

1149
00:45:13,377 --> 00:45:16,046
‫دو هفته دیگه؟

1150
00:45:16,880 --> 00:45:17,881
‫چی؟

1151
00:45:17,881 --> 00:45:21,218
‫جدی؟ تازه برگشتم پیش خانواده‌م.

1152
00:45:21,260 --> 00:45:23,262
‫- چی؟
‫- نه، من...

1153
00:45:23,303 --> 00:45:24,513
‫می‌فهمم.

1154
00:45:24,555 --> 00:45:26,306
‫ببخشید.

1155
00:45:26,348 --> 00:45:27,725
‫معلومه. آره.

1156
00:45:27,725 --> 00:45:31,019
‫به دستیارت بگو اطلاعات پرواز رو بفرسته،

1157
00:45:31,061 --> 00:45:32,146
‫فردا می‌بینمت.

1158
00:45:33,105 --> 00:45:34,898
‫باشه، خداحافظ.

1159
00:45:34,940 --> 00:45:37,526
‫- دوباره داری می‌ری؟
‫- چی؟ مامان؟

1160
00:45:37,568 --> 00:45:39,153
‫- ولی تازه برگشتی.
‫- می‌دونم.

1161
00:45:39,194 --> 00:45:40,446
‫واقعاً همین الان رسیدی.

1162
00:45:40,487 --> 00:45:42,698
‫یه بغلِ بزرگِ «خوش‌اومدی» بهت دادیم.

1163
00:45:42,740 --> 00:45:44,408
‫اگه می‌دونستیم فقط سر زدی

1164
00:45:44,408 --> 00:45:46,243
‫این‌قدر محکم بغلت نمی‌کردیم.

1165
00:45:46,243 --> 00:45:48,370
‫منم نمی‌خوام برم بچه‌ها.

1166
00:45:48,412 --> 00:45:51,248
‫واقعاً نمی‌خوام؛
‫ولی مجبورم.

1167
00:45:51,290 --> 00:45:53,167
‫این بار فقط سان‌فرانسیسکوئه.

1168
00:45:53,208 --> 00:45:54,418
‫فقط دو هفته.

1169
00:45:54,460 --> 00:45:56,754
‫واقعاً فقط دو هفته‌ست؟

1170
00:45:56,795 --> 00:45:59,256
‫تو نمی‌دونی این دو هفته

1171
00:45:59,256 --> 00:46:00,591
‫به همه‌مون چی گذشته.

1172
00:46:00,632 --> 00:46:02,134
‫می‌دونم سخته.

1173
00:46:02,176 --> 00:46:05,262
‫برای منم واقعاً سخته.

1174
00:46:05,304 --> 00:46:07,139
‫ولی این یه فرصت بزرگه.

1175
00:46:07,181 --> 00:46:10,642
‫این می‌تونه زندگی همه‌مون رو عوض کنه.

1176
00:46:11,602 --> 00:46:15,647
‫اگه زندگی قبلیمون
‫همین‌طوری خوب بود چی؟

1177
00:46:18,358 --> 00:46:18,984
‫- گرفتمش.
‫- بابا!

1178
00:46:19,026 --> 00:46:19,985
‫- همه‌چی خوبه.
‫- چقدر صداش بلنده.

1179
00:46:20,027 --> 00:46:21,236
‫همه‌چی خوبه.

1180
00:46:21,278 --> 00:46:23,655
‫همه‌چی خوبه.

1181
00:46:26,617 --> 00:46:27,785
‫خیلی‌خب.

1182
00:46:27,826 --> 00:46:30,496
‫همه‌چی خوبه.

1183
00:46:32,456 --> 00:46:33,457
‫ببین...

1184
00:46:35,000 --> 00:46:39,129
‫یه راهی پیدا می‌کنیم.
‫این خبر خوبیه.

1185
00:46:39,171 --> 00:46:40,964
‫-ممنون.
‫-خیلی خوبه.

1186
00:46:41,006 --> 00:46:43,175
‫آره، واقعاً خوبه.

1187
00:46:44,384 --> 00:46:46,094
‫و می‌دونید چیه؟

1188
00:46:46,136 --> 00:46:47,930
‫تو کره یه چیزی پیدا کردم

1189
00:46:47,971 --> 00:46:49,681
‫که فکر کنم کمک کنه

1190
00:46:49,723 --> 00:46:52,476
‫کارا اینجا یه کم روون‌تر پیش بره.

1191
00:46:52,476 --> 00:46:54,895
‫وای!

1192
00:46:54,937 --> 00:46:56,438
‫یه تقویم دیجیتالی.

1193
00:46:56,480 --> 00:46:58,649
‫این مرکز فرماندهی آینده‌ست.

1194
00:46:58,690 --> 00:47:00,818
‫اوه، عالیه. خیلی هم عالیه.

1195
00:47:00,818 --> 00:47:02,277
‫اوه، اینجاش از همه بهتره.

1196
00:47:04,613 --> 00:47:05,864
‫-بامزه نیست؟
‫-آخی.

1197
00:47:05,906 --> 00:47:07,449
‫گربه‌ی تقویمی!

1198
00:47:07,491 --> 00:47:10,160
‫آره، از این به بعد تقویمو

1199
00:47:10,160 --> 00:47:11,703
‫-از هرجای دنیا می‌تونم بچرخونم.
‫-چه باحال.

1200
00:47:11,745 --> 00:47:13,247
‫هر روز می‌تونم براتون یادداشت بفرستم

1201
00:47:13,288 --> 00:47:16,667
‫و دستور غذای سالم و کارای اضافه بذارم.

1202
00:47:16,667 --> 00:47:18,126
‫عاشقش می‌شید.

1203
00:47:21,338 --> 00:47:22,506
‫ممنون.

1204
00:47:33,559 --> 00:47:35,519
‫انگار دیگه خودمونیم و خودمون.

1205
00:47:36,311 --> 00:47:38,105
‫سه تا بچه‌ی یتیم.

1206
00:47:53,036 --> 00:47:55,289
‫این پاک‌بشو نیست.

1207
00:48:04,381 --> 00:48:08,218
‫یا خدا...

1208
00:48:08,260 --> 00:48:09,887
‫تو... تو که لباسامونو نمی‌شوری.

1209
00:48:09,928 --> 00:48:11,305
‫هدلی، این پایین چی‌کار می‌کنی؟

1210
00:48:11,346 --> 00:48:12,848
‫-گریسی! سم! بیاید پایین!
‫-همین الان بس کن.

1211
00:48:12,890 --> 00:48:14,308
‫-صداشون نکن.
‫-همین الان بیاید پایین!

1212
00:48:14,349 --> 00:48:15,893
‫نیاید پایین! نیاید پایین!

1213
00:48:15,893 --> 00:48:17,102
‫می‌بینید؟ نگاهش کنید.

1214
00:48:17,144 --> 00:48:19,938
‫تمومی نداره. مامانتون گفت اول حوله‌ها رو بشورم،

1215
00:48:19,980 --> 00:48:21,690
‫منم هیچ‌وقت به مرحله‌ی دوم نمی‌رسم.

1216
00:48:21,732 --> 00:48:22,691
‫چه خبره؟

1217
00:48:22,733 --> 00:48:24,526
‫-بابا لباسامونو نمی‌شوره.
‫-خیلی خب.

1218
00:48:24,568 --> 00:48:26,153
‫خیلی خب، دیگه بسه.

1219
00:48:26,153 --> 00:48:27,321
‫بیاید حقیقتو بگیم.

1220
00:48:27,362 --> 00:48:29,156
‫-تو یه هیولایی.
‫-ما رو چندش‌آور کردی.

1221
00:48:29,197 --> 00:48:30,824
‫روش مامانتون جواب نمی‌ده.

1222
00:48:30,824 --> 00:48:34,161
‫-واسه مامان جواب می‌ده.
‫-آره، چون مامان، مامانه

1223
00:48:34,161 --> 00:48:36,371
‫و من مامان نیستم، خب؟

1224
00:48:36,413 --> 00:48:38,832
‫فکر کردم چند هفته می‌تونم جاش باشم.

1225
00:48:38,832 --> 00:48:40,083
‫به خدا نزدیک بود از پسش بربیام.

1226
00:48:40,125 --> 00:48:41,585
‫-نه، نبودی.
‫-گفتم «نزدیک بود».

1227
00:48:41,627 --> 00:48:42,502
‫حتی نزدیکش هم نبودی.

1228
00:48:42,544 --> 00:48:44,046
‫بعضی وقتا بد هم پیش نمی‌رفت.

1229
00:48:44,087 --> 00:48:46,214
‫-دیدم تو کمد گریه می‌کردی.
‫-بگذریم،

1230
00:48:46,256 --> 00:48:48,508
‫روش مامان واسه خود مامان جواب می‌داد.

1231
00:48:48,550 --> 00:48:51,345
‫تا وقتی قرار بود موقتی باشه، گفتم جاشو پر می‌کنم.

1232
00:48:51,345 --> 00:48:54,932
‫ولی معلومه که موقتی نیست؛
‫پس یه برنامه‌ی تازه می‌خوایم.

1233
00:48:54,973 --> 00:48:58,060
‫باید یه دوره‌ی تازه شروع بشه.

1234
00:48:58,101 --> 00:49:00,228
‫دوره‌ی بابا!

1235
00:49:01,396 --> 00:49:03,398
‫این خیلی شبیه یه فکر افتضاحه.

1236
00:49:05,150 --> 00:49:06,860
‫گربه‌ی تقویمی!

1237
00:49:06,860 --> 00:49:08,028
‫این کارو هم بلدی؟

1238
00:49:08,028 --> 00:49:10,447
‫آره، چون این دوره، دوره‌ی منه.

1239
00:49:10,489 --> 00:49:12,199
‫ولی برنامه‌هامونو چه‌جوری یادت می‌مونه؟

1240
00:49:12,199 --> 00:49:15,077
‫با یه روش ساده: «شما می‌گید، من یادم می‌مونه.»

1241
00:49:15,118 --> 00:49:17,788
‫اگه هم یادم رفت، دوباره می‌گید.

1242
00:49:17,829 --> 00:49:20,749
‫دوره‌ی بابا یعنی کار گروهی.

1243
00:49:20,791 --> 00:49:24,378
‫اگه با هم همکاری کنیم،
‫شما به چیزی که می‌خواید می‌رسید

1244
00:49:24,378 --> 00:49:26,713
‫و منم به چیزی که می‌خوام.

1245
00:49:26,713 --> 00:49:30,550
‫یعنی برگردم سر کاری که از همه بهتر بلدم:
‫ماشین فروختن.

1246
00:49:30,592 --> 00:49:33,136
‫چرا هم خر رو نخوایم هم خرما رو؟

1247
00:49:33,178 --> 00:49:34,554
‫پس بیاید دربارش حرف بزنیم.

1248
00:49:34,596 --> 00:49:37,724
‫برای اینکه این دوره رو بگذرونیم، چی لازم داریم؟

1249
00:49:37,724 --> 00:49:38,809
‫من اسب می‌خوام.

1250
00:49:38,850 --> 00:49:40,644
‫اون یکی رو نمی‌تونی جزوش حساب کنی.

1251
00:49:40,686 --> 00:49:42,854
‫غذا چی؟ تو کل خونه حتی یه دونه میوه

1252
00:49:42,896 --> 00:49:44,272
‫یا سبزی پیدا نمی‌شه.

1253
00:49:44,314 --> 00:49:45,983
‫لوازم بهداشتی هم نداریم. دیشب مجبور شدم

1254
00:49:46,024 --> 00:49:47,317
‫با کره‌ی کانتری کراک پامو اصلاح کنم.

1255
00:49:47,359 --> 00:49:49,027
‫-من عاشق کانتری کراکم.
‫-من چسب‌زخم خواستم،

1256
00:49:49,069 --> 00:49:50,404
‫تو گفتی «چسب معمولی بزن».

1257
00:49:50,445 --> 00:49:51,947
‫کشوی قاشق‌چنگال پر از ماکارونی خشکه.

1258
00:49:51,989 --> 00:49:53,740
‫خب، یه جا بگو که پر از ماکارونی خشک نباشه.

1259
00:49:53,782 --> 00:49:55,742
‫تازه فهمیدیم همه‌ی لباسامونم کثیفه.

1260
00:49:55,784 --> 00:49:56,827
‫-آره.
‫-باشه.

1261
00:49:56,868 --> 00:49:58,412
‫می‌دونم باید کجا بریم.

1262
00:49:58,453 --> 00:50:01,248
‫آره، فروشگاه، مرکز خرید، ابزارفروشی.

1263
00:50:01,248 --> 00:50:03,250
‫فقط یه جا.

1264
00:50:03,291 --> 00:50:06,670
‫یه جای جادویی با چراغای مهتابی

1265
00:50:06,712 --> 00:50:08,797
‫که هر مشکلی تو زندگیتون داشتید حل می‌کنه.

1266
00:50:08,839 --> 00:50:10,090
‫بیمارستان؟

1267
00:50:10,090 --> 00:50:12,092
‫نه، از اونم بهتر.

1268
00:50:12,092 --> 00:50:13,719
‫والمارت!

1269
00:50:15,679 --> 00:50:17,097
‫وسایل نظافت با من.

1270
00:50:17,139 --> 00:50:19,266
‫گریسی، لوازم بهداشتی؛ هدلی، خوراکی.

1271
00:50:19,307 --> 00:50:22,102
‫مواظب باشید و خوش بگذرونید. والمارت با شمارش سه.

1272
00:50:22,102 --> 00:50:23,145
‫یک، دو، سه.

1273
00:50:23,186 --> 00:50:25,522
‫والمارت!

1274
00:50:29,234 --> 00:50:30,736
‫بعد از دو هفته چی می‌شه؟

1275
00:50:30,777 --> 00:50:33,321
‫همه رو می‌ریزیم دور و از اول می‌خریم.

1276
00:50:33,363 --> 00:50:36,450
‫آره، آره، آره، آره!

1277
00:50:58,638 --> 00:51:01,475
‫خب، حالا که قراره کارا به روش من پیش بره،

1278
00:51:01,475 --> 00:51:04,644
‫خونه رو مثل یه نمایشگاه درجه‌یک می‌چرخونیم.

1279
00:51:04,644 --> 00:51:06,938
‫اینم تابلوی پاداشتونه.

1280
00:51:06,980 --> 00:51:09,483
‫هرچی بیشتر کار کنید، مزایای بیشتری می‌گیرید.

1281
00:51:09,483 --> 00:51:10,400
‫ایول.

1282
00:51:10,442 --> 00:51:12,152
‫هرکدومتون یه دفتر سرویس و نگهداری دارید

1283
00:51:12,194 --> 00:51:14,446
‫تا هرچی داره تموم می‌شه توش بنویسید

1284
00:51:14,488 --> 00:51:15,530
‫و منم می‌رم می‌خرمش.

1285
00:51:15,572 --> 00:51:18,867
‫این طرف هم پیشخوان قطعات و لوازم جانبیه.

1286
00:51:18,909 --> 00:51:20,911
‫کش مو و خرت‌وپرتایی رو می‌ذاریم اینجا

1287
00:51:20,952 --> 00:51:22,996
‫که من هی پام می‌ره روشون.

1288
00:51:22,996 --> 00:51:24,247
‫-حرف حسابه.
‫-فکر خوبیه.

1289
00:51:24,289 --> 00:51:27,584
‫به نمایشگاه خانوادگی ویلکاکس خوش اومدید.

1290
00:51:27,626 --> 00:51:29,795
‫حالا برید از صبحونه‌ی شیرین،

1291
00:51:29,836 --> 00:51:31,671
‫خوشمزه و راحت‌تمیزشوتون لذت ببرید.

1292
00:51:31,713 --> 00:51:33,548
‫و بیرون حسابی گل بکارید.

1293
00:51:47,104 --> 00:51:48,105
‫هوم.

1294
00:51:48,772 --> 00:51:49,940
‫یه قوری قهوه بذار.

1295
00:51:49,981 --> 00:51:52,192
‫بهترین فروشنده‌ی دنیا برگشته!

1296
00:51:52,234 --> 00:51:53,819
‫نیت، تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

1297
00:51:53,860 --> 00:51:55,362
‫همون کاری که بهتر از همه بلدم.

1298
00:51:55,403 --> 00:51:59,574
‫اون‌جوری که خودم می‌خوام زندگی می‌کنم
‫و ماشینای محشر می‌فروشم.

1299
00:51:59,616 --> 00:52:00,742
‫پیتون.

1300
00:52:00,784 --> 00:52:02,202
‫وایسا! برگشته؟ نمی‌تونه برگرده.

1301
00:52:02,244 --> 00:52:03,370
‫پس دخترهات چی؟

1302
00:52:03,370 --> 00:52:04,704
‫زنت می‌دونه برگشتی؟

1303
00:52:04,704 --> 00:52:08,208
‫نگران خانواده‌ی من نباشید. همه‌چی ردیفه.

1304
00:52:12,546 --> 00:52:14,214
‫خیلی خب، آهنگ بعدی با شما.

1305
00:52:14,214 --> 00:52:16,133
‫می‌دونید، زن سابقم می‌گفت فکر نمی‌کنه

1306
00:52:16,174 --> 00:52:17,926
‫بلد باشم پدر باشم.

1307
00:52:17,968 --> 00:52:19,886
‫باورتون می‌شه؟

1308
00:52:19,928 --> 00:52:22,013
‫کاش الان منو می‌دید.

1309
00:52:22,055 --> 00:52:23,348
‫-آخی.
‫-آخی.

1310
00:52:31,064 --> 00:52:33,483
‫وقتشه حوله‌ها رو دربیاری.

1311
00:52:35,360 --> 00:52:36,695
‫تو همه‌ی رنگ‌ها.

1312
00:52:36,736 --> 00:52:38,280
‫می‌دونم.

1313
00:52:38,321 --> 00:52:40,282
‫ببین، اگه می‌خوای توجه برایانو جلب کنی،

1314
00:52:40,323 --> 00:52:42,993
‫راهش اینه؛ نه لباسای عجیب‌غریب.

1315
00:52:43,034 --> 00:52:45,162
‫باید سنگین و رنگین لباس بپوشی.

1316
00:52:45,662 --> 00:52:47,664
‫بعدشم کلاً محلش نذار.

1317
00:52:47,706 --> 00:52:50,792
‫حتی شاید از یه راه دیگه برو سر کلاس.

1318
00:52:50,792 --> 00:52:52,752
‫شاید؟ خیلی خب.

1319
00:52:52,794 --> 00:52:54,421
‫ممنون، بابا.

1320
00:53:00,635 --> 00:53:01,970
‫-عاشقش می‌شی.
‫-هوم.

1321
00:53:01,970 --> 00:53:03,096
‫خیلی خب، خوشحال شدم دیدمت.

1322
00:53:03,138 --> 00:53:04,806
‫نیت، داری کولاک می‌کنی.

1323
00:53:04,848 --> 00:53:06,850
‫اون یارو فقط اومده بود دستشویی.

1324
00:53:06,892 --> 00:53:08,685
‫بزنش به تابلو.

1325
00:53:12,439 --> 00:53:15,567
‫به سلامتی تعادل کار و زندگی.

1326
00:53:15,609 --> 00:53:16,693
‫به سلامتی.

1327
00:53:28,079 --> 00:53:30,207
‫خب، دیگه داره غم‌انگیز می‌شه.

1328
00:53:33,919 --> 00:53:36,213
‫آره، سم هنوز بچه‌ها رو می‌بوسه.

1329
00:53:43,678 --> 00:53:46,097
‫من اشتباه می‌کنم یا صد دلار یه کم ارزونه؟

1330
00:53:47,390 --> 00:53:49,893
‫آخه سینامون دیگه یکی از اعضای خانواده‌مونه.

1331
00:53:49,935 --> 00:53:51,311
‫از وقتی یادمونه پیش ما بوده.

1332
00:53:51,353 --> 00:53:52,687
‫پسر خوبیه.

1333
00:53:52,729 --> 00:53:55,190
‫فقط از اون اتفاق دیگه مثل قبل نشد.

1334
00:53:55,232 --> 00:53:56,900
‫توی محوطه‌ی نمایشگاه بودیم،

1335
00:53:56,942 --> 00:53:58,276
‫صدای خنده بود و موسیقی.

1336
00:53:58,318 --> 00:53:59,778
‫یه کم از کنترل خارج شد

1337
00:53:59,819 --> 00:54:02,781
‫-و اوضاع حسابی به‌هم ریخت...
‫-پنجاه دلار، تمومش کنیم.

1338
00:54:02,822 --> 00:54:04,324
‫-باشه.
‫-خیلی خب.

1339
00:54:06,576 --> 00:54:07,619
‫اون...؟

1340
00:54:07,661 --> 00:54:09,204
‫آره. اگه قول بدی

1341
00:54:09,246 --> 00:54:11,039
‫دیگه بچه‌های مدرسه رو بغل نمیکنی 

1342
00:54:11,039 --> 00:54:12,624
‫سینامون مال تو.

1343
00:54:12,666 --> 00:54:15,710
‫همه‌ی بغل هامو می‌دم به سینامون.

1344
00:54:15,752 --> 00:54:17,545
‫وایسا، وایسا.

1345
00:54:17,587 --> 00:54:21,007
‫بذار فعلاً عجله نکنیم. صدای بلند هم درنیار

1346
00:54:21,049 --> 00:54:24,177
‫و فعلاً بغل هات رو از دور بفرست. می‌شه؟

1347
00:54:24,219 --> 00:54:26,429
‫-ممنون، بابایی.
‫-خواهش می‌کنم.

1348
00:54:28,139 --> 00:54:29,474
‫وای.

1349
00:54:29,891 --> 00:54:31,059
‫واقعاً؟

1350
00:54:31,059 --> 00:54:33,561
‫دیگه تو مدرسه کسی رو بغل نمی‌کنه 

1351
00:54:33,603 --> 00:54:36,564
‫عالیه! پس حرفام درباره‌ی حریم شخصی جواب داد!

1352
00:54:37,524 --> 00:54:39,776
‫چی؟ این کارم ازت برمیاد؟

1353
00:54:41,069 --> 00:54:43,071
‫خیلی خب، آره. باشه، خداحافظ.

1354
00:54:44,072 --> 00:54:45,824
‫عجب.

1355
00:54:45,865 --> 00:54:46,992
‫یا خدا.

1356
00:54:47,033 --> 00:54:49,327
‫باورتون نمی‌شه؛ معلم سم بود.

1357
00:54:49,369 --> 00:54:52,747
‫دارن فکر می‌کنن یه پایه ببرنش بالاتر.

1358
00:54:52,747 --> 00:54:54,708
‫وای. باید برای همه‌مون اسب بخری.

1359
00:54:54,749 --> 00:54:57,252
‫اون‌قدر زمین نداریم.

1360
00:54:57,252 --> 00:54:58,670
‫بابا، توالت دوباره گرفته.

1361
00:54:58,712 --> 00:54:59,921
‫کار تو بود؟

1362
00:54:59,963 --> 00:55:01,006
‫چندش! نه.

1363
00:55:01,047 --> 00:55:02,966
‫خب، این دیگه مشکل مدیر خدماته.

1364
00:55:03,008 --> 00:55:04,092
‫مدیر خدمات کیه؟

1365
00:55:04,134 --> 00:55:08,138
‫من حلش می‌کنم. با این کار یه هفته کاپ‌کیک می‌گیرم.

1366
00:55:08,179 --> 00:55:09,389
‫آفرین دختر.

1367
00:55:09,431 --> 00:55:11,850
‫یادت نره یه ماشین پای تابلو بزنی.

1368
00:55:11,891 --> 00:55:15,603
‫پاها بالا، نظافتچی رد می‌شه.

1369
00:55:15,603 --> 00:55:17,355
‫راستی، مراسمِ فروشنده‌ی سالت فردا چه ساعتیه؟

1370
00:55:17,397 --> 00:55:18,773
‫همون مراسم فروشنده‌ی سال.

1371
00:55:18,815 --> 00:55:22,569
‫کل بعدازظهره. مراسم مهمیه.

1372
00:55:22,610 --> 00:55:25,905
‫خب، مسابقه‌ی املای هدلی چی؟

1373
00:55:25,947 --> 00:55:27,490
‫اونم بعدازظهره.

1374
00:55:27,532 --> 00:55:28,742
‫ولی به هردوش می‌رسم.

1375
00:55:28,783 --> 00:55:30,285
‫پس اگه نمی‌خوای... اوه، گیر کرد.

1376
00:55:30,327 --> 00:55:31,911
‫یه لگد بهش می‌زنی؟

1377
00:55:31,953 --> 00:55:34,372
‫آهان، راه افتاد. دیدی؟

1378
00:55:34,414 --> 00:55:35,623
‫برو یه ماشین بزن پای تابلو

1379
00:55:35,623 --> 00:55:37,959
‫برای خودت.

1380
00:55:49,596 --> 00:55:52,891
‫کلمه‌ی شما «دوئوپولی» است.

1381
00:55:53,933 --> 00:55:54,976
‫دوئوپولی.

1382
00:56:00,273 --> 00:56:01,900
‫دوئوپولی.

1383
00:56:01,941 --> 00:56:03,902
‫درسته.

1384
00:56:04,986 --> 00:56:05,987
‫آروم باشید.

1385
00:56:06,905 --> 00:56:08,156
‫همه آروم باشید.

1386
00:56:08,198 --> 00:56:09,657
‫نظم رو رعایت کنید!

1387
00:56:10,533 --> 00:56:13,703
‫-آقا، لطفاً.
‫-ببخشید.

1388
00:56:13,703 --> 00:56:15,205
‫خیلی هیجان‌انگیزه.

1389
00:56:15,997 --> 00:56:17,499
‫کلمه‌ی شما «سیستماتیک» است.

1390
00:56:18,500 --> 00:56:20,001
‫سیستماتیک.

1391
00:56:20,001 --> 00:56:21,252
‫از پسش برمیای، هدلی!

1392
00:56:22,962 --> 00:56:25,382
‫-ببخشید، ببخشید، ببخشید.
‫-آقا، اینجا مسابقه‌ی املاست.

1393
00:56:25,423 --> 00:56:26,466
‫این‌جوری...

1394
00:56:26,508 --> 00:56:29,094
‫-جو مسابقه رو به‌هم می‌زنید.
‫-ببخشید.

1395
00:56:29,969 --> 00:56:31,971
‫سیستماتیک.

1396
00:56:40,522 --> 00:56:41,981
‫سیستماتیک.

1397
00:56:42,023 --> 00:56:43,858
‫-غلط گفت.
‫-درسته.

1398
00:56:43,900 --> 00:56:45,652
‫ایول! هدلی!

1399
00:56:53,368 --> 00:56:56,663
‫اوه، انگار پسرت دوباره تنهات گذاشت، دن.

1400
00:56:56,704 --> 00:56:58,748
‫الان احتمالاً تو دیو اَند باسترز

1401
00:56:58,790 --> 00:57:00,625
‫داره کارت بازی بچه‌هاشو شارژ می‌کنه.

1402
00:57:00,667 --> 00:57:02,085
‫نه، همچین کاری باهام نمی‌کنه.

1403
00:57:02,085 --> 00:57:05,755
‫فقط می‌گم، نه تو براش مهمی نه اینجا.

1404
00:57:05,755 --> 00:57:07,257
‫هیچ‌وقت هم نبودید.

1405
00:57:07,257 --> 00:57:08,174
‫میاد.

1406
00:57:10,093 --> 00:57:12,095
‫-کوشن.
‫-درسته.

1407
00:57:16,307 --> 00:57:19,310
‫هی! پِس‌پِس!

1408
00:57:19,352 --> 00:57:20,520
‫این چند مرحله‌ست؟

1409
00:57:20,562 --> 00:57:21,938
‫-چند مرحله؟
‫-آره.

1410
00:57:21,938 --> 00:57:23,982
‫همین‌طور ادامه می‌دن تا فقط یه بچه بمونه.

1411
00:57:25,567 --> 00:57:27,193
‫تا حالا مسابقه‌ی املا نیومدی؟

1412
00:57:27,235 --> 00:57:29,779
‫زمان ما از این مسابقه‌ها نبود.

1413
00:57:29,821 --> 00:57:31,281
‫فکر کنم بود.

1414
00:57:31,281 --> 00:57:33,408
‫فکر کنم فقط تو رو راه نمی‌دادن.

1415
00:57:36,828 --> 00:57:38,496
‫من یه سر می‌رم دستشویی.

1416
00:57:38,538 --> 00:57:40,206
‫-هوای صندلیم رو داری؟
‫-هوای صندلیت؟

1417
00:57:40,248 --> 00:57:42,125
‫-آره، نذار کسی...
‫-وقتی برگشتی،

1418
00:57:42,167 --> 00:57:44,752
‫به‌جای اینکه اونجا بشینی، بیا جلو

1419
00:57:44,794 --> 00:57:46,504
‫کنار رفیق خودت بشین.

1420
00:57:46,546 --> 00:57:47,839
‫اِ...

1421
00:57:48,882 --> 00:57:50,300
‫اون تو می‌بینمت.

1422
00:57:52,010 --> 00:57:53,553
‫یه چیزی اینجاست.

1423
00:57:53,595 --> 00:57:54,971
‫وای. اوه.

1424
00:57:56,139 --> 00:57:59,476
‫نگران نباشید، فروشنده‌ی سال رسید!

1425
00:57:59,517 --> 00:58:00,685
‫ایول، نیت!

1426
00:58:00,685 --> 00:58:03,480
‫-این رفیق منه!
‫-خودمم؛ رفیقش.

1427
00:58:03,480 --> 00:58:04,981
‫محشره، خیلی ذوق دارم.

1428
00:58:05,023 --> 00:58:06,524
‫زود شروع کنیم، چون خیلی وقت ندارم.

1429
00:58:06,566 --> 00:58:09,444
‫کجا باید بری که از این مهم‌تره؟

1430
00:58:10,653 --> 00:58:12,572
‫هیچ‌جا! هیچ جا کاری ندارم!

1431
00:58:12,614 --> 00:58:13,781
‫هیچ‌جا کاری ندارم، خب؟

1432
00:58:13,823 --> 00:58:14,866
‫فقط خیلی ذوق‌زده‌ام.

1433
00:58:14,908 --> 00:58:16,618
‫-خیلی خب.
‫-آروم، یه کم خودتو جمع کن.

1434
00:58:16,659 --> 00:58:18,369
‫باید با مدیر نمایشگاه کول‌اسپرینگز

1435
00:58:18,411 --> 00:58:19,704
‫آشنات کنم.

1436
00:58:19,746 --> 00:58:21,539
‫خیلی وقته می‌خواد ببینتت.

1437
00:58:21,539 --> 00:58:22,957
‫خیلی خب، بی‌صبرانه منتظرم.

1438
00:58:22,999 --> 00:58:24,209
‫-بریم.
‫-آره.

1439
00:58:25,585 --> 00:58:27,170
‫-مایک وندرهولدن.
‫-سلام.

1440
00:58:27,212 --> 00:58:28,129
‫راسته که

1441
00:58:28,171 --> 00:58:30,507
‫-آقای واندر فول رو می‌شناسی؟
‫-چی؟

1442
00:58:30,548 --> 00:58:32,258
‫آره، داشتم می‌گفتم تو «شارک تنک» بودی.

1443
00:58:32,300 --> 00:58:34,010
‫باید شماره‌شو بهم بدی.

1444
00:58:34,052 --> 00:58:37,013
‫یه اختراع خفن دارم که باید براش ارائه کنم.

1445
00:58:37,055 --> 00:58:39,557
‫آره، من... راستش نمی‌شناسمشون.

1446
00:58:39,557 --> 00:58:40,600
‫فقط تو یه قسمت بودم.

1447
00:58:40,642 --> 00:58:41,851
‫ببین، چیزی رو ازم قایم نکن.

1448
00:58:41,851 --> 00:58:43,353
‫از سودش یه تیکه هم به تو می‌دم، داداش.

1449
00:58:43,394 --> 00:58:44,562
‫من سهم نمی‌خوام.

1450
00:58:44,562 --> 00:58:46,606
‫جودیشِس.

1451
00:58:46,648 --> 00:58:48,358
‫متأسفم، ولی غلطه.

1452
00:58:49,150 --> 00:58:50,026
‫پس لینکدینت رو بده

1453
00:58:50,026 --> 00:58:51,736
‫از اونجا شارک‌ها رو پیدا می‌کنم.

1454
00:58:51,778 --> 00:58:53,446
‫می‌خوای از توی لینکدین شارک‌ها رو پیدا کنی؟

1455
00:58:53,488 --> 00:58:54,697
‫من... من اصلاً لینکدین ندارم.

1456
00:58:54,739 --> 00:58:56,866
‫تو که گفتی این یارو باحاله، مرد!

1457
00:58:56,908 --> 00:58:57,909
‫-باشه.
‫-آره.

1458
00:58:57,951 --> 00:58:59,118
‫-دن، می‌شه شروع کنیم؟
‫-آره.

1459
00:58:59,160 --> 00:59:01,663
‫-هی، یه لحظه.
‫-باشه، مشکلی نیست.

1460
00:59:01,704 --> 00:59:03,540
‫الان خیلی عجیب رفتار می‌کنی، خب؟

1461
00:59:03,581 --> 00:59:04,666
‫خواستم ببینم حالت خوبه یا نه.

1462
00:59:04,707 --> 00:59:06,209
‫فقط واسه سخنرانی هیجان دارم.

1463
00:59:06,251 --> 00:59:07,043
‫فقط می‌خوام سخنرانی کنم.

1464
00:59:07,085 --> 00:59:08,211
‫نمی‌خوام یادم بره، می‌فهمی؟

1465
00:59:08,253 --> 00:59:09,003
‫عالیه.

1466
00:59:09,045 --> 00:59:10,672
‫-خوبه، خوبه.
‫-خیلی خب.

1467
00:59:11,881 --> 00:59:13,758
‫خیلی متأسفم، ولی غلطه.

1468
00:59:16,511 --> 00:59:21,099
‫و با این جواب، فقط دو شرکت‌کننده باقی موندن.

1469
00:59:21,140 --> 00:59:22,267
‫نفر اول...

1470
00:59:23,268 --> 00:59:24,435
‫هدلی ویلکاکس.

1471
00:59:30,775 --> 00:59:33,861
‫کلمه‌ی شما «دیفتری» است.

1472
00:59:35,738 --> 00:59:36,948
‫اِ...

1473
00:59:40,285 --> 00:59:41,911
‫ممکنه لطفاً کلمه رو تکرار کنید؟

1474
00:59:43,246 --> 00:59:44,622
‫دیفتری.

1475
00:59:45,290 --> 00:59:47,208
‫دیفتری.

1476
00:59:48,835 --> 00:59:50,753
‫پیداش کردم.

1477
00:59:50,753 --> 00:59:52,922
‫ممنون.

1478
00:59:52,964 --> 00:59:54,173
‫ممنون.

1479
00:59:54,215 --> 00:59:56,175
‫وقت زیادی ندارم، پس کوتاهش می‌کنم.

1480
00:59:56,217 --> 00:59:58,761
‫خیلیا می‌گن پدرا نمی‌تونن
‫همه‌چی رو با هم داشته باشن،

1481
00:59:58,803 --> 01:00:01,431
‫ولی من اومدم بگم این حرف درست نیست.

1482
01:00:01,472 --> 01:00:04,183
‫آره!

1483
01:00:04,225 --> 01:00:07,103
‫بردن عنوان فروشنده‌ی سال فوق‌العاده‌ست،

1484
01:00:07,103 --> 01:00:09,689
‫ولی جایزه‌ی اصلی وقتیه که برگردم خونه،

1485
01:00:09,731 --> 01:00:11,482
‫در خونه رو باز کنم،

1486
01:00:11,482 --> 01:00:12,984
‫این بلیت‌ها رو بالا بگیرم

1487
01:00:13,026 --> 01:00:16,154
‫و قیافه‌ی بچه‌هامو ببینم!

1488
01:00:21,743 --> 01:00:24,746
‫خب، ممنون. ممنون، ممنون.

1489
01:00:27,665 --> 01:00:28,791
‫وای، مگه بهتر از اینم داریم؟

1490
01:00:28,791 --> 01:00:30,835
‫حالا این ماشین هم برای فروشه.

1491
01:00:31,878 --> 01:00:33,254
‫-چی شد؟
‫-باختم، بابا.

1492
01:00:33,296 --> 01:00:34,797
‫اگه وسط مسابقه ولم نمی‌کردی،

1493
01:00:34,797 --> 01:00:35,882
‫خودت می‌فهمیدی.

1494
01:00:35,923 --> 01:00:37,383
‫قرار بود برگردم.

1495
01:00:37,425 --> 01:00:39,510
‫-فکر کردم می‌رسم...
‫-ولی نرسیدی! نرسیدی.

1496
01:00:39,552 --> 01:00:40,762
‫هدلی، درست می‌شه.

1497
01:00:40,803 --> 01:00:42,013
‫بازم مسابقه‌ی املا هست...

1498
01:00:42,055 --> 01:00:43,973
‫اصلاً برام مهم نیست که نبردم!

1499
01:00:43,973 --> 01:00:45,600
‫فقط می‌خواستم تو اونجا باشی.

1500
01:00:46,809 --> 01:00:48,311
‫خودت گفتی همه‌ی ارزشمو

1501
01:00:48,353 --> 01:00:49,520
‫به یه مسابقه‌ی مسخره گره نزنم،

1502
01:00:49,520 --> 01:00:50,938
‫ولی خودتو ببین الان کجایی.

1503
01:00:52,690 --> 01:00:54,359
‫فقط می‌خوام برم خونه.

1504
01:00:54,400 --> 01:00:56,819
‫لطفاً منو ببر خونه.

1505
01:00:56,819 --> 01:00:59,697
‫باشه، بریم خونه. گریسی کجاست؟

1506
01:00:59,697 --> 01:01:01,699
‫امروز بعد مدرسه جلسه‌ی درس گروهی داشت.

1507
01:01:01,741 --> 01:01:03,242
‫چرا من می‌دونم و تو نمی‌دونی؟

1508
01:01:03,284 --> 01:01:06,371
‫پس چی شد «شما بگید، من یادم می‌مونه»؟

1509
01:01:11,376 --> 01:01:13,419
‫بیاید بریم کارائوکه رو راه بندازیم!

1510
01:01:16,464 --> 01:01:17,924
‫هی، بیا دیگه!

1511
01:01:17,965 --> 01:01:20,468
‫بچه‌هات بعداً هم می‌تونن ازت عصبانی باشن!

1512
01:01:25,890 --> 01:01:28,726
‫انگار حسابی دارن خوش می‌گذرونن.

1513
01:01:29,560 --> 01:01:30,978
‫این بچه‌ها رو می‌شناسی؟

1514
01:01:33,606 --> 01:01:34,607
‫یه ساعت دیگه تو مهمونی محل کارت می‌بودی.

1515
01:01:34,649 --> 01:01:35,775
‫-اینجا چی‌کار می‌کنی؟
‫-ببخشید دیگه.

1516
01:01:35,775 --> 01:01:37,568
‫زدم «جلسه‌ی درس گروهی‌تون» رو خراب کردم؟

1517
01:01:37,610 --> 01:01:40,446
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟ اون یقه‌اسکی پوشیده.

1518
01:01:40,488 --> 01:01:42,198
‫یقه‌اسکی خیلی خفنه.

1519
01:01:42,240 --> 01:01:43,241
‫چی؟

1520
01:01:43,282 --> 01:01:45,910
‫وای خدا، چه آبروریزی‌ای.

1521
01:01:45,952 --> 01:01:46,994
‫گریسی!

1522
01:01:47,620 --> 01:01:48,663
‫گریسی.

1523
01:01:48,705 --> 01:01:49,789
‫گریسی! هی!

1524
01:01:50,623 --> 01:01:51,833
‫باید درباره‌ی این حرف بزنیم.

1525
01:01:51,874 --> 01:01:53,710
‫قرار نیست با پسرا تنها تو خونه بمونی.

1526
01:01:53,751 --> 01:01:55,378
‫«دوره‌ی بابا» این نبود.

1527
01:01:55,420 --> 01:01:56,587
‫قرار نبود دروغ بگیم.

1528
01:01:56,629 --> 01:01:59,298
‫نه، قرار بود با راه‌حلای سرهم‌بندی‌شده سرگرممون کنی

1529
01:01:59,340 --> 01:02:00,758
‫تا خودت هر غلطی خواستی بکنی!

1530
01:02:00,800 --> 01:02:03,052
‫تازه، اتفاقاً درباره‌ی دروغ گفتن هم هست،

1531
01:02:03,094 --> 01:02:05,221
‫چون مامان اصلاً نمی‌دونه برگشتی سر کار!

1532
01:02:05,263 --> 01:02:06,389
‫گریسی، این اصلاً...

1533
01:02:06,431 --> 01:02:08,474
‫آره، الانم می‌رم در اتاقمو محکم بکوبم.

1534
01:02:10,226 --> 01:02:11,686
‫نیت، باید بیای بیرون.

1535
01:02:11,728 --> 01:02:14,188
‫-الان نه.
‫-نه، همین الان!

1536
01:02:14,230 --> 01:02:16,357
‫چی؟

1537
01:02:16,399 --> 01:02:18,025
‫یه بیل هم بیار.

1538
01:02:19,902 --> 01:02:21,404
‫بیچاره.

1539
01:02:22,113 --> 01:02:23,281
‫وای خدا.

1540
01:02:23,322 --> 01:02:25,032
‫حالا چی‌کار کنم؟

1541
01:02:25,032 --> 01:02:26,492
‫نمی‌تونم بذارم سم اینو ببینه.

1542
01:02:26,534 --> 01:02:28,411
‫بکشیمش کنار سطل آشغال همسایه.

1543
01:02:28,453 --> 01:02:29,495
‫فردا آشغالا رو می‌برن.

1544
01:02:29,495 --> 01:02:30,788
‫فکر کنم فردا نوبت بازیافتی‌هاست...

1545
01:02:30,830 --> 01:02:32,915
‫-فقط یه سُمشو بگیر!
‫-گرفتم.

1546
01:02:35,501 --> 01:02:37,211
‫زنده‌ست!

1547
01:02:37,211 --> 01:02:39,380
‫وایسا! زنده‌ست!

1548
01:02:39,422 --> 01:02:42,008
‫پایین! پایین! خودتو ازش گنده‌تر نشون بده!

1549
01:02:44,093 --> 01:02:45,595
‫آروم! وایسا!

1550
01:02:45,636 --> 01:02:47,847
‫-نه اون تو! نه اون تو!
‫-نه!

1551
01:02:52,393 --> 01:02:54,395
‫بیا دیگه، سینامون.

1552
01:02:56,522 --> 01:02:57,857
‫اوه نه.

1553
01:03:02,695 --> 01:03:03,988
‫اسب ته حیاط افتاده بود،

1554
01:03:04,030 --> 01:03:06,741
‫فکر کردیم مرده، ولی حالا زنده شده!

1555
01:03:06,783 --> 01:03:08,826
‫بابا، اسبا خوابیده می‌خوابن.

1556
01:03:08,826 --> 01:03:11,120
‫سینامون، بیا اینجا.

1557
01:03:11,120 --> 01:03:13,998
‫چیزی نیست، بیا.

1558
01:03:15,625 --> 01:03:16,667
‫آفرین.

1559
01:03:16,709 --> 01:03:18,503
‫-بده من.
‫-هی.

1560
01:03:18,503 --> 01:03:20,755
‫سینامون، برات پیتزا آوردم.

1561
01:03:20,797 --> 01:03:21,839
‫بیا اینجا، سینامون.

1562
01:03:21,839 --> 01:03:23,883
‫وایسا، وایسا.

1563
01:03:25,301 --> 01:03:26,344
‫اوه نه!

1564
01:03:27,678 --> 01:03:29,639
‫درستش می‌کنم.

1565
01:03:29,680 --> 01:03:31,516
‫هی، سینامون.

1566
01:03:31,516 --> 01:03:34,894
‫-بیا اینجا، آفرین.
‫-نه بابا! فرار می‌کنه!

1567
01:03:34,936 --> 01:03:36,854
‫-مواظب باش.
‫-بیا.

1568
01:03:38,689 --> 01:03:39,816
‫وایسا! وایسا! نه!

1569
01:03:39,857 --> 01:03:41,984
‫نه! نه! نه!

1570
01:03:41,984 --> 01:03:43,361
‫سینامون، وایسا!

1571
01:03:54,080 --> 01:03:55,456
‫نه، نه، نه، نه!

1572
01:04:02,380 --> 01:04:04,924
‫حالت خوبه؟

1573
01:04:04,966 --> 01:04:05,758
‫آره.

1574
01:04:05,800 --> 01:04:06,759
‫چیزی نیست. خوبم.

1575
01:04:11,138 --> 01:04:12,598
‫اسب دیگه، نه؟

1576
01:04:14,642 --> 01:04:17,353
‫می‌تونم درستش کنم.

1577
01:04:20,356 --> 01:04:21,983
‫-سلام عزیزم.

1578
01:04:22,024 --> 01:04:22,733
‫پس فردا کنارمه

1579
01:04:22,775 --> 01:04:24,235
‫تا پخش زنده رو از خونه انجام بدیم.

1580
01:04:24,277 --> 01:04:25,653
‫پخش زنده؟ تو خونه‌ی ما؟

1581
01:04:25,695 --> 01:04:26,696
‫آره.

1582
01:04:26,737 --> 01:04:28,072
‫لوری گفت بهترین جا همون‌جاست،

1583
01:04:28,114 --> 01:04:30,157
‫چون اولین استارمایندر همون‌جا ساخته شده.

1584
01:04:30,199 --> 01:04:31,284
‫همه‌چی توی تقویمه.

1585
01:04:31,325 --> 01:04:32,451
‫آره، دیدمش.

1586
01:04:32,493 --> 01:04:35,246
‫فقط فردا خیلی زودتر از چیزی که فکر می‌کردم رسید.

1587
01:04:35,288 --> 01:04:36,372
‫باشه.

1588
01:04:36,414 --> 01:04:38,791
‫بالاخره فهمیدی زندگی من چه شکلیه.

1589
01:04:38,833 --> 01:04:40,710
‫فقط یه جاروبرقی سریع بکش،

1590
01:04:40,751 --> 01:04:42,169
‫چون حوالی ظهر می‌رسیم.

1591
01:04:42,169 --> 01:04:43,880
‫آره، آره. خیلی... کمک می‌کنه.

1592
01:04:43,921 --> 01:04:46,132
‫عزیزم، خیلی ممنونم

1593
01:04:46,173 --> 01:04:47,216
‫که این یه ماه خونه موندی

1594
01:04:47,258 --> 01:04:48,509
‫و حواست به خونه بود.

1595
01:04:48,551 --> 01:04:51,012
‫بدون تو از پس هیچ‌کدومش برنمی‌اومدم.

1596
01:04:51,053 --> 01:04:52,096
‫خیلی دوستت دارم.

1597
01:04:52,138 --> 01:04:53,180
‫منم دوستت دارم.

1598
01:04:53,222 --> 01:04:54,473
‫-باشه، خداحافظ.
‫-آره.

1599
01:04:54,515 --> 01:04:55,808
‫ای بابا.

1600
01:05:01,814 --> 01:05:02,773
‫ای بابا.

1601
01:05:06,652 --> 01:05:08,154
‫یه کم دیر گفتی، تقویم.

1602
01:05:14,911 --> 01:05:18,039
‫فکر کردم همه می‌تونن به خواسته‌شون برسن.

1603
01:05:18,080 --> 01:05:21,584
‫نه، فکر کردی خودت می‌تونی به خواسته‌ت برسی.

1604
01:05:24,378 --> 01:05:27,632
‫خدایا...

1605
01:05:28,883 --> 01:05:31,594
‫آره، اینو ببین. اصلاً...

1606
01:05:34,764 --> 01:05:36,057
‫اوه نه.

1607
01:05:42,521 --> 01:05:44,565
‫باید درستش کنم.

1608
01:05:44,607 --> 01:05:46,651
‫فقط نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

1609
01:05:47,234 --> 01:05:49,195
‫پس از همون‌جا شروع کن.

1610
01:05:49,236 --> 01:05:52,239
‫فکر می‌کنی می‌دونم سقفت رو چه‌جوری درست کنم؟

1611
01:05:52,239 --> 01:05:53,824
‫امیدوارم بدونی.

1612
01:05:53,866 --> 01:05:54,867
‫خب، نمی‌دونم.

1613
01:05:56,077 --> 01:05:57,161
‫ولی می‌دونی چیه؟

1614
01:05:58,245 --> 01:06:00,915
‫هر روز میام و ادامه می‌دم.

1615
01:06:00,915 --> 01:06:02,833
‫آره، یه عمر طول می‌کشه.

1616
01:06:02,875 --> 01:06:05,503
‫خیلی سخت می‌شه و کلی خرج برمی‌داره،

1617
01:06:05,544 --> 01:06:07,630
‫شاید هم شکست بخورم.

1618
01:06:07,672 --> 01:06:11,133
‫ولی بعضی وقتا برای کسایی که دوستشون داریم

1619
01:06:11,717 --> 01:06:13,511
‫باید کارای سخت رو انجام بدیم.

1620
01:06:20,559 --> 01:06:22,186
‫منم دوستت دارم؟

1621
01:06:28,693 --> 01:06:30,528
‫خوش می‌گذره، نه؟

1622
01:06:30,569 --> 01:06:33,531
‫یه اردو توی پذیرایی.

1623
01:06:33,572 --> 01:06:36,283
‫کنار آتیش هم اسمورز درست می‌کنیم.

1624
01:06:36,283 --> 01:06:38,077
‫-این بخاری برقیه.
‫-باشه.

1625
01:06:38,119 --> 01:06:41,122
‫مارشمالوها دارن رو فرش آب می‌شن.

1626
01:06:41,163 --> 01:06:43,457
‫مهم نیست.

1627
01:06:43,499 --> 01:06:46,252
‫این فرش که موندنی نیست.

1628
01:06:47,586 --> 01:06:48,963
‫هیچ‌کدوم اینا مهم نیست.

1629
01:06:48,963 --> 01:06:51,215
‫مهم اینه که داریم با هم وقت می‌گذرونیم.

1630
01:06:51,257 --> 01:06:52,508
‫بابا، خونه‌مون نابود شده.

1631
01:06:52,550 --> 01:06:53,592
‫من حتی اتاق ندارم.

1632
01:06:53,634 --> 01:06:56,262
‫آره، خیلی اوضاع خرابه.

1633
01:06:56,303 --> 01:06:58,848
‫یعنی از این خراب‌تر نمی‌شه، خب؟

1634
01:06:58,889 --> 01:07:00,975
‫ولی ازش رد می‌شیم.

1635
01:07:01,017 --> 01:07:03,269
‫همون‌طور که خانواده‌ها رد می‌شن. مگه نه؟

1636
01:07:06,480 --> 01:07:08,983
‫ببینید، می‌دونم اینجا چی کم داره.

1637
01:07:09,025 --> 01:07:11,610
‫-یه قصه‌ی کنار آتیش کم داره.
‫-قصه‌ی کنار بخاری.

1638
01:07:11,610 --> 01:07:14,613
‫باشه، قصه‌ی کنار بخاری.

1639
01:07:14,613 --> 01:07:16,782
‫این یکی واقعیه، خب؟

1640
01:07:16,824 --> 01:07:18,492
‫خیلی سال پیش اتفاق افتاد.

1641
01:07:18,492 --> 01:07:22,121
‫یه خونه‌ای توی کوهستان بود.

1642
01:07:22,163 --> 01:07:24,248
‫یه خانواده توی پذیرایی نشسته بودن.

1643
01:07:24,290 --> 01:07:26,792
‫از پنجره بیرون رو نگاه کردن و یه خرس دیدن.

1644
01:07:27,418 --> 01:07:29,086
‫یه خرس بامزه.

1645
01:07:29,128 --> 01:07:30,629
‫کلی هم ذوق کردن.

1646
01:07:30,629 --> 01:07:34,008
‫ولی هر بار که یه کم نزدیک‌تر می‌شد،

1647
01:07:34,050 --> 01:07:35,634
‫خرسه بزرگ‌تر می‌شد.

1648
01:07:35,676 --> 01:07:38,596
‫بزرگ‌تر و بزرگ‌تر و بزرگ‌تر.

1649
01:07:38,637 --> 01:07:41,515
‫اون‌جا فهمیدن این یه خرس بامزه نیست.

1650
01:07:41,557 --> 01:07:42,933
‫یه خرس گریزلیه.

1651
01:07:42,975 --> 01:07:44,393
‫بعد وارد خونه شد

1652
01:07:44,435 --> 01:07:45,853
‫و شروع کرد همه‌چی رو تیکه‌پاره کردن.

1653
01:07:45,895 --> 01:07:47,855
‫یعنی خیلی بدتر از کاری که یه اسب می‌تونه بکنه.

1654
01:07:47,897 --> 01:07:49,815
‫همین‌طور می‌رفت و همه‌چی رو نابود می‌کرد.

1655
01:07:49,857 --> 01:07:52,193
‫-خانواده هم گیر افتاده بودن.
‫-همه زنده موندن؟

1656
01:07:52,234 --> 01:07:53,569
‫چی؟ آره... اوه.

1657
01:07:53,611 --> 01:07:55,488
‫آره، معلومه. نه، بیا اینجا.

1658
01:07:55,529 --> 01:07:57,364
‫آره، آره... نه.

1659
01:07:57,406 --> 01:07:59,492
‫همه زنده موندن؛ همه‌شون.

1660
01:07:59,533 --> 01:08:00,618
‫هیچ‌کس زنده نموند.

1661
01:08:00,659 --> 01:08:02,536
‫محال بود زنده بمونن.

1662
01:08:02,578 --> 01:08:04,080
‫-خرسه...
‫-شنیدم چی گفتی.

1663
01:08:04,121 --> 01:08:05,539
‫چه‌جوری شنیدی؟

1664
01:08:05,539 --> 01:08:07,625
‫واقعاً چه‌جوری شنیدی؟

1665
01:08:08,084 --> 01:08:09,835
‫من... باشه.

1666
01:08:09,835 --> 01:08:12,463
‫می‌دونستم این داستان واقعی نیست.

1667
01:08:12,505 --> 01:08:13,839
‫حق با توئه.

1668
01:08:14,381 --> 01:08:15,591
‫واقعی نبود.

1669
01:08:17,593 --> 01:08:19,095
‫فقط بذار یه چیزی بهتون بگم...

1670
01:08:20,387 --> 01:08:23,057
‫شما دخترا محشرید.

1671
01:08:24,266 --> 01:08:28,437
‫و خیلی معذرت می‌خوام که تقریباً همه‌چی رو خراب کردم.

1672
01:08:28,479 --> 01:08:30,564
‫منظورت چیه؟ تو برام اسب خریدی.

1673
01:08:30,564 --> 01:08:31,857
‫آره.

1674
01:08:31,857 --> 01:08:33,692
‫ولی چون درباره‌ی

1675
01:08:33,692 --> 01:08:36,403
‫حریم شخصی و فاصله باهات حرف نزدم.

1676
01:08:36,403 --> 01:08:37,446
‫چی؟

1677
01:08:37,488 --> 01:08:39,240
‫آره، باید اون یکی رو حل کنیم.

1678
01:08:40,616 --> 01:08:41,992
‫هدلی، واقعاً...

1679
01:08:42,034 --> 01:08:44,411
‫هیچ‌وقت نباید مسابقه‌ی املا رو ترک می‌کردم.

1680
01:08:44,453 --> 01:08:47,581
‫همون‌طور که خودت می‌گی،

1681
01:08:50,876 --> 01:08:52,461
‫داری سعی می‌کنی «نابخشودنی» رو هجی کنی؟

1682
01:08:52,503 --> 01:08:54,630
‫آره. چقدر تو باهوشی.

1683
01:08:55,422 --> 01:08:56,632
‫گریسی،

1684
01:08:56,674 --> 01:08:58,801
‫حتی نمی‌تونم بابت اون مهمونی ازت عصبانی باشم.

1685
01:08:58,843 --> 01:09:00,052
‫البته نباید این کارو می‌کردی.

1686
01:09:01,303 --> 01:09:02,888
‫ولی فقط داشتی

1687
01:09:02,888 --> 01:09:04,348
‫از الگوی بدی که من نشونت دادم پیروی می‌کردی.

1688
01:09:05,975 --> 01:09:09,812
‫من اون بابایی نیستم که دلم می‌خواد باشم.

1689
01:09:09,854 --> 01:09:12,731
‫راستش چون هیچ‌وقت براش زحمت نکشیدم.

1690
01:09:12,731 --> 01:09:15,943
‫دوست داشتن شما سه‌تا این‌قدر راحت بود

1691
01:09:15,985 --> 01:09:17,736
‫که فکر کردم همون کافیه.

1692
01:09:17,736 --> 01:09:19,738
‫ولی نیست.

1693
01:09:20,322 --> 01:09:21,657
‫باید براش زحمت بکشی.

1694
01:09:21,699 --> 01:09:22,950
‫زحمت واقعی.

1695
01:09:24,285 --> 01:09:26,453
‫مامانتون همیشه اینو می‌دونست.

1696
01:09:26,453 --> 01:09:27,997
‫مامان می‌کشتت.

1697
01:09:28,038 --> 01:09:29,123
‫آره.

1698
01:09:30,249 --> 01:09:31,250
‫خب...

1699
01:09:32,710 --> 01:09:34,295
‫نه اگه بتونم اینو درست کنم.

1700
01:09:34,336 --> 01:09:35,337
‫چه‌جوری می‌خوای درستش کنی؟

1701
01:09:42,553 --> 01:09:43,929
‫من فروشنده‌ام.

1702
01:09:45,389 --> 01:09:46,432
‫می‌فروشم.

1703
01:09:47,349 --> 01:09:48,559
‫اون‌قدر می‌فروشم

1704
01:09:48,601 --> 01:09:51,187
‫که تو عمرم نفروختم.

1705
01:09:56,609 --> 01:09:58,402
‫-سلام.
‫-چی می‌خوای؟

1706
01:09:58,444 --> 01:10:00,321
‫یه خواهش خیلی بزرگ دارم.

1707
01:10:00,321 --> 01:10:02,489
‫یه کم بدجوری گیر افتادم.

1708
01:10:02,531 --> 01:10:05,910
‫می‌دونم سر کار همیشه با هم کنار نیومدیم،

1709
01:10:05,951 --> 01:10:07,912
‫ولی من بهت احترام می‌ذارم،

1710
01:10:07,953 --> 01:10:09,705
‫شاید با توجه به حرفایی که سر کار زدم

1711
01:10:09,747 --> 01:10:11,665
‫فکر نکنی بهت احترام می‌ذارم.

1712
01:10:11,665 --> 01:10:13,667
‫ولی بی‌احترامی همون احترامه.

1713
01:10:13,667 --> 01:10:14,960
‫همون کلمه‌ست.

1714
01:10:15,002 --> 01:10:16,921
‫فقط یه «بی» اولش داره.

1715
01:10:16,962 --> 01:10:19,757
‫اگه اون «بی» رو برداری...

1716
01:10:19,798 --> 01:10:21,008
‫دیدی؟ می‌مونه...

1717
01:10:21,050 --> 01:10:22,801
‫فقط احترام. منظورم اینه که...

1718
01:10:22,801 --> 01:10:25,095
‫چی لازم داری؟

1719
01:10:25,137 --> 01:10:29,808
‫باید خونه‌ت رو قرض بگیرم؛ فقط برای فردا.

1720
01:10:30,351 --> 01:10:31,602
‫در عوضش

1721
01:10:31,644 --> 01:10:35,189
‫حاضرم بلیت‌های تایتانزمو بهت بدم.

1722
01:10:37,066 --> 01:10:38,067
‫جدی؟

1723
01:10:38,525 --> 01:10:39,693
‫آره.

1724
01:10:40,402 --> 01:10:41,403
‫وای.

1725
01:10:42,655 --> 01:10:45,366
‫راستش فکر نمی‌کردم همچین روزی رو ببینم.

1726
01:10:45,366 --> 01:10:47,534
‫نیت، می‌دونم چقدر برات سخت بود

1727
01:10:47,576 --> 01:10:49,787
‫جرئت کنی و این حرفو بزنی.

1728
01:10:49,828 --> 01:10:52,790
‫از دوربین رینگ دیدم داشتی تمرین می‌کردی.

1729
01:10:52,831 --> 01:10:54,458
‫مرد واقعی از کمک خواستن نمی‌ترسه.

1730
01:10:54,500 --> 01:10:57,628
‫این‌همه صداقت و آسیب‌پذیری

1731
01:10:57,670 --> 01:10:59,546
‫واقعاً الهام‌بخشه، مرد.

1732
01:10:59,546 --> 01:11:00,589
‫ممنون.

1733
01:11:00,631 --> 01:11:02,341
‫دلم می‌خواد کمکت کنم.

1734
01:11:02,383 --> 01:11:03,634
‫خیالم راحت شد، مرد.

1735
01:11:03,676 --> 01:11:05,386
‫زرشک!

1736
01:11:05,427 --> 01:11:07,429
‫بی‌خیال مرد، پرده رو روم نبند.

1737
01:11:07,471 --> 01:11:08,597
‫بی‌خیال!

1738
01:11:08,639 --> 01:11:10,432
‫پیتون، اون بلیتا رو لازم دارم.

1739
01:11:10,474 --> 01:11:11,475
‫پیتون!

1740
01:11:13,727 --> 01:11:15,562
‫باید از خونه‌ت استفاده کنم.

1741
01:11:15,604 --> 01:11:16,563
‫چی؟

1742
01:11:16,605 --> 01:11:17,648
‫وقت توضیح ندارم، داداش.

1743
01:11:17,690 --> 01:11:18,732
‫حسابشو بذار پای تلافیِ

1744
01:11:18,774 --> 01:11:20,734
‫اون وقتی که خونه‌ی منو کردی هتل بچه‌ها.

1745
01:11:20,734 --> 01:11:22,528
‫ببخشید، منظورت همون شب‌مونی بچه‌هاست؟

1746
01:11:22,569 --> 01:11:26,240
‫گیر جزئیات نشیم، خب؟

1747
01:11:26,240 --> 01:11:29,827
‫می‌فهمی چقدر باهام بدرفتاری کردی؟

1748
01:11:29,868 --> 01:11:32,246
‫حتی جواب یکی از پیامایی رو

1749
01:11:32,288 --> 01:11:33,289
‫که برات فرستادم ندادی.

1750
01:11:33,330 --> 01:11:35,958
‫دوباره دعوتت کردم دیسک‌گلف بازی کنیم؛ هیچی.

1751
01:11:36,000 --> 01:11:38,085
‫یوگای بز هم گفتم؛ بازم بی‌جواب.

1752
01:11:38,127 --> 01:11:39,920
‫پس نه، خونه رو نمی‌دم.

1753
01:11:39,962 --> 01:11:41,255
‫-چی؟
‫-خبری از خونه نیست.

1754
01:11:41,297 --> 01:11:42,756
‫-چی؟ وایسا.
‫-آره.

1755
01:11:46,260 --> 01:11:47,428
‫ببخشید.

1756
01:11:50,264 --> 01:11:51,265
‫چی؟

1757
01:11:52,266 --> 01:11:54,059
‫دلم می‌خواد با هم وقت بگذرونیم.

1758
01:11:54,059 --> 01:11:55,769
‫جفتمون بابای خونه‌داریم.

1759
01:11:55,811 --> 01:11:59,189
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کردم شبیه همیم.

1760
01:11:59,231 --> 01:12:00,357
‫جدی می‌گی؟

1761
01:12:00,774 --> 01:12:02,151
‫کاملاً.

1762
01:12:02,192 --> 01:12:04,611
‫چون هیچ‌کدوم از باباهای دیگه باهام وقت نگذروندن.

1763
01:12:04,653 --> 01:12:06,113
‫معلومه که نگذروندن...

1764
01:12:07,781 --> 01:12:09,450
‫ولی من مثل بقیه‌ی باباها نیستم.

1765
01:12:10,826 --> 01:12:13,287
‫می‌شه باهات دست بدم؟

1766
01:12:13,996 --> 01:12:15,789
‫آره، فکر کنم.

1767
01:12:23,797 --> 01:12:25,299
‫حس خوبیه.

1768
01:12:29,636 --> 01:12:30,637
‫اوه نه.

1769
01:12:30,679 --> 01:12:32,431
‫اوه، خدایا.

1770
01:12:32,473 --> 01:12:33,766
‫می‌ذارم از خونه استفاده کنی.

1771
01:12:33,807 --> 01:12:35,851
‫ممنون، رفیق.

1772
01:12:38,103 --> 01:12:39,521
‫ای بابا.

1773
01:12:40,564 --> 01:12:41,857
‫خیلی خب، همه گوش کنید.

1774
01:12:41,899 --> 01:12:44,276
‫چالشی که پیش رومونه ساده‌ست.

1775
01:12:44,318 --> 01:12:46,153
‫باید این خونه رو شبیه خونه‌ی خودمون کنیم

1776
01:12:46,195 --> 01:12:48,864
‫تا پخش زنده‌ی مامان بی‌دردسر پیش بره.

1777
01:12:48,906 --> 01:12:50,449
‫بابا! بیدار شو.

1778
01:12:50,491 --> 01:12:52,409
‫گوش می‌کردم، فقط چشمام بسته بود.

1779
01:12:52,451 --> 01:12:54,453
‫تو چرا اومدی؟ به مامان پیام دادم بیاد.

1780
01:12:54,495 --> 01:12:57,247
‫منو فرستاد، گفت شاید یه چیزی یاد بگیرم.

1781
01:12:57,289 --> 01:12:59,124
‫حالا هرچی منظورش بوده.

1782
01:13:00,167 --> 01:13:01,168
‫باشه.

1783
01:13:01,210 --> 01:13:03,253
‫نقشه‌م پنج مرحله‌ی ساده داره

1784
01:13:03,295 --> 01:13:05,964
‫که به همکاری بی‌نقص نیاز داره.

1785
01:13:06,006 --> 01:13:08,384
‫مرحله‌ی اول: رهگیری.

1786
01:13:09,093 --> 01:13:10,469
‫باید مطمئن بشیم

1787
01:13:10,511 --> 01:13:12,513
‫ماشینی که مامان و لوری رو از فرودگاه میاره

1788
01:13:12,554 --> 01:13:14,848
‫دست خودمونه.

1789
01:13:14,848 --> 01:13:18,018
‫خانما، پسته میل دارید؟

1790
01:13:18,060 --> 01:13:20,312
‫مرحله‌ی دوم: گمراه‌سازی.

1791
01:13:20,354 --> 01:13:22,856
‫باید گروه فیلم‌برداری پخش زنده رو منحرف کنیم

1792
01:13:22,898 --> 01:13:24,525
‫و بفرستیمشون اینجا.

1793
01:13:24,525 --> 01:13:26,318
‫دنبال خانواده‌ی ویلکاکسید؟

1794
01:13:26,360 --> 01:13:28,987
‫اسباب‌کشی کردن، ولی آدرسشونو بهتون می‌دم.

1795
01:13:30,030 --> 01:13:32,491
‫مرحله‌ی سوم: فریب‌کاری.

1796
01:13:32,533 --> 01:13:35,411
‫خونه‌ی کانر باید جوری باشه
‫که انگار ما اینجا زندگی می‌کنیم،

1797
01:13:35,452 --> 01:13:38,372
‫یعنی عکسامون، وسایلمون

1798
01:13:38,414 --> 01:13:41,041
‫و همون اندازه شلختگی همیشگی.

1799
01:13:41,083 --> 01:13:43,168
‫مرحله‌ی چهارم: محبت.

1800
01:13:43,877 --> 01:13:45,170
‫این یکی خیلی مهمه، دخترا.

1801
01:13:45,170 --> 01:13:47,756
‫جلوی دوربینا حسابی شورشو دربیارید.

1802
01:13:47,798 --> 01:13:50,008
‫منم تماس چشمیِ دلنشین برقرار می‌کنم.

1803
01:13:50,050 --> 01:13:52,136
‫تا آخر پخش زنده

1804
01:13:52,177 --> 01:13:53,846
‫می‌رسیم به مرحله‌ی پنجم.

1805
01:13:53,887 --> 01:13:56,390
‫پایان خوش.

1806
01:13:56,390 --> 01:13:57,599
‫مامان برمی‌گرده خونه،

1807
01:13:57,641 --> 01:14:00,727
‫می‌بینه برای رسیدن به آرزوهاش چه کارایی کردیم.

1808
01:14:00,769 --> 01:14:02,354
‫و همه‌چی درست می‌شه.

1809
01:14:02,396 --> 01:14:05,149
‫استارمایندر حسابی می‌ترکونه...

1810
01:14:05,190 --> 01:14:06,900
‫وایسا، من چرا اونجام؟

1811
01:14:06,942 --> 01:14:09,194
‫چی؟ چی؟

1812
01:14:09,236 --> 01:14:12,281
‫شاید فقط توی خیالم بود.

1813
01:14:12,322 --> 01:14:15,325
‫-بی‌خیال.
‫-باشه، فکر کنم فهمیدیم.

1814
01:14:16,285 --> 01:14:18,036
‫بزن بریم!

1815
01:14:18,078 --> 01:14:20,330
‫مسافرای عزیز، به نشویل خوش اومدید.

1816
01:14:20,372 --> 01:14:22,958
‫تا چند لحظه‌ی دیگه به گیت می‌رسیم.

1817
01:14:23,000 --> 01:14:24,418
‫روی باند یه کم ترافیکه،

1818
01:14:24,460 --> 01:14:27,671
‫ولی خبر خوب اینکه امروز کمی زودتر رسیدیم.

1819
01:14:27,713 --> 01:14:29,715
‫-اوه.
‫-به راننده پیام می‌دم

1820
01:14:29,756 --> 01:14:30,924
‫-تا بدونه.
‫-عالیه.

1821
01:14:37,931 --> 01:14:39,975
‫خیلی خب، کار همه عالیه!

1822
01:14:40,017 --> 01:14:41,560
‫اَه، اینم توی دوربین می‌افته؟

1823
01:14:41,602 --> 01:14:42,644
‫موهامو نگاه کن، بابا.

1824
01:14:42,686 --> 01:14:43,812
‫این... افتضاحه.

1825
01:14:43,854 --> 01:14:45,397
‫-چندش‌آوره.
‫-کمتر حرف، بیشتر چکش!

1826
01:14:45,439 --> 01:14:46,815
‫-باشه!
‫-اصلاً این عکس رو

1827
01:14:46,857 --> 01:14:48,275
‫-از کجا پیدا کردی؟
‫-عالی پیش می‌ریم!

1828
01:14:48,317 --> 01:14:50,152
‫این حتی تو اتاقای اصلی خونه‌مون نیست.

1829
01:14:50,194 --> 01:14:52,237
‫عمداً رفتی...

1830
01:14:53,155 --> 01:14:55,073
‫اینجا زیادی شیک نشده؟

1831
01:14:55,073 --> 01:14:56,867
‫یعنی نسبت به خونه‌ی شما.

1832
01:14:56,909 --> 01:14:59,328
‫می‌دونی چیه؟ راست می‌گی.

1833
01:14:59,369 --> 01:15:01,038
‫کانر، ماکارونی خشک داری

1834
01:15:01,079 --> 01:15:02,414
‫بریزم کف زمین؟

1835
01:15:02,456 --> 01:15:04,958
‫چرا داره دیوارو دوباره سوراخ می‌کنه

1836
01:15:04,958 --> 01:15:06,460
‫به‌جای اینکه از سوراخای قبلی استفاده کنه؟

1837
01:15:06,460 --> 01:15:08,629
‫رفیق، خیلی وقته از اون مرحله رد شدیم.

1838
01:15:09,463 --> 01:15:12,799
‫استارمایندرها کجان؟

1839
01:15:12,799 --> 01:15:14,468
‫لعنتی، باید برگردم خونه.

1840
01:15:14,510 --> 01:15:15,511
‫پیتر!

1841
01:15:20,098 --> 01:15:21,558
‫بابا، گرفتنشون؟

1842
01:15:21,600 --> 01:15:24,436
‫-پرواز زودتر رسید.
‫-چی؟ زودتر رسید؟

1843
01:15:24,478 --> 01:15:25,771
‫زود رسیدن!

1844
01:15:25,812 --> 01:15:27,022
‫منم تو فرودگاه گیج شدم.

1845
01:15:27,064 --> 01:15:28,482
‫رفتم بخش پروازهای خروجی،

1846
01:15:28,482 --> 01:15:30,150
‫فکر کردم آدما از اونجا فرودگاه رو ترک می‌کنن.

1847
01:15:30,192 --> 01:15:31,860
‫تا دور زدم و برگشتم،

1848
01:15:31,902 --> 01:15:34,029
‫سوار ماشین شده بودن و رفتن.

1849
01:15:34,071 --> 01:15:36,657
‫بابا، دارن می‌رن خونه‌ی ما.

1850
01:15:36,657 --> 01:15:37,866
‫باید جلوشونو بگیری.

1851
01:15:37,908 --> 01:15:38,951
‫راهشونو می‌بندم.

1852
01:15:38,992 --> 01:15:40,285
‫نه، راهشونو نبند.

1853
01:15:40,285 --> 01:15:41,703
‫صبر کن برسن چراغ قرمز یا یه چیزی.

1854
01:15:41,745 --> 01:15:43,121
‫صداتو ندارم، پسر.

1855
01:15:43,121 --> 01:15:44,498
‫سرم گرمه دارم روزو نجات می‌دم!

1856
01:15:47,000 --> 01:15:48,961
‫اینجا عجب دیوونه‌وار رانندگی می‌کنن.

1857
01:15:49,002 --> 01:15:50,712
‫باشه، جلوشونو می‌گیرم.

1858
01:15:50,754 --> 01:15:53,590
‫اگه یه وقت خوب پیش نرفت...

1859
01:15:54,007 --> 01:15:55,133
‫دوستت دارم، پسرم.

1860
01:15:55,133 --> 01:15:56,552
‫-دوستم داری؟
‫-آخی.

1861
01:15:56,593 --> 01:15:59,680
‫بابا، این‌قدرها هم مهم نیست! این کارو نکن!

1862
01:15:59,721 --> 01:16:02,015
‫بابا!

1863
01:16:02,057 --> 01:16:04,142
‫بابا! خوبی؟

1864
01:16:04,142 --> 01:16:05,519
‫بابا؟

1865
01:16:05,519 --> 01:16:07,312
‫آره، همه‌چی ردیفه. خونه می‌بینمت.

1866
01:16:07,312 --> 01:16:08,438
‫بابا؟ وایسا، داری چی...

1867
01:16:15,028 --> 01:16:16,530
‫والتر؟

1868
01:16:16,530 --> 01:16:17,573
‫کیتی!

1869
01:16:17,614 --> 01:16:20,158
‫-دنیا رو ببین!
‫-اِ...

1870
01:16:20,200 --> 01:16:21,827
‫من... اصلاً...

1871
01:16:21,868 --> 01:16:24,746
‫-این مرد رو می‌شناسی؟
‫-آره، پدرشوهرمه.

1872
01:16:24,788 --> 01:16:26,123
‫چرا... چرا پیچیدی جلوی ما؟

1873
01:16:26,164 --> 01:16:27,791
‫کیتی، تو تصادف

1874
01:16:27,833 --> 01:16:30,210
‫همیشه راننده‌ی عقبی مقصره.

1875
01:16:30,252 --> 01:16:32,212
‫اینم نتیجه‌ی چسبیدن به ماشین جلویی.

1876
01:16:32,254 --> 01:16:34,464
‫-اِ...
‫-پس برگشتی.

1877
01:16:34,506 --> 01:16:37,718
‫آره، داشتیم می‌رفتیم خونه و...

1878
01:16:37,759 --> 01:16:38,885
‫منم دارم می‌رم همون‌جا.

1879
01:16:38,927 --> 01:16:40,345
‫بیاید، خودم می‌رسونمتون.

1880
01:16:40,387 --> 01:16:42,264
‫فکر نکنم باید صحنه‌ی تصادف رو ترک کنیم.

1881
01:16:42,306 --> 01:16:44,891
‫خب، ماشین تو تصادف کرده.

1882
01:16:44,933 --> 01:16:47,352
‫ماشین من که آخ نگفته.

1883
01:16:49,855 --> 01:16:52,566
‫خیلی خب، همین‌جا بمونید. الان برمی‌گردم.

1884
01:17:04,578 --> 01:17:06,413
‫آره، همینه.

1885
01:17:11,627 --> 01:17:12,628
‫چی...

1886
01:17:16,089 --> 01:17:17,215
‫سلام نیت، چه خبر مرد؟

1887
01:17:17,257 --> 01:17:19,217
‫-کجایی؟
‫-اوه، ببخشید.

1888
01:17:19,217 --> 01:17:20,260
‫یه درخواست سفر گرفتم

1889
01:17:20,302 --> 01:17:22,262
‫و بلیت بونارو این آخرهفته فروخته می‌شه،

1890
01:17:22,304 --> 01:17:25,098
‫مجبور شدم یه کم پول دربیارم.

1891
01:17:25,098 --> 01:17:26,600
‫-چی؟ جدی می‌گی؟
‫-هیس.

1892
01:17:26,600 --> 01:17:29,102
‫-دارم تلفنی حرف می‌زنم.
‫-همین الان ماشین می‌خوام.

1893
01:17:29,102 --> 01:17:30,937
‫پیتر؟ همین الان ماشین می‌خوام!

1894
01:17:30,937 --> 01:17:32,230
‫پیتر!

1895
01:17:46,078 --> 01:17:47,621
‫آره! یالا! آره!

1896
01:17:54,378 --> 01:17:55,253
‫ببخشید!

1897
01:17:56,546 --> 01:17:58,632
‫فکر نکنم چراغ راهنما رو بشناسه!

1898
01:18:00,634 --> 01:18:03,720
‫«و آن روز بود که استارمایندر متولد شد.»

1899
01:18:04,846 --> 01:18:06,139
‫شکل گرفت...

1900
01:18:07,599 --> 01:18:09,017
‫لیک‌وود اسپرینگز؟

1901
01:18:09,059 --> 01:18:10,185
‫وایسا والتر، اینجا که ما...

1902
01:18:10,227 --> 01:18:11,645
‫پارک نمی‌کنیم؟ می‌دونم.

1903
01:18:11,687 --> 01:18:14,272
‫ما همیشه توی ورودی پارک می‌کنیم؛ مثل همیشه.

1904
01:18:14,314 --> 01:18:17,275
‫مگه چند وقته رفتی؟

1905
01:18:17,317 --> 01:18:19,403
‫نیت واقعاً کارش عالی بوده.

1906
01:18:19,444 --> 01:18:21,446
‫باید می‌دیدی خونه رو چه‌جوری از نو چیده.

1907
01:18:21,488 --> 01:18:23,657
‫یه کم غافلگیرکننده‌ست، ولی عاشقش می‌شی.

1908
01:18:23,657 --> 01:18:24,658
‫خیلی خب، خانما.

1909
01:18:26,076 --> 01:18:27,828
‫رسیدیم؛ مأموریت انجام شد.

1910
01:18:27,869 --> 01:18:29,079
‫استرس نداشته باش.

1911
01:18:29,121 --> 01:18:31,289
‫اگه امروز پنج‌هزار تا بفروشیم،

1912
01:18:31,289 --> 01:18:33,792
‫تا آخر ماه محصولت تو فروشگاه‌هاست.

1913
01:18:33,834 --> 01:18:34,918
‫اگرم نشد،

1914
01:18:34,960 --> 01:18:37,003
‫مهم خاطره‌هاییه

1915
01:18:37,003 --> 01:18:38,338
‫که توی این مسیر ساختیم.

1916
01:18:38,880 --> 01:18:39,923
‫خیلی خب، خانما.

1917
01:18:39,965 --> 01:18:42,050
‫-بذار کمکت کنم.
‫-ممنون.

1918
01:18:42,092 --> 01:18:43,385
‫خواهش می‌کنم، خانم شارک.

1919
01:18:47,180 --> 01:18:48,348
‫والتر، چه خبره؟

1920
01:18:48,390 --> 01:18:51,226
‫نگران نباش، نیت همه‌چی رو توضیح می‌ده.

1921
01:18:51,268 --> 01:18:53,979
‫عالیه. خود نیت کجاست؟

1922
01:18:55,272 --> 01:18:57,232
‫وای! وای! وای!

1923
01:18:57,274 --> 01:18:58,608
‫با سرعت داریم میایم!

1924
01:18:58,650 --> 01:19:01,319
‫برید کنار! بلد نیستیم وایسیم!

1925
01:19:04,114 --> 01:19:07,075
‫-اوه.
‫-نیت! وای...

1926
01:19:07,117 --> 01:19:08,243
‫نیت!

1927
01:19:08,285 --> 01:19:11,204
‫وای خدا! حالت خوبه؟

1928
01:19:11,204 --> 01:19:13,331
‫آره، خوش اومدی خونه.

1929
01:19:13,331 --> 01:19:14,833
‫خوش اومدم خونه؟

1930
01:19:14,875 --> 01:19:16,501
‫این اسب مال کیه؟

1931
01:19:16,501 --> 01:19:18,503
‫چرا خونه‌ی کانریم؟

1932
01:19:18,545 --> 01:19:20,672
‫خدایا، مجبور شدم باهاش معامله کنم.

1933
01:19:20,714 --> 01:19:24,009
‫خونه‌مون دقیقاً آماده‌ی دوربین نیست.

1934
01:19:24,050 --> 01:19:26,428
‫نه، نه؛ بیا بیشتر از اینا بگیم.

1935
01:19:26,470 --> 01:19:27,721
‫ترجیح می‌دم نگیم.

1936
01:19:27,721 --> 01:19:29,806
‫پس بریم تو و پخش زنده رو انجام بدیم.

1937
01:19:29,848 --> 01:19:32,893
‫نه نیت، سر خونه‌مون چی اومده؟

1938
01:19:35,729 --> 01:19:37,022
‫باشه، خیلی خب.

1939
01:19:39,274 --> 01:19:41,234
‫-برگشتم سر کار.
‫-چی‌کار کردی؟

1940
01:19:41,234 --> 01:19:43,153
‫بعدشم برای سم یه اسب خریدم.

1941
01:19:43,195 --> 01:19:44,529
‫براش اسب خریدی؟

1942
01:19:44,529 --> 01:19:46,323
‫چون تو مدرسه بچه‌ها رو بغل می‌کرد 

1943
01:19:46,364 --> 01:19:47,407
‫و مجبور شدم براش اسب بخرم.

1944
01:19:47,449 --> 01:19:50,452
‫بعد فکر کردم اسبه مرده.

1945
01:19:50,494 --> 01:19:52,329
‫ولی ظاهراً اسبا برای خواب دراز می‌کشن.

1946
01:19:52,370 --> 01:19:54,414
‫تازه فهمیدم؛ نمی‌دونستم.

1947
01:19:54,456 --> 01:19:56,750
‫بعدشم اسبه خونه رو نابود کرد.

1948
01:19:56,750 --> 01:19:59,878
‫به همه‌چی لگد زد و همه‌چی رو خراب کرد.

1949
01:19:59,920 --> 01:20:00,796
‫بچه‌ها حالشون خوبه؟

1950
01:20:00,837 --> 01:20:02,422
‫آره، بچه‌ها خوبن.

1951
01:20:02,464 --> 01:20:04,257
‫مشکل سقفه؛ سقف ریخت.

1952
01:20:04,299 --> 01:20:05,884
‫-سقف خونه‌مون ریخت؟
‫-ولی اون جداست...

1953
01:20:05,926 --> 01:20:08,553
‫اصلاً ربطی به اسب نداشت؛ خودش ریخت.

1954
01:20:08,553 --> 01:20:12,098
‫پس احتمال خیلی زیادی هست که من...

1955
01:20:12,140 --> 01:20:14,476
‫آره، زندگی‌مونو نابود کرده باشم.

1956
01:20:16,812 --> 01:20:18,563
‫کیتی، آماده‌ای؟

1957
01:20:18,563 --> 01:20:21,149
‫آره. می‌شه یه لحظه بهم وقت بدی؟

1958
01:20:21,191 --> 01:20:22,400
‫باشه.

1959
01:20:24,528 --> 01:20:27,364
‫نیت، چه‌طور تونستی این کارو بکنی؟

1960
01:20:27,405 --> 01:20:29,658
‫این‌همه فرصت بهت دادم بهم بگی

1961
01:20:29,699 --> 01:20:31,409
‫واقعاً اوضاع چه‌طوره،

1962
01:20:31,451 --> 01:20:33,370
‫ولی مدام بهم دروغ گفتی.

1963
01:20:33,411 --> 01:20:35,622
‫فکر کردی هیچ‌وقت نمی‌فهمم؟

1964
01:20:35,664 --> 01:20:38,708
‫نه، گوش کن؛ باید بهم اعتماد کنی.

1965
01:20:38,750 --> 01:20:41,586
‫نمی‌ذارم رؤیات اینجا

1966
01:20:41,586 --> 01:20:44,798
‫توی بوته‌های مسخره‌ی کانر اشفورد بمیره!

1967
01:20:44,840 --> 01:20:49,594
‫فقط باید بری تو. خواهش می‌کنم...

1968
01:20:49,594 --> 01:20:53,974
‫بذار نشونت بدم من و بچه‌ها برات چی‌کار کردیم.

1969
01:20:57,310 --> 01:20:58,687
‫می‌رم تو...

1970
01:20:59,938 --> 01:21:01,106
‫ولی حرفمون تموم نشده.

1971
01:21:02,607 --> 01:21:03,608
‫می‌دونم.

1972
01:21:04,234 --> 01:21:05,443
‫باشه.

1973
01:21:06,570 --> 01:21:07,863
‫بریم انجامش بدیم.

1974
01:21:09,489 --> 01:21:11,116
‫فکر کنم جواب داد.

1975
01:21:13,827 --> 01:21:16,997
‫خیلی آشنا به نظر میای؛ کجا دیدمت؟

1976
01:21:16,997 --> 01:21:18,498
‫من توی «شارک تنک»م.

1977
01:21:18,540 --> 01:21:20,375
‫نه، اون نیست.

1978
01:21:20,417 --> 01:21:21,877
‫-هوم.
‫-سلام به همگی.

1979
01:21:26,715 --> 01:21:27,799
‫وای.

1980
01:21:27,799 --> 01:21:29,968
‫پس استارمایندر اینجا متولد شد.

1981
01:21:30,010 --> 01:21:31,219
‫بله، درسته.

1982
01:21:31,261 --> 01:21:35,891
‫همین‌جا روی صندلی موردعلاقه‌م نشسته بودم،

1983
01:21:35,932 --> 01:21:39,060
‫و به وسایل موردعلاقه‌م نگاه می‌کردم...

1984
01:21:39,102 --> 01:21:41,521
‫مثلاً شومینه‌ی موردعلاقه‌م.

1985
01:21:42,439 --> 01:21:43,982
‫یادمه با خودم فکر کردم

1986
01:21:43,982 --> 01:21:46,902
‫باید راه بهتری برای نظم دادن به کارا باشه.

1987
01:21:46,943 --> 01:21:48,153
‫-دقیقاً.
‫-آره.

1988
01:21:48,153 --> 01:21:50,655
‫شما دخترا درباره‌ی اختراع مامانتون چه حسی دارید؟

1989
01:21:50,697 --> 01:21:53,450
‫هر روز ازش استفاده می‌کنم؛
‫برای تکالیف خیلی کمکم می‌کنه.

1990
01:21:53,491 --> 01:21:56,119
‫یادم می‌اندازه دستم رو به بقیه نزنم.

1991
01:21:56,161 --> 01:21:57,454
‫عالیه.

1992
01:21:57,495 --> 01:21:59,789
‫یادم می‌اندازه برای مدرسه مناسب لباس بپوشم.

1993
01:21:59,831 --> 01:22:01,124
‫چه خوب.

1994
01:22:01,166 --> 01:22:03,919
‫وای کیتی، مردم عاشق این پخش شدن!

1995
01:22:03,960 --> 01:22:06,212
‫-واقعاً؟
‫-آره، خیلی خوبه!

1996
01:22:06,254 --> 01:22:07,714
‫سه دختر مؤدب و متین،

1997
01:22:07,756 --> 01:22:10,467
‫و شوهری که باید بگم فوق‌العاده‌ست در...

1998
01:22:10,508 --> 01:22:12,135
‫برقرار کردن تماس چشمی دلنشین؟

1999
01:22:12,177 --> 01:22:13,345
‫-دقیقاً.
‫-بله.

2000
01:22:13,345 --> 01:22:14,554
‫فکر کردم تا الان تموم می‌کنید. منو می‌کشه.

2001
01:22:14,596 --> 01:22:16,222
‫چرا گفت این خونه‌ی اونه؟

2002
01:22:16,222 --> 01:22:18,934
‫چون خونه‌ی منه، خوشگله. این خونه‌ی منه.

2003
01:22:18,975 --> 01:22:20,060
‫اینجا چه خبره؟

2004
01:22:20,101 --> 01:22:21,519
‫پخش زنده رو نگه دارید!

2005
01:22:21,561 --> 01:22:23,521
‫-نیت...
‫-بابا، زنده‌ست.

2006
01:22:23,563 --> 01:22:26,566
‫باشه، اون قسمت رو حذف کنید؛ همه‌شو حذف کنید.

2007
01:22:26,608 --> 01:22:28,818
‫ببخشید، لوری...

2008
01:22:30,195 --> 01:22:31,404
‫این خونه‌ی ما نیست.

2009
01:22:31,446 --> 01:22:33,990
‫-من نمی‌تونم دروغ بگم، نیت.
‫-ولی من می‌تونم.

2010
01:22:34,991 --> 01:22:36,409
‫سلام، این خونه‌ی ماست.

2011
01:22:36,451 --> 01:22:38,828
‫نیت، نه. دیگه تمومه.

2012
01:22:39,496 --> 01:22:41,414
‫همه‌چی تموم شد...

2013
01:22:42,415 --> 01:22:43,625
‫باشه.

2014
01:22:44,668 --> 01:22:45,752
‫ای بابا.

2015
01:22:45,752 --> 01:22:47,420
‫خونه‌ی شما نیست؟

2016
01:22:48,421 --> 01:22:49,589
‫نیست.

2017
01:22:50,298 --> 01:22:52,550
‫نیست، ببخشید.

2018
01:22:52,592 --> 01:22:55,595
‫گوش کن...

2019
01:22:55,637 --> 01:22:57,681
‫-خانم شارک...
‫-فقط لوری خوبه.

2020
01:22:57,722 --> 01:23:02,018
‫حقیقت اینه که خونه‌مون الان قابل زندگی نیست.

2021
01:23:03,478 --> 01:23:05,730
‫فکر کردم می‌تونم کارای تو رو انجام بدم.

2022
01:23:06,481 --> 01:23:09,025
‫تو همه‌چی رو خیلی راحت نشون می‌دی،

2023
01:23:09,067 --> 01:23:10,986
‫ولی نیست؛ خیلی سخته.

2024
01:23:11,027 --> 01:23:13,863
‫یعنی واقعاً خیلی سخته.

2025
01:23:13,905 --> 01:23:14,948
‫حرف دل ما رو زدی.

2026
01:23:14,948 --> 01:23:17,450
‫فکر کنم همیشه آسون‌ترین راه رو انتخاب کردم.

2027
01:23:17,492 --> 01:23:18,785
‫ولی این دوازده ساعت گذشته

2028
01:23:18,785 --> 01:23:22,038
‫فکر می‌کردم نون‌آور بودن
‫تنها چیزیه که می‌تونم عرضه کنم.

2029
01:23:22,080 --> 01:23:24,916
‫ولی این یه ماهی که با دخترا خونه بودم،

2030
01:23:24,958 --> 01:23:27,544
‫بهتر بود از...

2031
01:23:28,586 --> 01:23:30,380
‫همه‌ی بلیت‌های دنیا.

2032
01:23:31,131 --> 01:23:32,590
‫قسمت بامزه‌ش اینه که...

2033
01:23:33,883 --> 01:23:36,803
‫سعی کردم یه نسخه از تو باشم

2034
01:23:36,845 --> 01:23:39,639
‫و افتضاح شکست خوردم،

2035
01:23:40,557 --> 01:23:42,934
‫ولی فکر کنم همین باعث شد

2036
01:23:42,934 --> 01:23:45,353
‫نسخه‌ی بهتری از خودم بشم.

2037
01:23:45,395 --> 01:23:48,356
‫خدایا، باید برم به زن سابقم زنگ بزنم.

2038
01:23:48,398 --> 01:23:49,274
‫اِ...

2039
01:23:49,315 --> 01:23:51,276
‫می‌دونی چیه؟ از این خوشت میاد.

2040
01:23:51,317 --> 01:23:54,863
‫حتی از استارمایندر استفاده کردم

2041
01:23:54,904 --> 01:23:57,115
‫تا این نقشه‌ی دیوونه‌وار رو سرهم کنم.

2042
01:23:57,157 --> 01:24:00,452
‫چون حتی بابایی مثل من هم

2043
01:24:00,452 --> 01:24:03,413
‫می‌تونه با استارمایندر یه نقشه‌ی عجیب بکشه.

2044
01:24:03,455 --> 01:24:07,208
‫ولی نمی‌خوام خودم اینو بهتون بگم.

2045
01:24:07,250 --> 01:24:11,796
‫بذارید از زبون همسر زیبا و نابغه‌م، کیتی، بشنویم.

2046
01:24:11,796 --> 01:24:13,339
‫خودت براشون توضیح بده.

2047
01:24:16,009 --> 01:24:17,927
‫باشه... بله.

2048
01:24:17,969 --> 01:24:21,848
‫از این طرف بیاید تا استارمایندر رو نشونتون بدم.

2049
01:24:21,890 --> 01:24:23,683
‫پخش زنده داره منفجر می‌شه.

2050
01:24:23,725 --> 01:24:24,392
‫خیلی خوشحالم.

2051
01:24:24,434 --> 01:24:25,977
‫به همتون افتخار می‌کنم.

2052
01:24:26,853 --> 01:24:27,687
‫البته نه به اندازه‌ی وقتی که

2053
01:24:27,687 --> 01:24:29,355
‫کیگن صرف تعمیر سقف کرد،

2054
01:24:29,355 --> 01:24:31,858
‫ولی داخل خونه رو

2055
01:24:31,858 --> 01:24:33,860
‫نسبتاً خوب درست کردم.

2056
01:24:33,860 --> 01:24:35,153
‫مطمئنی نمی‌تونم کمک کنم؟

2057
01:24:35,195 --> 01:24:38,198
‫نه، گفتم خودم از پسش برمیام.

2058
01:24:38,198 --> 01:24:40,200
‫اجازه هست وارد حریمت بشم؟

2059
01:24:40,200 --> 01:24:42,786
‫همیشه. بیا.

2060
01:24:42,827 --> 01:24:44,329
‫می‌خوای کمکم کنی رنگ بزنیم؟

2061
01:24:44,370 --> 01:24:46,748
‫-آره.
‫-بیا.

2062
01:24:46,790 --> 01:24:48,208
‫از اونجا شروع کن.

2063
01:24:48,249 --> 01:24:49,667
‫آفرین، بالا و پایین.

2064
01:24:49,709 --> 01:24:52,587
‫حتی گذاشتیم کیگن تابلو بزنه تا کار بیشتری بگیره.

2065
01:24:52,629 --> 01:24:55,215
‫البته هنوز کاری نگرفته.

2066
01:24:55,256 --> 01:24:57,217
‫انتظار خاصی هم نداریم،

2067
01:24:57,258 --> 01:25:00,386
‫ولی بالاخره تابلو رو زدیم.

2068
01:25:00,386 --> 01:25:04,182
‫منم تویوتا رو ترک کردم
‫تا فروش استارمایندر رو بچرخونم.

2069
01:25:04,224 --> 01:25:06,267
‫حالا نفر اول کیتی‌ام.

2070
01:25:06,309 --> 01:25:08,436
‫یعنی قبلاً هم بودم.

2071
01:25:08,478 --> 01:25:09,729
‫خودتون منظورمو می‌فهمید.

2072
01:25:09,729 --> 01:25:12,023
‫همون‌طور که یه خانواده باید باشه.

2073
01:25:12,732 --> 01:25:13,566
‫سم.

2074
01:25:13,566 --> 01:25:15,110
‫شکلات! بده من! بده!

2075
01:25:15,151 --> 01:25:17,987
‫خواهشاً تا بعد از کوارتر دوم نگهش دار.

2076
01:25:19,364 --> 01:25:21,407
‫هدلی، سبزیجات.

2077
01:25:21,407 --> 01:25:22,951
‫مطمئنی سیب‌زمینی نمی‌خوای؟

2078
01:25:26,538 --> 01:25:29,249
‫پاپ‌کورن برای گریسی...

2079
01:25:29,249 --> 01:25:30,875
‫-و برایان.
‫-ممنون بابا.

2080
01:25:30,917 --> 01:25:31,584
‫ممنون آقای ویلکاکس.

2081
01:25:31,626 --> 01:25:32,752
‫-دمت گرم.
‫-خواهش.

2082
01:25:32,752 --> 01:25:33,461
‫خب عزیزم.

2083
01:25:33,503 --> 01:25:35,630
‫هدلی سه‌شنبه‌ی بعد

2084
01:25:35,672 --> 01:25:37,841
‫تمرین مسابقه‌ی املای منطقه‌ای داره.

2085
01:25:37,882 --> 01:25:39,717
‫سم هم با سینامون اسب‌سواری داره.

2086
01:25:39,759 --> 01:25:42,137
‫من می‌تونم هدلی رو ببرم، اگه تو...

2087
01:25:43,972 --> 01:25:45,807
‫آره، حقشه.

2088
01:25:45,807 --> 01:25:48,643
‫انگار واقعاً این هیکل پول‌سازه.

2089
01:25:48,685 --> 01:25:50,603
‫برای من تو فروشنده‌ی سالی.

2090
01:25:50,645 --> 01:25:52,856
‫من تنها فروشنده‌تم.

2091
01:25:52,897 --> 01:25:54,566
‫همچنین در بازی امروز حضور داره،

2092
01:25:54,607 --> 01:25:57,443
‫مخترع و کارآفرین محلی

2093
01:25:57,485 --> 01:25:59,487
‫که اخیراً در «شارک تنک» دیده شده.

2094
01:25:59,487 --> 01:26:01,281
‫برای رفتن روی نمایشگر بیشتر از یه راه هست.

2095
01:26:01,322 --> 01:26:02,532
‫چی؟

2096
01:26:02,574 --> 01:26:03,575
‫تشویق کنید مخترع

2097
01:26:03,616 --> 01:26:05,160
‫استارمایندر رو،

2098
01:26:05,160 --> 01:26:07,120
‫کیتی ویلکاکس!

2099
01:26:07,996 --> 01:26:10,290
‫اون مامان منه!

2100
01:26:31,769 --> 01:26:35,190
‫روی صحنه خوش‌آمد بگید به نیت بارگاتزی!

2101
01:26:35,231 --> 01:26:38,359
‫بابای من، نیت بارگاتزی!

2102
01:26:38,359 --> 01:26:40,612
‫-همه رو می‌بوسم!
‫-بس کن! چندشه! بابا، بس کن!

2103
01:26:40,653 --> 01:26:42,363
‫عاشق اینم که دختر دارم. دنیای دخترا

2104
01:26:42,405 --> 01:26:43,948
‫تنها دنیاییه که می‌شناسم.

2105
01:26:43,990 --> 01:26:45,700
‫چهل‌وپنج سالش هم که بشه می‌گم:

2106
01:26:45,700 --> 01:26:47,076
‫«فقط بذار باهات زندگی کنیم.

2107
01:26:47,118 --> 01:26:48,203
‫بذار دیگه.»

2108
01:26:49,454 --> 01:26:52,498
‫یه پیمانکار گرفتیم. پیمانکاری

2109
01:26:52,540 --> 01:26:54,542
‫واقعاً شغل خوبیه.

2110
01:26:54,584 --> 01:26:58,254
‫چون می‌تونی زندگی یکی رو نابود کنی و بری.

2111
01:27:00,089 --> 01:27:01,674
‫هی، مواظب سرت!

2112
01:27:01,716 --> 01:27:03,676
‫اگه یکی رو برای تعمیر خونه استخدام کنیم،

2113
01:27:03,718 --> 01:27:06,179
‫قول می‌دم شغل اصلیش اون کار نیست.

2114
01:27:07,722 --> 01:27:10,225
‫سلام عزیزم، همه‌چی خوبه.

2115
01:27:10,266 --> 01:27:12,602
‫فقط دوربین جلوی در بود.

2116
01:27:12,644 --> 01:27:15,396
‫هشدار اشتباهی بود.

2117
01:27:15,396 --> 01:27:17,774
‫چندتا حیوون این‌طرف و اون‌طرف می‌دویدن.

2118
01:27:17,815 --> 01:27:18,983
‫اسب... اسبا.

2119
01:27:23,571 --> 01:27:25,615
‫-پلنگچه. قوزک، قوزک.
‫-چی؟ نه.

2120
01:27:25,657 --> 01:27:29,744
‫سنجاب بود؛ سنجابا می‌دویدن.

2121
01:27:33,248 --> 01:27:35,625
‫باید بری بالا و یه فعالیت گروهی راه بندازی.

2122
01:27:35,667 --> 01:27:38,336
‫ببخشید.

2123
01:27:38,378 --> 01:27:40,964
‫ما آشغالا رو... یکی از روزا می‌ذاریم بیرون.

2124
01:27:41,005 --> 01:27:43,216
‫نمی‌دونم کدوم روز، ولی بالاخره یه روزیه.

2125
01:27:43,258 --> 01:27:44,592
‫وایسا، امروز روز جمع‌آوری آشغاله!

2126
01:27:44,592 --> 01:27:47,262
‫می‌دونم دو هفته پیش یادمون رفت بذاریمش بیرون.

2127
01:27:47,303 --> 01:27:50,014
‫همین استرس می‌تونه یه خانواده رو از هم بپاشه.

2128
01:27:50,556 --> 01:27:51,891
‫وایسا! وایسا!

2129
01:27:54,102 --> 01:27:57,689
‫کل هفته می‌گفتیم: «همه با دست غذا بخورید.»

2130
01:27:57,730 --> 01:27:59,357
‫«آشغالتونو بذارید تو جیبتون،

2131
01:27:59,399 --> 01:28:00,775
‫ببرید خونه‌هاتون.»

2132
01:28:00,817 --> 01:28:02,735
‫لازم نیست این کارو بکنی.

2133
01:28:02,777 --> 01:28:05,113
‫برای من زیادی گرمه، ببخشید.

2134
01:28:05,989 --> 01:28:08,491
‫خیلی گرممه.

2135
01:28:08,533 --> 01:28:10,118
‫مرغ محلی دارن

2136
01:28:10,118 --> 01:28:12,036
‫و مرغ غیرمحلی.

2137
01:28:12,078 --> 01:28:14,163
‫مرغ محلی اجازه داشته آزاد بچرخه.

2138
01:28:14,205 --> 01:28:17,959
‫معلومه که نه توی فروشگاه؛ اونجا دیگه مرده.

2139
01:28:17,959 --> 01:28:21,045
‫ولی هنوز سرگرمی‌هاشو روی بسته نوشتن.

2140
01:28:22,755 --> 01:28:26,050
‫زنم گفت تخم‌مرغ بگیر؛ این دیگه دیوونگیه.

2141
01:28:26,092 --> 01:28:29,345
‫قبلش سر خرید شیر از حال رفتم.

2142
01:28:29,387 --> 01:28:30,930
‫دیگه تخم‌مرغ ازم برنمیاد.

2143
01:28:30,972 --> 01:28:34,475
‫فهمیدم اسبا خوابیده می‌خوابن.

2144
01:28:34,517 --> 01:28:35,810
‫اصلاً نمی‌دونستم.

2145
01:28:36,811 --> 01:28:38,438
‫-زنده‌ست!
‫-وایسا!

2146
01:28:38,479 --> 01:28:39,731
‫شرط می‌بندم وقتی اسب می‌خری

2147
01:28:39,772 --> 01:28:41,024
‫اصلاً به این چیزا فکر نمی‌کنی.

2148
01:28:41,065 --> 01:28:43,609
‫یه چیز گنده وسط حیاطت می‌میره.

2149
01:28:43,651 --> 01:28:47,030
‫نمی‌تونی با نوک پا هلش بدی توی جنگل.

2150
01:28:47,071 --> 01:28:48,156
‫هی! وایسا!

2151
01:28:49,699 --> 01:28:51,743
‫پِس‌پِس! هیا!

2152
01:28:52,493 --> 01:28:53,619
‫رفتم جلو و گفتم:

2153
01:28:53,661 --> 01:28:55,496
‫«یه آیس‌کافی با خامه می‌خوام.»

2154
01:28:55,496 --> 01:28:57,248
‫گفت «با خامه؟» گفتم «با خامه.»

2155
01:28:57,290 --> 01:28:58,666
‫یه بار دیگه پرسید:

2156
01:28:58,666 --> 01:28:59,751
‫«پس آیس‌کافی با خامه؟»

2157
01:28:59,792 --> 01:29:01,544
‫همون‌جا باید می‌گفتم:

2158
01:29:01,586 --> 01:29:03,463
‫«الان چه خبره؟»

2159
01:29:03,504 --> 01:29:04,672
‫هنوز سفارشو نگرفته بودم

2160
01:29:04,672 --> 01:29:06,674
‫که با یه قوطی خامه‌ی زده‌شده برگشت.

2161
01:29:06,674 --> 01:29:07,842
‫نگاه کردم پایین

2162
01:29:07,884 --> 01:29:09,677
‫و شروع کرد خامه رو

2163
01:29:09,677 --> 01:29:11,012
‫روی آیس‌کافیم اسپری کردن.

2164
01:29:11,054 --> 01:29:13,681
‫گفتم «فکر کردی اونجا اینو گفتم؟»

2165
01:29:13,723 --> 01:29:14,932
‫«فکر نمی‌کنی اگه اینو می‌خواستم می‌گفتم

2166
01:29:14,974 --> 01:29:16,351
‫آیس‌کافی با خامه‌ی زده‌شده؟

2167
01:29:16,392 --> 01:29:18,936
‫فکر کردی من خل‌وچلم؟»

2168
01:29:21,647 --> 01:29:23,358
‫گفتی بیشتر بهم می‌دی.

2169
01:29:23,399 --> 01:29:24,400
‫می‌دم، می‌دم.

2170
01:29:27,195 --> 01:29:29,739
‫ما نون‌آور خونه بودیم.

2171
01:29:29,781 --> 01:29:31,282
‫کات.

2172
01:29:31,324 --> 01:29:33,951
‫خیلی ممنون که برای دیدن این برنامه اومدید.

2173
01:29:35,787 --> 01:29:37,246
‫واقعاً یه دنیا برام ارزش داره.

2174
01:29:37,288 --> 01:29:39,332
‫یکی از بهترین جمعیت‌هایی بودید
‫که جلوی‌شون اجرا کردم.

2175
01:29:39,374 --> 01:29:40,917
‫واقعاً نمی‌دونم چه‌جوری تشکر کنم.

2176
01:29:43,211 --> 01:29:45,671
‫-اینم رفیق من!
‫-ایول!

2177
01:29:45,713 --> 01:29:48,591
‫نمی‌دونم چه‌جوری تشکر کنم؛ فوق‌العاده بودید.

2178
01:29:48,633 --> 01:29:51,010
‫خیلی ممنون!
